تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۰ آذر ۰۴ ساعت ۰۴:۴۷
اشتراک

درس هایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۴): آیت الله طالقانی و احیای کتاب گمشده اش

آن گونه که میرزامحمدحسین نایینی در انتهای کتاب «تنبیه ُالاُمَّه و تَنْزیه ُالمِلَّه» تصریح کرده، نگارش آن را در سال ۱۳۲۷ قمری (مطابق با ۱۲۸۸ شمسی) به پایان رسانده است. نخستین نشر این کتاب نیز در همان سال و در شهر بغداد به صورت چاپ سربی بوده است. سپس در سال بعد برای بار دوم […]

آن گونه که میرزامحمدحسین نایینی در انتهای کتاب «تنبیه ُالاُمَّه و تَنْزیه ُالمِلَّه» تصریح کرده، نگارش آن را در سال ۱۳۲۷ قمری (مطابق با ۱۲۸۸ شمسی) به پایان رسانده است. نخستین نشر این کتاب نیز در همان سال و در شهر بغداد به صورت چاپ سربی بوده است. سپس در سال بعد برای بار دوم چاپ سنگی آن در تهران منتشر می شود. پس از آن تاریخ، «تنبیه ُالاُمَّه» دچار فراز و نشیبی عجیب شده و به دست تغافل سپرده می شود؛ مخالفان به دلیلی و موافقان هم به دلیلی دیگر. آنان با محتوا و پیام کتاب مخالف بودند و اینان با سرنوشت و پیامدهای مشروطه که موجب سرخوردگی و دلسردی می شد.

اما چهل و شش سال بعد از آن تاریخ، آیت الله سیدمحمود طالقانی (۱۲۸۹- ۱۳۵۸ش) در تهران این کتاب را احیا و با مقدمه ای به نسبت طولانی و توضیحات و حاشیه نگاری های سودمند تجدید چاپ کرد. مقدمه او با یادآوری این نکته آغاز می گردد که «پس از چندی جست وجو»، آن را «به وسیله یکی از دوستان فاضل» به دست آورده و بی درنگ در مسافرتی نوروزی مورد مطالعه و گفت و گو قرار داده و تصمیم به انتشار دوباره آن می گیرد.

به این ترتیب باید مرحوم طالقانی را پیشتاز در شناختِ اهمیت و معرفی و ترویج کتابی دانست که میرزای نایینی نوشت. آنان که ایشان را می شناسند به آسانی درمی یابند که راز دلبستگی اش به این کتاب چیست و چرا آن را نظیر گمشده ای «جست و جو» می کرده است. طالقانی دلی پرشور و روحی سرکش داشت. از مشاهده رنج مردم و پایمال شدن حقوق آنان به شدت رنج می برد و با روشن بینی و خوش فکری همواره در پی ساختن جامعه ای آزاد، پیشرو و دین باور بود. او عالم مجاهد و ستم ستیزی است که سال ها زندان و شکنجه را تحمل کرد و در هیچ زمان دست از تبیین حکیمانه و درست دین برنداشت؛ تا آنجا که از سوی امام خمینی، ابوذر زمان نامیده شد.

او خود نوشته است: «از آن روزی که اینجانب در این اجتماع چشم گشودم، مردم این سرزمین را زیر تازیانه و چکمه خودخواهان دیدم. هر شامگاهان در خانه منتظر خبری بودیم که امروز چه حوادث تازه‌ای رخ داده؟ و کی دستگیر و تبعید یا کشته شده؟ و چه تصمیمی درباره مردم گرفته‌اند؟! … آن دوره‌ای که در قم سرگرم تحصیل بودم، روزهایی بود که مردم این کشور سخت دچار فشار استبداد بودند. مردم از وحشت از یکدیگر می‌رمیدند. جان و مال و ناموس مردم، تا عمامه اهل علم و روسری زنان مورد غارت و حمله مأمورین استبداد بود. این وضع چنان بر روح و اعصابم فشار می‌آورد که اثر آن، دردها و بیماری‌هایی است که تا پایان عمر باقی خواهد بود. در آن روزها با خود می‌اندیشیدم که این بحث‌های دقیق در فروع و احکام مگر برای عمل و سعادت فرد و اجتماع نیست؟!»[۱]

این پرسش دردمندانه و چاره جویانه، وی را به مطالعه و تدبر در قرآن و روایات، به ویژه نهج البلاغه رهنمون می شود و به این نتیجه می رساند که همه آموزه های دین بر محور توحید است و توحید دو چهره دارد؛ یکی چهره سلبی که نفی اطاعت از طاغوت و قدرت های غیرخدایی و مستبدّ است و دیگری، چهره ایجابی که اطاعت انحصاری از خداست: «پس، تنها دعوت پیمبران توحید در ذات و توحید در عبادت نبوده. توحید در ذات و در عبادت مقدمه و پایه فکری و عملی بوده برای توحید در اطاعت. این سِرُّ الاسرار دعوت پیمبران در سعادت بشر است. آزادی و مساوات و ظهور کمالات بشری از همین معنای خداشناسی و توحید سرچشمه می‌گیرد. این همان حقیقت اسلام است که آیین پیمبر خاتم به آن نامیده شده. یعنی تسلیم اراده و فکر و عمل و از میان برداشتن هر مقاومت و مانعی. قرآن می‌گوید همه پیمبران به اسلام می‌خواندند تا مردم را از بندگی و اطاعت غیر خدا آزاد نمایند و به اطاعت خدا که حق و عدل و حکمت مطلق است درآورند و زنجیرهای عبودیت و اوهام و تقالید باطل را از فکر و اراده مردم بازنمایند: وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ».[۲]

به باور طالقانی، پیام سلبی توحید برای همگان قابل فهم بوده و هست. عالم و عامی همواره از استبداد گریزان و در پی آزادی بوده اند. اما پیام ایجابی و اثباتی توحید، حتی برای عالمان نیز در پرده ابهام و اجمال قرار داشته است. برای همین است که همواره، و از جمله در نهضت مشروطیت همگان می دانستند چه می خواهند و آن را فریاد می زدند، اما طرح روشنی به عنوان جایگزین نداشتند.

نوآوری و برجستگی خاص «تنبیه ُالاُمَّه و تَنْزیه ُالمِلَّه» از نظر طالقانی در همین است که یک خلأ بزرگ نظری را از بین برد و برای نخستین بار طرح روشن و منسجمی از اصول سیاسی اسلام و مبانی حکمرانی شیعی ارائه داد. پس، این کتاب، «گرچه برای اثبات مشروعیت مشروطه نوشته شده، ولی اهمیت بیشتر آن به دست دادن اصول سیاسی و اجتماعی اسلام و نقشه و هدف کلی حکومت اسلامی است» و حق آن است که در هدف خود بسیار موفق شد. نایینی اثری متقن و ماندگار بر جای گذاشت؛ به طوری که «دقت و توجه به این کتاب برای هر کس مفید است. آنهایی که خواهان دانستن نظر اسلام و شیعه درباره حکومتند، در این کتاب نظر نهایی و عالی اسلام را عموماً و شیعه را به خصوص، با مدرک و ریشه خواهند یافت. طرفداران مشروطیت و تکمیل آن، اصول و مبانی مشروطیت را می‌یابند و مخالفین به اشکالات و ایرادات خود بیش از آنچه تصور می‌نمایند، برمی‌خورند. برای علما و مجتهدین، کتاب استدلالی و اجتهادی و برای عوام، رساله تقلیدی راجع به وظایف اجتماعی است.» ایشان تعبیری قابل تامل و مهم نیز از «حضرت آیت‌الله علامه آقای امام جمعه زنجان» نقل کرده و می نویسد: «این تعبیر را از ایشان شنیدم که این کتاب از کرامات مکتب ائمه هدی سلام الله علیهم می‌باشد.»

 

 

[۱] – عبارت های داخل گیومه همگی از مقدمه آیت الله طالقانی بر این کتاب است که به طور مستقیم از چاپ زیر نقل می شود: نایینی، محمدحسین، تنبیه ُالاُمَّه و تَنْزیه ُالمِلَّه، به ضمیمه مقدمه و پاصفحه و توضیحات به قلم سیدمحمود طالقانی، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ نهم، ۱۳۷۸، ص ۷-۲۲

[۲] – اشاره به آیه ۱۵۷ سوره اعراف است که در وصف پیامبر خاتم (ص) و بیان اهداف بعثت وی فرموده است : «و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره ها [یِ جهل، بی خبری و بدعت را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمی دارد.»