به مناسبت سیزدهمین سالگرد ارتحال شیخنا الاستاد، حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) :
چقدر جای او خالی است!
سیزدهمین سالگرد ارتحال شیخنا الاستاد، حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) در حالی فرا می رسد که بیش از همیشه جای خالی او احساس می شود. غالب کسانی که او را دیده بودند یا اکنون وی را شناخته اند در نخستین جمله ای که دارند از فقدان او ابراز حسرت می کنند. دانشجویان پرشماری که به اقتضای سنّ از درک محضر استاد محروم بوده اند، از مشی و مرام او می پرسند و می خواهند بیشتر و بهتر از آن مرد خدا بدانند. اینک جای آن است که از خویشتن بپرسیم: چرا؟ رمز موفقیت و محبوبیت او چیست و چه بود؟ چگونه به رغم گمنامیِ خودخواسته به خواست خدا چنین «شُهره شهر» شده است؟
حقیقت آن است که این رمزْ پیچیده و آن رازْ پنهان نیست. رمز و رازش این بود و هست که او همان بود که می خواست و می بایست باشد. خلوت و جلوت او تفاوتی نداشت و میان ظاهر و باطنش فاصله و تفاوتی دیده نمی شد. او در یک کلام، درد دین داشت و طبیب انسان بود. دین ناب و حقیقی را خوب شناخته بود و جز تبلیغ و ترویج آن چیزی نمی خواست. خدا را برای خدا می خواست نه برای آنکه خودش آیت آن خدا باشد و اسلام را برای اسلام می خواست نه برای آنکه قبای حجیت آن اسلام را بر تن خویش کند. از هرچه تعیّن و تشخّص بود می گریخت و چون طبیبی بس حاذق و مهربان در پی مداوای دردهای بی پایانِ انسان بود.
به همه مردم علاقه داشت، ولی به جوانان عشق میورزید. به آنان اعتماد داشت. وقتی کسی به استناد ظواهری که نمی پسندید، جوانان را بیدین میخواند، فوری میگفت: «اینطور نیست. ممکن است در عمل سهلانگاری کنند، امّا بیدین نشدهاند. آن تساهل هم تقصیر ماست.» برای مردم دل میسوزاند، و به عشق جوانان رنج بیش از چهل سال جلسات مداوم را برخود تحمیل میکرد. میگفت برای اینها به جلسات میآیم. در یکی از شبهای احیا، جوانی به ایشان عرض کرده بود ما را دعا کنید! بر فراز منبر فرمودند: من اصلاً برای دعا کردن برای شما به اینجا آمدهام!
راست میگفت، و من خبر داشتم که تا وقتِ آمدن به آن مراسم بینظیر، در منزل عبادت و توسل داشت و اعمال خویش را انجام می داد. آنگاه که میخواست به سوی مسجد حرکت کند، در آستانه درب می ایستاد، می گریست و میگفت: «خدایا آبروی مجتبی را نبریها! کسی از این جلسه دستخالی بیرون نرودها. همین حالا همه را بیامرز و حوایج آنها را برآورده ساز.»
روی همین حسن ظن و اعتماد بود که همیشه قبل از شروع مراسم با همان لحن دوست داشتنی و صادقانهاش میگفت: «دوستان! خیلی التماس دعا دارم. منِ روسیاه را هم فراموش نکنید.» این را از صمیم قلب میگفت، نه از باب تعارف، و لذا کلامش بر دلها مینشست و یکباره صدای شیون و ناله، شبستان بزرگ مسجد جامعِ بازارِ تهران را فرا میگرفت.
ما که به یادش هستیم. امیدوارم او نیز ما و این مردم عزیز و به ویژه جوانان را همچنان در نظر داشته باشد: «سنگ و گِل را کُنَد از یُمنِ نظر لعل و عقیق- هر که قَدرِ نفسِ بادِ یمانی دانست.»
در نمایشگاه رسانه های ایران برگزار شد
آیین بزرگداشت دکتر محسن اسماعیلی به عنوان استاد و پیشکسوت حقوق رسانه
اخبار
- عکس/ حضور دکتر محسن اسماعیلی در مراسم گرامیداشت شهید سید اسماعیل خطیب، (وزیر اطلاعات)
- عکس/ حضور دکتر در مراسم بزرگداشت شهید علی لاریجانی
- اصول حاکم بر حقوق شهروندی در آثار شهید مطهری
- شهید لاریجانی ، خورشیدی فروزان در سپهر سیاست ایران/ او «مدیر تراز جمهوری اسلامی» بود
- عکس/ حضور دکتر اسماعیلی در راهپیمایی امام رضایی ها
- همه باید در مسیر منافع ملی ملت ایران گام بردارند/ ملت ایران در کنار برادران و خواهران خود در محور مقاومت تا شکست کامل دشمنان از پای نخواهد نشست
- تبیین فلسفه «ولایت» و ویژگیهای آن
- درسهایی از سیاست و حقوق در حکمرانی دینی (۱۷) تبیین فلسفه «ولایت» و ویژگیهای آن
- درسهایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۱۶) از نایینی فقید تا خامنهای شهید
- معاون راهبردی و امور مجلس رئیسجمهور به پویش جانفدا پیوست
- همه ایرانیان از تبار دلیران تنگستان هستند
- لاریجانی مدیری مدبر، سیاستمداری صاحب سبک و خداشناسی بی ادعا بود
- حضور دکتر اسماعیلی در آیین تشییع پیکر شهیدان لاریجانی، سلیمانی و شهدای ناو دنا
- بیعت رضوان انقلاب و بشارت فتح قریب /یادداشتی از دکتر محسن اسماعیلی معاون راهبردی و امور مجلس رئیسجمهور
- حضور دکتر اسماعیلی معاون راهبردی و امور مجلس رئیس جمهور در راهپیمایی روز قدس