تاریخ انتشار: یکشنبه ۰۵ بهمن ۹۳ ساعت ۱۱:۲۲
اشتراک

متن چهل و یکمین درس نهج البلاغه

چرا غیر خدا را بزرگ می بینیم؟

به گزارش خبرگزاری شبستان، دکتر محسن اسماعیلی عضو حقوقدان شورای نگهبان و استاد دانشگاه در جلسه هفتگی تفسیر نهج البلاغه در مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی در ادامه تفسیر نامه ۶۹ نهج البلاغه گفت:

به گزارش خبرگزاری شبستان، دکتر محسن اسماعیلی عضو حقوقدان شورای نگهبان و استاد دانشگاه در جلسه هفتگی تفسیر نهج البلاغه در مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی در ادامه تفسیر نامه ۶۹ نهج البلاغه گفت:
جمله «وَعَظِّمِ اسْمَ اللهِ أَنْ تَذْکُرَهُ إِلاَّ عَلَی حَقّ»؛ نام خدا را بزرگ بشمار و مبادا نام بزرگ خدا را جز بر حق یاد کنی، دو بخش دارد که هر دو بخش اهمیت زیادی از نظر تربیتی و اخلاقی دارد: یک قسمت «وَعَظِّمِ اسْمَ اللهِ» است و موضوع بزرگ شمردن نام خدا. و قسمت دیگر، «أَنْ تَذْکُرَهُ إِلاَّ عَلَی حَقّ» است.

وی ادامه داد: در قسمت اول می فرماید نام خدا را بزرگ بشمار؛ دقت کنید که نفرموده «وَعَظِّمِ اللهِ» (خدا را بزرگ بشمار)؛ فرموده نام خدا را بزرگ بشمار و این خودش حاوی درس بسیار مهمی است.

دکتر اسماعیلی در تشریح این مطلب اظهار داشت: اسم یا همان نام، به معنی نشانه و علامت است؛ وقتی می خواهیم مخاطب خود را به یک معنایی متوجه کنیم؛ چاره ای نداریم که با یک لفظ یا کلمه مقصود خود را منتقل کنیم تا مخاطب متوجه منظور ما بشود. وقتی می خواهیم به مخاطب بگوییم «آتش»، نمی توانیم آتش روشن کنیم. اسم آتش را می گوییم تا از این اسم، معنی منتقل شود. لذا به لفظ، «دال» یا «اسم» و به آن معنی «مدلول» یا «مسمی» و «معنی» می گویند. اسم برای این است که مخاطب به معنای واقعی مورد نظر ما منتقل شود. برخی می گویند که اسم از «وسم» و به معنای نشانه گرفته شده است.

وی افزود: در علم اصول می فرمایند که اسم نقش آینه را برای مسمی دارد؛ خودش موضوعیتی ندارد و ابزار و وسیله ای است که معنای خودش را در خودش نشان می دهد. مثل ما که با نگاه کردن در آینه، قصد دیدار خودمان را داریم نه آینه را. لذا این تعبیر را علمای اهل فن دارند که «اسم، فانی در مسمی است»، یا «اسم، مندک در مسمی است»؛ وگرنه به خودی خود معنایی ندارد. لذا اسامی از معانی خودشان کسب شرافت می کنند. یعنی اگر معنای شریف و بزرگی داشته باشند، آن اسم هم شرافت و عظمت پیدا می کند. در نقطه مقابل، اگر معنی، معنای حقیر و زشت باشد، آن لفظ هم در ذهن ما حقیر و زشت می شود. لذا ما بعضی اسم ها را روی بچه هامان نمی گذاریم؛ چون یک کسی با این اسم بوده و آنقدر زشت عمل کرده که کانه این اسم هم بد شده است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه اسامی به تناسب مسمای خودشان کسب شرافت یا حقارت و عزت یا ذلت می کنند خاطرنشان کرد: اگر چیزی برای کسی ارزشمند است، اسم آن هم باید برای فرد ارزشمند باشد. اگر ما برای موجودی احترام و قداست و بزرگی قائلیم، باید در نام بردن او هم خود را نشان دهد. برعکس؛ نمی شود انسان از موجودی متنفر باشد و اسمش را با قداست نام ببرد. برای همین است که به ما دستور داه اند نام بزرگان خود را با احترام ببرید؛ نام پدر و مادر و معلم و یا هر کسی که به گردن ما حقی دارد. این حکم فطرت و عقل است. به قول سعدی:

بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد

وی ادامه داد: این نکته ای بسیار مهم و تربیتی است که پدران و مادران و آنها که نقش آموزشی دارند، باید بزرگان را همیشه با بزرگی نام ببرند. پدر و مادر در خانه همدیگر را چگونه صدا می کنند؟ این خودش، درس زندگی برای فرزندان است. پدر و مادر باید همدیگر را با احترام و عظمت و با نهایت ارزش صدا بزنند. این به فرزندان درس زندگی می دهد. بالعکس، پدر و مادر وقتی می خواهند فرزندشان را صدا بزنند، نباید جوری صدا کنند که با تحقیر و کوچک شمردن همراه باشد.

عضو شواری نگهبان در ادامه تفسیر نامه ۶۹ نهج البلاغه گفت: اشتباهی که گاهی در جامعه متدینین هم دیده می شود این است که خیال می کنند بدون احترام نام بردن اسم یکدیگر، نشانه احترام و صمیمیت است.. در روایت از وجود مقدس امیرالمومنین صلوات الله علیه نقل شده است که «لا تضیعن حق اخیک اتکالا علی ما بینک و بینه فانه لیس لک باخ من اضعت حقه»؛ به سبب رابطه صمیمی که با دوستت داری حقش را ضایع نکن! از حقوق او این است که او را با احترام اسم ببری. وقتی حق کسی را ضایع می کنی و با احترام او را یاد نمی کنی چگونه ادعا می کنی که دوست تو است؟ ولو اینکه الان دوست تو است، ولی نهایتا رنجیده خاطر می شود.

وی افزود: اسم با مسمی تناسبی دارد. اگر کسی در چشم انسان بزرگ باشد، باید اسمش را با بزرگی برد. ممکن نیست کسی پیش انسان بزرگ باشد ولی اسمش را با بی احترامی ببرد.

دکتر اسماعیلی با اشاه به اینکه یکی از بزرگترین بزرگان، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است اظهار داشت: ببینید چقدر در قرآن تاکید شده که پیامبر را با عظمت نام ببرید. نه اینکه توهین نکنید؛ نام پیامبر را ساده و عادی نبرید. در سوره حجرات می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ». ای کسانی که ایمان آورده اید (و عظمت و بزرگی پیامبر را پذیرفته اید) در سخن گفتن با پیامبر مواظب باشید صدای شما از صدای پیامبر بالاتر نرود (نشانه ادب است). به گونه ای که دو تا آدم عادی با هم صحبت می کنید و هم را خطاب می کنید، پیامبر را صدا نزنید. اگر این گونه صدا بزنید، هرچه عمل خیر کسب کرده اید از بین می رود؛ در حالیکه شما شعورش را ندارید و متوجه نمی شوید.

وی ادامه داد: اگر انسان، اسم پیامبر را با عظمت نبرد و صدایش را بالا ببرد، اعمالش هبط می شود و چیزی در کارنامه اش نمی ماند؟ چون این بی ادبی نشان می دهد که ایمان در دل ما راسخ نبوده است؛ اگر واقعا ایمان به پیامبر داشته باشیم و او را بشناسیم که اینطور با او صحبت نمی کنیم. قرآن بلافاصله در نقطه مقابل می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ »؛ آنهایی که موقع صحبت با پیامبر ادب نشان می دهند و صدایشان را پایین می آورند، این نشانه تقوای قلبی آنهاست؛ اگر انسان قلبا با تقوا باشد، لسانا هم اسم او را درست می گوید.

استاد دانشگاه با اشاره به اینکه آنها که بی ادبانه از پیامبر نام می بردند همه اعمالشان هیچ می شود خطرنشان کرد: آنهایی که با احترام از پیامبر نام می برند، اگر خطایی کرده باشند بخشیده می شوند و به کارهای نیکشان پاداش بزرگ تعلق می گیرد.

وی گفت: قرآن در ادامه می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ»؛ اینهایی که می آیند تو را همین طوری با خطاب «محمد! محمد!» صدا می زنند، عقل ندارند. لذا بی دلیل نیست که شرع مقدس به ما اینطور دستور داده است؛. باید بزرگی آنها در الفاظ ما هم آشکار شود.

عضو حقوقدان شورای نگهبان با طرح این سوال که هیچ فکر کرده اید که چرا خداوند متعال مس اسم پیامبر بدون وضو را حرام کرده است؟، تصریح کرد: چون این اسم، نشانه کس دیگری است. اگر من و شما هم نام پیامبر باشیم، اشکالی ندارد که بی وضو دست بزنیم؛ ولی نام او را بدون وضو نمی شود دست کشید. چرا؟ چون این اسم آدم عادی نیست. حتی خیلی از فقها مانند مرحوم آیت الله خویی هستند که اسامی همه انبیا و اسم مبارکه صدیقه طاهره را هم مشمول همین قاعده می دانند. چرا؟ چون این اسم به خاطر عظمت مسمای خودش عظمت پیدا کرده است.

وی ادامه داد: با عظمت یاد کردن یک اسم، نشان دهنده این است که آن مسمی در دل و جان ما بزرگ است. عکس این مطلب هم درست است. اگر در گفتگوهای خودمان اسم این بزرگان را با عظمت یاد کنیم، خود این عظمت الفاظ باعث تقویت عظمت قلبی ما هم می شود. بین لفظ و معنی رابطه دوسویه وجود دارد. هرچه اسامی را با بزرگی یاد کنیم، ایمان ما بیشتر می شود و هرچه ایمانمان به عظمتشان بیشتر شود، اسامی را هم با عظمت و بزرگی یاد می کنیم.

دکتر اسماعیلی با تأکید بر اینکه آنها که نام پیامبر خدا را بدون عظمت یاد می کنند عقل ندارند عنوان کرد: در دوران جاهلیت بود که این گونه اسم می برده اند. ظاهرا دنیا به همان جاهلیتی که بود برگشته است؛ حتی بدتر. آنها بدون قصد اهانت بی ادبی می کردند. اینها ادعای عقل و تمدن و پیشرفت دارند و با قصد و غرض، بی ادبی می کنند؛ اینها از آنها که هزار و چند صد سال قبل زندگی می کرده اند هم وحشی تر و جاهل تر هستند. این نشان دهنده این است که در دل و جان اینها هیچ روزنه ای از احترام به معنویت نیست و آن چیزی که انسان را غصه دار می کند همین است وگرنه خاک پاشیدن به خورشید که اثری در خورشید ندارد.

وی افزود: همه این دستوراتی که به ما داده اند برای همین است که شما یاد بگیرید و ما یاد بگیریم که آدم بزرگ را باید با بزرگی یاد کرد. « لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضًا»؛ مبادا با پیامبر مانند خودتان صحبت کنید و مانند خودتان او را صدا بزنید. حق ندارید.

مفسر نهج البلاغه با اشاره به اینکه وقتی درباه پدر و مادر و معلم و پیامبر باید این طور رفتار کرد، گفت: ببینید بحث خود خدا چه خواهد شد؟ چقدر باید مراقب باشیم که «نام» خدا را (نه خود خدا را) با عظمت ببریم. علی علیه السلام می فرماید: «وَعَظِّمِ اسْمَ اللهِ». خودتان را عادت دهید که اسم خدا را با عظمت یاد کنید. انسان حبیب باید نام محبوبش را محترم بدارد. عاشق به اسم معشوق خودش عشق می ورزد و با شنیدن نامش جان می دهد:

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای «نام» دوست

وی تأکید کرد: اگر کسی واقعا به درجه محبت خدا رسیده باشد اینگونه است؛ اگر هم در ابتدائیات گیر کرده باشیم و برده نفسمان باشیم؛ بنده باید نام مولا و ولی نعمتش را با احترام ببرد. چون خدا بزرگ است، اسمش هم باید بزرگ برده شود.

دکتر اسماعیلی ادامه داد: آن آیه «سبح اسم ربک الأعلى» هم وقتی نازل شد، پیامبر فرمود: «اجعلوها فی سجودکم». چرا؟ تا انسان چندین بار در روز، صبح و ظهر و شب، خدایش را به بزرگی و ادب یاد کند تا قلب باور کند. کافی نیست که ما قلبمان به یاد خدا باشد. کافی نیست. اسم خدا را باید به زبان بیاوریم.

وی تصریح کرد: روزی چند بار الحمدلله و الله اکبر و سبحان الله بگوید و به بهانه های مختلف خدا را یاد کند. آدم اگر محبت واقعی داشته باشد، ناخودآگاه اسمش را می برد. می خواهد کس دیگری را اسم ببرد، ولی او را صدا می کند. اگر انسان واقعا به خدا علاقمند باشد، اسم او را با عظمت می برد.

عضو شورای نگهبان تأکید کرد: امیرالمومنین در نامه ۶۹ همین را می فرمایند: «وَعَظِّمِ اسْمَ اللهِ »؛ اسم خدا را با عظمت ببرید و نام خدا برای شما عادی نباشد؛ همان طور که در ظاهر نباید بدون وضو دست به نام خدا زد؛ انسان باید خجالت بکشد که باطن آلوده ای داشته باشد و اسم خدا را ببرد.

وی افزود: یکی از برکت های نام خدا این است که اگر انسان اسم او را با عظمت برد، مخلوقات در چشمش کوچک می شوند: «تبارک اسم ربک ذی الجلال والإکرام».

دکتر اسماعیلی با بیان اینکه، امیرالمومنین سلام الله علیه می فرمایند: اسم خدا را با عظمت یاد کن تا خدا در دلت بزرگ جلوه کند؛ که اگر این طور شد از مخلوق حساب نمی بری، گفت: حکمت ۱۲۹ نهج البلاغه میفرماید: «عظم الخالق عندک یصغّر المخلوق فى عینک»؛ اگر خدا در نزد شما بزرگ باشد، مخلوقات در چشمتان کوچک می شود. و خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه میگوید: «انَّ مِنْ حَقِّ مَنْ عَظُمَ جَلاَلُ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ فِی نَفْسِهِ وَ جَلَّ مَوْضِعُهُ مِنْ قَلْبِهِ أَنْ یَصْغُرَ عِنْدَهُ لِعِظَمِ ذَلِکَ کُلُّ مَا سِوَاهُ »؛ اگر کسی واقعا در جان و قلبش خدا را بزرگ دیده باشد و جایگاه خدا در دلش بزرگ باشد، بقیه را و غیر خدا را کوچک می بیند.

وی ادامه داد: اگر ما دیگران را بزرگ می بینیم به این علت است که خدا را کوچک می بینیم؛ حضرت در خطبه ۱۹۲ فرمودند: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم»؛ متقین کسانی هستند که خدا در دلشان بزرگ است و در نتیجه غیر از خدا در دلشان کوچک شده است.

مفسر نهج البلاغه در خاتمه با اشاره به اینکه، اگر خدا در نزد کسی بزرگ بود؛ اولیا و دوستان خدا هم، مانند انبیا و در راس آنها پیامبر اسلام، در چشمش بزرگ خواهند بود، خاطرنشان کرد: در زیارت جامعه می خوانیم: «اسمائکم فی الاسماء»؛ اسم شما را دیگران هم دارند اما «فما احلی اسمائکم» چقدر اسم شما شیرین است.
http://www.shabestan.ir/TextVersionDetail/433695


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*