شصت و دومین جلسه تفسیر نهج البلاغه:
بزرگترین جنایتها و خیانتهای تاریخ در اثر کتمان علم بوده است
به گزارش خبرگزاری مهر، متن زیر گزارشی کوتاه از کلاس شرح نهج البلاغه دکتر محسن اسماعیلی عضو شورای نگهبان و استاد دانشگاه است که چهارشنبه ها در محل سابق حزب جمهوری اسلامی(سرچشمه) برگزار می شود. بدترین نوع تضییع علم آن است که عالم به علمش عمل نکند. هدر دادن دانش به این است که آن […]
به گزارش خبرگزاری مهر، متن زیر گزارشی کوتاه از کلاس شرح نهج البلاغه دکتر محسن اسماعیلی عضو شورای نگهبان و استاد دانشگاه است که چهارشنبه ها در محل سابق حزب جمهوری اسلامی(سرچشمه) برگزار می شود.
بدترین نوع تضییع علم آن است که عالم به علمش عمل نکند. هدر دادن دانش به این است که آن را به نااهل بیاموزى. همه بدعت های تاریخ در بستر سکوت آگاهان رواج یافته اند. سخن درباره این توصیه علی علیه السلام در نامه شصت و نهم بود که می فرماید هیچ نعمتی را نباید تباه و ضایع ساخت. اما در میان همه نعمت ها بر مراقبت از تضییع چند نعمت تأکید خاصی در نهج البلاغه مشاهده می شود. مال و جاه دو نمونه ای بود که در باره آنها بحث شد. علم سومین نمونه است.
دانش هم از نعمتهای بزرگی است که به هر کسی نمیدهند. قرآن کریم می فرماید که خداوند دانش و حکمت را به هر کس بخواهد و شایسته بداند، میدهد؛ و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است و جز خردمندان، این حقایق را درک نمیکنند، و متذکر نمیگردند. پس دانش و حکمت را به هرکسی نمی دهند. اما اگر دادند، برای این میدهند که اولاً به آن عمل کنیم و ثانیاً آن را به دیگران هم تعلیم دهیم.
از حضرت عیسی علیهالسلام نقل شده است که فرمود: «مَن عَلِمَ، وعَمِلَ، وعَلَّمَ، عُدَّ فِی المَلَکوتِ الأعظمِ عَظیماً»؛ هر کس بداند و عمل کند و یاد دهد، در ملکوت اعظم با عظمت به شمار میآید اما اگر کسی بداند، ولی عمل نکند یا علم خود را کتمان نماید، یا آن را به دیگران منتقل نکند، آن علم را ضایع کرده است. تضییع علم حدأقل سه صورت مهم دارد که توضیح کوتاهی پیرامون هریک از آنها می دهیم.
۱-تضییع علم در عمل
نخستین و بدترین صورت تباه ساختن علم، عمل نکردن به آن است. نخستین صورت است، چون حداقل سودی است که باید از آن ببریم. علم، اگر به دیگران هم منتقل نشود و کسی را هم هدایت نکند، دست کم باید به خودِ عالم سود عملی برساند. بدترین صورت هم هست، چون شرمندگی آن بیشتر از شرمندگی ناشی از جهل است.
در خطبه ۱۱۰ نهج البلاغه می فرماید: «إنَّ العالِمَ العامِلَ بِغَیرِ عِلمِهِ کالجاهِلِ الحائرِ الّذی لا یَستَفیقُ مِن جَهلِهِ»، دانایى که برخلاف علمش عمل کند، به نادان سرگشته اى مى ماند که از مستىِ نادانی اش به هوش نیاید. این اولین بدبختی است که عالم مانند جاهل شود. اما بدتر از آن هم هست. «بَلِ الحُجَّةُ عَلَیه ِأعظَمُ، وَ الحَسرَةُ لَهُ ألزَمُ، و هُوَ عِندَاللّهِ ألوَمُ»؛ بلکه حجّت بر چنین عالمى بزرگتر است و حسرتش بیشتر باشد و در پیشگاه خداوند، بیشتر سرزنش شود.
وقتی عمل کسی بر طبق علم او نیست، خوب با جاهل چه فرقی دارد!؟ بلکه وضع او از جاهل بدتر است. جاهل هم وضع بدی در قیامت دارد و از او میپرسند که چرا یاد نگرفتی. اما وضع عالم بدون عمل بدتر است. میپرسند: تو که یادگرفتی و میدانستی، چرا طور دیگر عمل کردی!؟ معلوم است که پاسخ این سوال سختتر و شرمندگی ناشی از آن بیشتر است.
قرآن می فرماید: «قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» ای رسول ما! به مردم بگو که دلیل رسا و قاطع برای خداست. حجت بالغه یعنی دلیلی که برای هیچ کس بهانه ای باقی نمیگذارد. اما این دلیل قاطع و بی جواب چیست؟
همین سوال از امام صادق علیه السلام شد. در پاسخ فرمود: خداوند در روز رستاخیز به بنده خویش میگوید بنده من! آیا میدانستی و گناه کردی!؟ اگر بگوید آری، میفرماید: چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی؟ و اگر بگوید نمیدانستم، میگوید: چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی؟ در این موقع بنده در جواب فرو میماند، و این است معنی «حجت بالغه».
۲-تضییع علم در کتمان
نوع دوم تضییع علم به کتمان، یعنی پنهان کردن آن است. وقتی که اظهار دانش و راهنمایی مردم موجب نجات آنها می شود، کسی نباید آنچه می داند را پنهان کند. ساده ترین شکل مخفی کردن علم، کتمان شهادت است. مثلاً اگر من از طلب شما از کس دیگری خبر دارم و احقاق حق شما هم منوط به اظهار این علم است، نباید از گفتن آن شانه خالی کنم و با شرایطی که در فقه گفته اند، اظهار آن لازم است.
بزرگترین جنایت ها و شدیدترین خیانت های تاریخ در اثر کتمان علم بوده است. اگر علمای یهود و نصاری که از حقانیت حضرت محمد صلی الله علیه و آله اطلاع داشتند، آن را مخفی نمی کردند وضع دینی مردم طور دیگری می شد.
اگر آنان که از نصب علی علیه السلام به خلافت مانند روز اطلاع داشتند، از دادن گواهی اجتناب نمی کردند و علم خود را آشکار می نمودند، مسیر تاریخ اینگونه عوض نمی شد. هرچه از آنان درخواست شد که اطلاعات خود را اظهار کنند، مورد قبول واقع نشد و با سکوت خود زمینه ساز یک انحراف اساسی شدند. امام علیه السلام بارها فرموده است که هم غاصبان علم داشتند که خلافت حق من است، و هم مردم. اما با این حال کردند، آنچه نباید می کردند و امام از آنها به خدا شکایت می کرد.
آنقدر علم خود را کتمان کردند که حضرت می فرماید: « فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ إِلَّا أَهْلُ بَیْتِی»؛ هرچه نگاه کردم کسی جز اهل بیت خودم را ندیدم که به کمک بیاید. همه بدعت های تاریخ همین گونه بوده اند و در سایه سکوت عالمان رواج یافته اند. این حدیث مشهور نبوی چقدر مسئولیت آفرین است که فرمود: «اِذا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فى اُمَّتى فَلْیُظْهِر الْعالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ»؛ هر گاه بدعتها در میان امت من ظاهر گردد، بایدکه عالم علم خود را ظاهر کند. پس هر که آن را اظهار نکند، لعنت خدا بر او باد.
کتمان علم به هنگام نیاز به اظهار آن، ضایع نمودن علم است و بد عاقبتی درپی دارد. البته هرچه موضوع آن مهمتر باشد بوی گَند و مجازات آن هم بیشترخواهد بود. علی علیه السلام به عنوان یک قاعده کلی فرموده اند:
«إنَّ العالِمَ الکاتِمَ عِلمَهُ یُبعَثُ أنتَنَ أهلِ القِیامَةِ ریحا، یَلعَنُه کُلُّ دابَّةٍ حَتّی دَوابُّ الأرضِ الصِّغارِ»؛ عالمی که علم خود را مخفی نگه دارد، در روز قیامت با گَندترین بو برانگیخته شود و همه جنبندگان، حتی جنبندگان ریز روى زمین، او را لعن و نفرین کنند.
۳-تضییع علم در تعلیم
سومین شکل تباهی علم در مورد تعلیم و انتقال آن به دیگران است؛ به این صورت که اولاً، علم خود را انبار کند و به کسانی که نیاز و اهلیت دارند، آموزش ندهد. یا ثانیاً، به کسانی آموزش دهد که ظرفیت ندارند و بد می فهمند و یا سوء استفاده می کنند. ثالثاً، در کیفیت و چگونگی آموزش ارزش علم را از بین ببرند.
سود علم به آن است که موجب هدایت خودِ عالم و جامعه اش بشود؛ وگرنه به هدف خود نرسیده و ضایع شده است؛ همانگونه که اگر آن را به نا اهل آموزش دهد، یعنی به کسی که ظرفیت آن را ندارد یا به کسی که از آن سوء استفاده خواهد کرد، باز هم آن را ضایع نموده است. در حدیثی است که پیامبر (صلیالله علیه و آله وسلم) فرمود: «آفَةُ العِلمِ النِّسیانُ، و إضاعَتُهُ أن تُحَدِّثَ بِهِ غَیرَأهلِهِ»؛ آفتِ دانش، فراموشى است و هدر دادنش به این است که آن را به نااهل بیاموزى.
شهید ثانی را همگی می شناسید. این فقیه نامدار تاریخ تشیع در کتاب عظیم الشأن «منیه المرید» می نویسد:معلم باید مقام و حیثیت علم را ارج نهاده و آنرا به خوارى وابتذال و فرومایگی نکشاند؛ به این معنی که علم را در اختیار افراد نالایق و نااهل قرار ندهد، و آن را به مکانی که منسوب به شاگرد او است نبرد. به عبارت دیگر به عنوان معلمِ سرخانه، علم را به سوى شاگرد نبرد؛ اگرچه آن شاگرد فردى گرانقدرباشد.
ایشان از تضییع علم در عمل نکردن و کتمان آن هم یاد می کند و سپس در مورد تضییع علم در مورد متعلمان می فرماید:اگر معلم نتوانست به تصحیح نیت و هدف شاگرد خویش موفق گردد و از او نومید شود، طبق عقیده بعضى از علماء باید چنین شاگردى را رها کرده و از تحصیل وى جلوگیرى نماید و از تعلیم او خوددارى کند؛ زیرااینگونه افراد، با تحصیل علم (همچون دزدان چراغدار)، شرّ و آسیبشان را فزاینده تر می سازند.
امیرالمؤمنین على (علیه السلام) در اشاره به همین نکته و حقیقت فرموده است: لاتُعَلِّقوُا الجَواهرَ فى اَعناقِ الخَنازیرَ؛ گوهرهاى گرانبها را آویزه گردن هاى خوک ها نسازید. همه اینها نمونههای تضییع علم است و بدترین نوع آن، همان است که عالم به علمش عمل نکند.
اگر خدای ناکرده چنین شود، دیگران هم رغبتی به یادگیری نشان نمیدهند و با خود میگویند: اگر علم او ارزشی داشت، خودش آن را ضایع و تباه نمیکرد. حضرت امیرسلام الله علیه به جابر بن عبدالله انصاری فرمود که «یَاجَابِرُ، قِوَامُ الدِّینِ وَ الدُّنْیَا بِأَرْبَعَةٍ: عَالِم ٍمُسْتَعْمِلٍ عِلْمَهُ، وَ جَاهِلٍ لاَ یَسْتَنْکِفُ أَنْ یَتَعَلَّمَ»؛ پایههای قوام و اصلاح دین و دنیا چهار چیز است؛ از جمله اینکه عالمان علم خود را به کار بگیرند، و جاهلان هم از یادگیری استنکاف نکنند.
سپس فرمود: «فَإِذَا ضَیَّعَ الْعَالِمُ عِلْمَهُ اسْتَنْکَفَ الْجَاهِلُ أَنْ یَتَعَلَّم»؛ هرگاه عالم علمش را ضایعکند، جاهل از فراگیرى علم خوددارى خواهد کرد. سپس فرمود: «فَإِذَا ضَیَّعَ الْعَالِمُ عِلْمَهُ اسْتَنْکَفَ الْجَاهِلُ أَنْ یَتَعَلَّم»؛ هرگاه عالم علمش را ضایعکند، جاهل از فراگیرى علم خوددارى خواهد کرد.
یادآوری می شود که جلسات شرح و تفسیر نهج البلاغه روزهای چهارشنبه پس از نماز مغرب و عشاء در شهادتگاه شهید بهشتی واقع در میدان بهارستان نرسیده به چهار راه سرچشمه کوچه شهید صیرفی پور برگزار می شود.
شرکت عموم خواهران و برادران در این سلسله درسها آزاد است.
شناسهٔ خبر: 2965446 – جمعه ۲۲ آبان ۱۳۹۴ – ۰۸:۵۳
http://www.mehrnews.com/print/2965446/بزرگترین-جنایتها-و-خیانتهای-تاریخ-در-اثر-کتمان-علم-بوده-است
محسن اسماعیلی در شرح نهجالبلاغه:
مدرک قاطع خداوند که کسی نمیتواند انکار کند
بدترین شکل تضییع نعمت این است که انسان از علم خود برای بهرههای خودش نیز استفاده نکند. یعنی علم او نه به دیگران سودی برساند و نه نفعی برای خودش داشته باشد. در عین حال شرمندگی انسان در دنیا و آخرت از این طریق بیشتر از جاهل است.
به گزارش خبرگزاری فارس، محسن اسماعیلی استاد دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه جلسات شرح نهجالبلاغه در مسجد هفتاد و دو تن مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی، به بیان نکاتی درباره نامه 69 نهجالبلاغه پرداخت. گریدهای از این سخنرانی را در ادامه میخوانیم:
– ابتداییترین و بدترین شکل تضییع نعمت این است که انسان از علم خود برای بهرههای خودش نیز استفاده نکند. یعنی علم او نه به دیگران سودی برساند و نه نفعی برای خودش داشته باشد. در عین حال شرمندگی انسان در دنیا و آخرت از این طریق بیشتر از جاهل است.
– حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) در خطبه 110 نهج البلاغه میفرمایند: «انَّ اَلْعَالِمَ اَلْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْمِهِ کَالْجَاهِلِ اَلْحَائِرِ اَلَّذِی لاَ یَسْتَفِیقُ مِنْ جَهْلِهِ بَلِ اَلْحُجَّةُ عَلَیْهِ أَعْظَمُ وَ اَلْحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ وَ هُوَ عِنْدَ اَللَّهِ أَلْوَمُ»؛ به این مفهوم کسی که برخلاف علم خود عمل میکند مانند انسان نادان است، چرا که حیرت زده و سرگردان است و از بیماری جهل و نادانی رها نمی شود، اما حتی بدتر از جاهل است چرا که حجت و مدرک خدا علیه او قوی تر است و حسرت و افسوس بیشتری دارد و در پیشگاه خدا قابل سرزنشتر است.
-خداوند متعال در آیه 149 سوره مبارکه انعام میفرماید: «قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعینَ»؛ بگو دلیل رسا تنها از آن خداست، پس اگر میخواست همه شما را هدایت مینمود، در واقع طبق این آیه شریفه خداوند حجت و مدرکی قاطع در برابر همه انسانها دارد که هیچ کسی نمیتواند منکر آن شود. در این باره از امام صادق(ع) سوال کردند که این حجت کامل و بالغ نزد خداوند چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: «ان اللَّه تعالی یقول للعبد یوم القیامة عبدی أ کنت عالما فان قال نعم، قال له أ فلا عملت بما علمت؟ و ان قال کنت جاهلا قال له أ فلا تعلمت حتی تعمل؟ فیخصمه فتلک الحجة البالغة»؛ خداوند در روز رستاخیز به بنده خویش میگوید بنده من! آیا میدانستی (و گناه کردی) اگر بگوید آری، میفرماید چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی؟ و اگر بگوید نمیدانستم، میگوید: چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی؟ در این موقع فرو میماند، و این است معنی حجت بالغه، بنابراین حجت بالغه هم بر محور علم قرار دارد.
-علمی که انسان از آن برای استفاده خودش استفاده نمیکند و آن را به دیگران یاد نمیدهد، مانند مال و دارایی است که جمع میکند و نه خودش و نه دیگران از آن بهره میبرند و باعث عذاب قیامت میشود. همان طور که پیامبر اسلام(ص) میفرمایند: «علمی که انسان به آن عمل نمیکند مانند مالی است که به کسی نمیدهد، خودش را بدبخت کرده و آن را جمع کرده اما سودی از آن نبرده است»، اگر به علم عمل نکنیم، شکل اول تضییع علم است.
– شکل دوم تضییع علم این است که آن را کتمان و پنهان کنیم. اگر انسان چیزی را میداند و با گفتن آن، مشکلی را از مشکلات مردم حل میکند نباید سکوت کند، چون در این صورت مرتکب کتمان شده که گناه بزرگی شده است. آیات تکان دهندهای درباره افرادی که چیزی را میدانند و باید بگویند اما سکوت میکنند، وجود دارد. در فقه هم تاکید شده است که کتمان شهادت حرام است.
– اگر علمای یهود و نصارا در زمان صدر اسلام علم خود را کتمان نمی کردند و با صراحت اعلام میکنند شخصی که ادعای نبوت میکند بر حق است و نشانههای او در آیین حضرت موسی و حضرت عیسی علیهماالسلام آمده، در آن صورت این اندازه کافر در دنیا نبود. چون آنها به خوبی بر حقانیت رسول اکرم(ص) آگاه بودند، اما از ترس اینکه مبادا مقام و کسب خود را از دست بدهند، علم خود را کتمان کردند. به این ترتیب تا قیامت دچار عذاب خواهند بود. خداوند متعال در این باره در آیه 159 سوره بقره میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَـئِکَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»؛ کسانی را که دلایل روشن و هدایت کننده ما را، پس از آنکه در کتاب برای، مردم بیانشان کرده ایم، کتمان میکنند هم خدا لعنت میکند و هم دیگر لعنتکنندگان.
– نمونه دیگر کتمان علم در مورد ماجرای غدیر است که اگر کسانی که در غدیر حاضر بودند و با چشم خود دیده بودند که رسول اکرم(ص) حضرت امیرالمؤمنین(ع) را بعد از خود به خلافت منصوب کردند، در این صورت تاریخ به شیوه بهتری رقم میخورد، اما سکوت کردند. در خطبه 26 نهج البلاغه هم آن حضرت تأکید میفرمایند که همه این افراد که درباره حق سکوت کردهاند، در غدیر حاضر بوده و با چشمهای خود دیده بودند و شنیده بودند: «فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ إِلاَّ أَهْلُ بَیْتِی فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ اَلْمَوْتِ وَ أَغْضَیْتُ عَلَى اَلْقَذَى وَ شَرِبْتُ عَلَى اَلشَّجَا وَ صَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ اَلْکَظَمِ وَ عَلَى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ اَلْعَلْقَمِ و منها»؛ و هم از این خطبه به هر جاى نگریستم، براى خود یاورى جز اهل بیتم نیافتم و نخواستم که آنها به کام مرگ روند. دیده فرو بستم، با آنکه خاشاک در دیده داشتم و شرنگ نامرادى نوشیدم، با آنکه استخوان در گلویم شکسته بود و غم گلویم را فشرده بود و من شکیبایى مىورزیدم و به چیزى تلختر از حنظل، که به کامم ریخته بودند، صبر کردم.
-همه بدبختیها و بدعتهایی که در طول تاریخ به وجود آمده از طیف سکوت صاحبان علم است که باید علم خود را ابراز میکردند اما سکوت کردند. هر وقت به نام دین مطلبی را گفتند که از دین نبوده و دیگرانی که میدانستند سکوت کردند، کتمان علم کردهاند. پیامبر اسلام(ص) در این باره فرمودند: «لعنت خدا بر کسانی که هر وقت بدعتی در دین ظاهر میشود میدانند و باید علم خود را آشکار کنند، اما هیچ نمیگویند».
-حضرت امیرالمؤمنین به ما یاد دادهاند که اگر علمی دارید که اظهار آن به سود مردم و جامعه است اما کتمانش کنید، تضییع نعمت کردهاید و در این صورت در قیامت بدبوترین موجودی خواهید بود که محشور میشوید و تمام جنبدههای زمین چنین فردی را لعنت میکنند.
-تضییع نعمت علم است در تعلیم آن. به این مفهوم که انسان چیزی را که میداند انبار کند و به کسی یاد ندهد و یا به کسی آموزش بدهد که نباید. در روایتها تأکید شده است که برخی از احادیث را برای هر کسی نخوانید چون ممکن است شخص نفهمد یا بد متوجه شود و یا اثر عکس داشته باشد. در این صورت تضییع علم شده است. برخی مطالب درست است اما وقتی به کسی بگوییم که قابلیت درک آن را نداشته باشد، از دینگریزان میشود.
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13940823000773
در نمایشگاه رسانه های ایران برگزار شد
آیین بزرگداشت دکتر محسن اسماعیلی به عنوان استاد و پیشکسوت حقوق رسانه
اخبار
- Nouveaux Casinos en Ligne : Sites de Casino Frais 2026
- اعیاد شعبانیه مبارک باد
- آگاه سازی و خرافه زدایی در سیره پیامبر اعظم (ص)
- به یاد «خلاصه خوبی ها»؛ شهید علیرضا عاصمی
- چقدر جای او خالی است!
- شش درس ماندگار از مولود کعبه
- درس هایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۴): آیت الله طالقانی و احیای کتاب گمشده اش
- درس هایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۳): سوگند به قلم های پاک و کتاب های استوار
- آنچه از «گنجینه خواف» نمی دانیم
- درسهایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نائینی (۲): مردم دوستی و غیرت دینی؛ دو شرط رهبری دینی
- Online Gambling Enterprises: A Modern Means to Play
- What Makes Modern Online Casinos So Popular
- What Makes Modern Online Casinos So Popular
- فیلم/ بازدید دکتر اسماعیلی از خبرگزاری ایکنا و سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور
- بازدید دکتر اسماعیلی از خبرگزاری ایکنا
از نگاه دیگران
دکتر محسن اسماعیلی، معاون راهبردی و امور مجلس رئیس جمهور: