تاریخ انتشار: پنج شنبه ۰۱ آبان ۹۹ ساعت ۱۰:۴۵
اشتراک

درسی از امام حسن عسکری (ع) به مناسبت سالروز شهادت آن بزرگوار

روحیه افشاگری و قدرت‌طلبی؛ مایه هلاکت فرد و جامعه

هشتم ربیع الاول سالروز شهادت یازدهمین پیشوای بزرگ ما در سن بیست و هشت سالگی است. دوران زندگی و امامت ایشان و پدر بزرگوارشان از پیچیده‌ترین و دشوارترینِ مقاطع تاریخ شیعه است. در آن دوران بنی العباسِ خودسر و قدرت‌طلب درپی نابودسازی اساس ولایت بودند؛ امّا با شعارها و ظواهری کاملاً دینی…

آنان از سویی این دو امام همام را از تماس مستقیم و آزاد با مردم ممانعت می‌کردند (تا آن‌جا که به عسکریین مشهور شدند)، و از سوی دیگر با تحریف معارف دینی و اختلاف‌افکنی میان مسلمانان به دنبال اجرای نقشه‌های شوم خود بودند.
روشن است که در چنین فضایی امامت جامعه تا چه اندازه حساس و دشوار است؛ خصوصاً آن‌که باید زمینه‌ساز قطع ارتباط ظاهری و طولانی مدت شیعیان با امام بعد خود باشد. با این حال امام حسن عسکری علیه‌السلام این وظیفه را به بهترین وجهِ ممکن انجام داد، و به رغم آنکه در ۲۸ سالگی به شهادت رسید،
دریایی بی‌کران از معارف و رهنمودهای فردی و اجتماعی را در اختیار بشریت گذاشت که در صورت توجه و اهتمام به آنها، بی‌تردید سعادت و خوشبختی نصیب آنان خواهد شد.

در یکی از نمونه‌ها، فردی از شیعیان نامه‌ای به آن حضرت نوشت و با گزارشی از اختلافات موجود در میان آنان، اظهار نگرانی کرد.امام حسن عسکری علیه‌السلام در پاسخ به وی نامه‌ای نگاشت که به رغم کوتاهی، بسیار درس آموز و تکان‌دهنده است. آن حضرت پس از اشاره به این‌که تمرّد برخی از ایشان، به عنوان امام و رهبر جامعه اسلامی، عالمانه و عامدانه است، و ریشه در حسادت دارد، توصیه فرمود که: «از افشاگری و ریاست‌طلبی بپرهیز که این دو مایه هلاکت و نابودی است».

این پند جاودانه را کتاب‌های معتبر و متعددی نقل کرده‌اند که از میان آنها می‌توان به کتاب شریف «تحف‌ العقول» (ص ۴۸۷)، و نیز «کشف‌الغمه فی معرفه الائمه» (ج ۲، ص ۴۱۷) اشاره کرد. نکته مهم این است که بنا به مشروح این مکاتبه که در منبع اخیر ذکر شده است، نویسنده نامه از آن حضرت خواسته بود تا ریشه اختلافات اجتماعی و سیاسی را برای او بیان کند، و امام یازدهم علیه‌السلام در پاسخ او به دو خصلت زشت اشاره کرد؛ یکی روحیه افشاگری و دیگری حالت ریاست‌طلبی. سپس این دو را مایه بدبختی و هلاکت معرفی فرمود.

۱- روحیه افشاگری

انسان‌ها طبعاً کنجکاوند، و مایلند از پشت پرده‌ها آگاه شوند. وقتی افکار عمومی و افراد معمولی تشنه کسب اطلاعات هستند، کسانی هم پیدا خواهند شد که به رغم حرمت بیّن شرعی، قباحتِ آشکار اخلاقی، و ممنوعیتِ صریحِ قانونی، حتی اسرار نظام اسلامی را فدای منافع شخصی یا گروهی خود خواهند کرد. برای همین است که بخش زیادی از روایات این باب مربوط به وجوب کتمان اسرار نظام اسلامی و حرمت افشای اسرار و اخباری است که موجب نگرانی و اختلاف خودی‌ها، و دلگرمی و جسور شدن دشمنان و بدخواهان می‌شود. نمونه‌اش را می‌توان در سوره نساء، آیه ۸۳ مشاهده کرد؛ این آیه شریفه؛ نشر بیجای اخبار در میان کسانی که قدرت تشخیص و ارزیابی صحت و سقم آن‌ها را ندارند، نشانه نفاق و ضعف ایمان می‌شمارد.

معلوم است که مقصود افشای پرونده‌هایی است که واقعیت داشته و اثبات شده است؛ وگرنه پرونده‌سازی که مصداق تهمت و بهتان است؛ گناهی که در روایات از کوه‌های سر به فلک کشیده نیز سنگین‌تر شمرده شده است.
هر کس بخواهد به دنبال احصای لغزش‌های دیگران باشد، بی‌تردید مرتکب حرام شده است ؛ حتی اگر تنها بخواهد آن‌ها را برای روز مبادا (!!) بایگانی کند. (نگاه کنید به روایات تکان دهنده ای که مرحوم شیخ حر عاملی در «وسائل‏الشیعة، ج ۱۲، ص۲۷۴» تحت عنوان « بَابُ تَحْرِیمِ إِحْصَاءِ عَثَرَاتِ الْمُؤْمِنِ وَ عَوْرَاتِهِ لِأَجْلِ تَعْیِیرِهِ بِهَا » گرد آورده است).

چنانکه گفته شد، افشای پرونده واقعی دیگران، از هر کس که باشد، زشت و حرام و جرم است؛ امّا باید افزود که این کار، اگر از سوی زمامداران صورت بگیرد بسیار زشت‌تر و نکوهیده‌تر و مجرمانه تر است. زمامداران به دلیل امکاناتی که در اختیار دارند، بیشتر و آسان‌تر از اسرار دیگران آگاه می‌شوند، و اگر ظرفیت لازم را نداشته باشند، زودتر از دیگران هم به چنین مردابی گرفتار می شوند، خصوصاً آنکه معمولاً در اطراف رؤسا کسانی لانه می‌کنند که مایلند با نابود کردن دیگران، برای خود، بود و نمودی پیدا کنند.

آیا اتفاقی است که امیرمؤمنان، علی (ع) در نامه‌اش به مالک اشتر نوشت:« باید دورترین افراد ملّت از تو و دشمن ترین آنها نزد تو، عیب جوترین آنها از مردم باشد؛ زیرا مردم ،خواه ناخواه، عیبهایى دارند و زمامدار سزاوارترین کس به پوشاندن آنهاست. بنا بر این، درباره آن دسته از عیبهاى مردم که بر تو پوشیده است، پى جویى و کنجکاوى مکن؛ زیرا آنچه بر عهده توست پاک کردن عیبها و زشتیهایى است که بر تو آشکار مى باشد و قضاوت درباره عیبها و گناهانى که بر تو پوشیده مى باشد، به عهده خداست. پس، تا مى توانى خطاپوش باش، تا خداوند نیز عیب و جُرمهاى تو را که دوست دارى از ملّتت پوشیده بماند، بپوشاند».

۲- حالت قدرت‌طلبی

همه ما می‌دانیم، و به تجربه دیده‌ایم، که قدرت‌طلبی تا چه اندازه خطرناک و نابودکننده است. نه در زمان‌های دور، در همین تاریخ معاصر، نیز کسان فراوانی را می‌توان نام برد که، به ظاهر متدین و خدمتگزار بوده‌اند، اما آنگاه که مزه قدرت را چشیده‌اند، چگونه به سراشیبی سقوط افتاده‌اند، و البته زیان های جبران ناپذیری را هم به کشور و مردم وارد ساخته اند.

تمایل به حفظ و توسعه قدرت چنان آدمی را مست و مغرور می کند که به راحتی تمام موازین شرعی، اخلاقی و قانونی را زیر پا می گذارد، و البته حتماً توجیهات و بهانه هایی هم دارد. چنین کسانی، اگر فضل خدا کمک نکند، تنها موقعی بیدار می شوند که در قعر چاه خودبینی افتاده باشند. بی‌جهت نیست که امام حسن عسکری (ع) همین خصلت را نشانه می‌رود و مایه هلاکت معرفی می‌کند؛ چنانکه امام صادق (ع) نیز فرمود: « هر که ریاست طلبد هلاک شود»، و فرمود: « مـلعـون است کسی که ریاست را به خود ببندد، ملعون است کسی که به آن همت گمارد، ملعون است کسی که به فکر آن باشد».

همه آنچه پیشوایان دانا و معصوم فرموده اند، شرح و بسط این آیه قرآن است که فرمود:« ایـن سراى آخرت است که آن را تنها براى کسانى قرار مى دهیم که اراده برتری جویى در زمین و فساد را ندارند، و عاقبت خوش فقط براى پرهیزکاران است».

دقت باید کرد که حُسن عاقبت و سعادت آخرت مال کسانی نیست که قدرت طلبی نمی کنند، بلکه به تعبیر قرآن، مال کسانی است که اراده آن را هم نمی کنند، چه رسد به طراحی و اقدام. امام راحل نیز با اشاره به تجربه های تاریخی موعظه ای خواندنی برای این گروه دارند که می توتن در کتاب شریف چهل حدیث ایشان خواند.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*