تاریخ انتشار: یکشنبه ۰۲ اسفند ۹۴ ساعت ۰۶:۳۸
اشتراک

مصاحبه/ هنر، مهم‌ترین ابزار فرهنگسازی است

سینما، حامی و منتقد دلسوز پلیس است

دکتر محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان، برجسته کردن ناهنجاری‌ها برای برانگیختن حساسیت‌ها را برای فیلمسازان اقدامی ضروری می‌داند اما توصیه می‌کند که نباید در این راه دچار سیاه‌نمایی یا بزرگنمایی بیش از حد شد.

دکتر محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان، برجسته کردن ناهنجاری‌ها برای برانگیختن حساسیت‌ها را برای فیلمسازان اقدامی ضروری می‌داند اما توصیه می‌کند که نباید در این راه دچار سیاه‌نمایی یا بزرگنمایی بیش از حد شد.
این استاد دانشگاه که در سیاستگذاری کلان جشنواره فیلم دوره های گذشته حضور داشته،‌ هنر را مهم‌ترین ابزار فرهنگسازی می‌داند و می‌گوید: «پلیس ما در فیلم‌ها باید مقتدر محبوب نشان داده شود.» دکتر اسماعیلی، دارای رتبه اجتهاد در علوم اسلامی و دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تربیت مدرس و نویسنده چندین کتاب از جمله «همت و اراده»، «درسهای ماندگار»، «حقوق تبلیغات بازرگانی»، «بایسته های اقتصادی» و ۱۲ کتاب دیگر است.

گفت‌وگوی نشریه جشنواره را با وی می‌خوانید.

– استفاده نیروی انتظامی از رسانه‌ها به ‌ویژه سینما را چقدر موثر می‌دانید؟

رویکرد پیشگیرانه و جامعه‌محور که در نیروی انتظامی از حدود ۱۰ سال پیش شروع شد، توانست کمک زیادی به نزدیکی دیدگاه هنرمندان و پلیس داشته باشد. اگر ما به محصولات سینمایی یا مجموعه‌های تلویزیونی پلیسی دو دهه قبل نگاه کنیم، همواره نوعی سوءتفاهم در آن‌ها دیده می‌شود، اما تغییر رویکرد و تعامل منظمی که پلیس و فیلمسازان با یکدیگر داشتند، بخش زیادی از این سوءتفاهمات را رفع کرد و امروز در نقطه قابل قبولی قرار گرفته‌ایم. اکنون این آمادگی در پلیس ایجاد شده که با ارائه تصویر صحیح و واقعی از خود در فیلم‌ها موافقت کند و سینما و فیلم را به عنوان حامی و منتقدی دلسوز بداند. سینما اگرچه گاهی زبان تلخی دارد اما می تواند آن را در جهت اصلاح و تکمیل خدمت‌های پلیس به کار بگیرد؛ بنابراین پلیس با این دیدگاه توانسته از سینما حمایت کند و مشاوره‌های تخصصی مناسبی به سینما بدهد.

– حمایت نیروی انتظامی از سینما در چه زمینه‌هایی صورت گرفته است؟

این حمایت‌ها هم از لحاظ امکانات و تجهیزات است و هم از نظر مشاوره‌های تخصصی که به دست‌اندرکاران تولید فیلم داده می‌شود و این درک متقابل، موجب شده که فیلمسازان هم نیازها و لوازم شغلی پلیس را به درستی بشناسند و با واقعیت‌های ملموس جامعه بهتر برخورد کنند؛ تعامل پلیس و جامعه هنری گاهی دلگرم کننده هم بود. برای مثال در سال‌های گذشته درباره مبارزه با قاچاق فیلم که در کشور به یک معضل جدی تبدیل شده بود و – با توجه به رعایت نشدن قانون کپی رایت – هنر به‌ویژه صنعت فیلم را دچار بحران جدی کرده بود، دغدغه پلیس جدی شد و نیروی انتظامی با قاچاق فیلم بسیار موثرتر برخورد کرد و موجب شد نوعی امنیت روانی برای تهیه‌کنندگان و کارگردانان حاصل شود و این امر ناشی از همان درک متقابل است.

– به نظر شما، برگزاری جشنواره فیلم پلیس چقدر در راستای تعامل بیشتر هنرمندان و نیروی انتظامی تاثیرگذار است؟

این یکی از بهانه های دیدار، گفتگو و فهم مشترک است و به تدریج اثر خود را نشان داده است. اکنون سینماگران و فیلمسازان ما این ظرفیت را در خود نشان داده‌اند که می‌توانند با اصلاح بعضی از بدبینی‌ها و تصویرهای نادرستی که گاه ارائه می‌شد، به یک همگرایی و همنوایی مشترک با پلیس دست یابند. تأسیس یک موسسه سینمایی در نیروی انتظامی هم یکی از اقدامات موثری است که با تقویت آن می‌توان راهی را که شروع کرده‌اند، ادامه دهند. در مجموع پلیس در این زمینه تجارب موفقی دارد که هم به نفع خود و هم به نفع جامعه هنری کشور خواهد بود. امیدوارم در جشنواره چهارم هم با تعامل بیشتر، نقاط قوت را بارزتر و نقاط ضعف را برطرف کنیم.

– برخی از کارشناسان هنوز معتقدند پلیس باید تنها به اقدامات انتظامی خود بپردازد و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در حیطه وظایف نیروی انتظامی نیست. ارزیابی شما چیست؟

چنین طرز تفکری ناشی از عدم آشنایی با هر دو مقوله پیشگیری و امنیت است که هیچ کدام بدون فرهنگ سازی حاصل نمی شوند. پیشگیری یکی از پیچیده‌ترین فرآیندهای اجتماعی و عمومی بوده که اهمیتش بر همه روشن است. در قانون تشکیل نیروی انتظامی، پیشگیری از جرم به عنوان یکی از وظایف نیروی انتظامی پیش‌بینی شده است. برای پیشگیری نخست باید شناخت درستی از آسیب‌های اجتماعی داشته باشیم. یکی از تهدیدهای جدی در این راه، نداشتن درک درست از واقعیت‌ها و ناتوانی در انتقال آن به مخاطب است. فیلم‌های پلیسی تا اندازه ای توانسته این خلأ را جبران کند و گاه ناهنجاری‌های اجتماعی در سطح خوبی به تصویر کشیده شده و همه نهادهای اجتماعی مسئول را برای حل آن به کار گرفته است. از سوی دیگر، برای پیشگیری از آسیب‌ها نیاز به فرهنگسازی است و هیچ ابزاری نمی‌تواند به اندازه هنر در این زمینه موفق باشد. هیچ اندیشه‌ای نافذتر و موثرتر از اندیشه‌ای نیست که در قالب هنر بیان شده باشد. اگر ما بتوانیم با نگاه دقیق، ناهنجاری‌های اجتماعی را به شکل هنری به مخاطبان منتقل کنیم،‌ علاوه بر بسیج مسئولان و نیروی انتظامی،‌ آمادگی روحی و ذهنی در مخاطبان ایجاد می‌شود که با سیاست‌های کلی نیروی انتظامی همسویی داشته باشند. نیروی انتظامی به دلیل اینکه آگاهی بیشتری نسبت به واقعیت‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی دارد و همچنین مدارک و مستندات بیشتری نیز در اختیار دارد، با استفاده از ابزار رسانه و فیلم، می‌تواند برای رسیدن به اهداف خود موفق‌تر عمل کند. بنابراین نهادینه سازی ارزش های اخلاقی و رفتاری به موازات بیان ناهنجاری‌های اجتماعی به زبان هنر،‌ هم از نگاه حکومتی و هم از نگاه شهروندی می‌تواند بسیار مفید و موثر باشد.

– آیا فیلمسازان ما می‌توانند با تقلید از الگوهای غربی، فیلم پلیسی تولید کنند؟

پلیس جامعه ما یک تفاوت اساسی با جوامع غربی دارد و به تبع آن سینمای پلیسی ما هم متفاوت از غربی‌ها است. پلیس در جامعه ما بخشی از جامعه و شهروندان است، در حالی که آنچه ما در غرب می‌بینیم، پلیسی بی‌رحم است که از بیرون جامعه با ناهنجاری‌ها برخورد می‌کند و تنها جنبه انتظامی و پلیسی را دنبال می‌کند. در کشور ما اگرچه اقتدار لازمه کار پلیس است اما این نمی‌تواند تنها به معنای اعمال قدرت تلقی شود. وجه ممیز، فیلم‌های پلیسی ما نباید خشونت باشد. در حقیقت پلیس ما باید در فیلم‌ها مقتدر محبوب نشان داده شود. پلیس در مواقع ضروری نیاز است که برخوردهای انتظامی قهرآمیز داشته باشد و در جای خود هم می‌تواند ملاطفت به خرج دهد.

– برای آگاه‌سازی مخاطبان و ارائه تصویر صحیح از ناهنجاری‌های جامعه و رفتار پلیس در برابر آن، فیلمسازان ما چه معیارهایی را باید در نظر بگیرند؟

برجسته کردن ناهنجاری‌ها برای برانگیختن حساسیت‌ها یکی از اقدامات فیلمسازان است اما باید مراقب باشیم که دچار سیاه‌نمایی یا بزرگنمایی بیش از حد نشویم چرا که جامعه را دچار یأس می‌کند و خطر آن از خود ناهنجاری‌ها کمتر نیست. بنابراین برای مبارزه با آسیب‌ها، نیازمند شناخت واقعی از آن‌ها هستیم و برای شناخت نیاز به اطلاعات دقیق داریم که آن اطلاعات خیلی وقت ها در دست نیروی انتظامی است. از طرف دیگر در شرایطی که سینما در سبد اقتصادی خانواده‌های ما سهم قابل توجهی ندارد، نگاه واقع‌بینانه به ناهنجاری‌ها حتی به رونق سینما هم کمک می‌کند؛ فیلمسازان ما باید باور کنند که علاوه بر رسالت حرفه ای که دارند، نگاه واقعی به آسیب‌های اجتماعی موجب رونق اقتصاد سینما خواهد شد.

– یکی از معضلات جامعه ما در حال حاضر، بحث اعتیاد است. راهکار شما برای پیشگیری و ریشه‌کنی این معضل ویرانگر چیست؟

اعتیاد هم یکی از ناهنجاری‌های اجتماعی است و از قواعد مربوط به آن پیروی می‌کند. اعتیاد را نمی‌توان تنها یک معضل داخلی دانست بلکه در پیدایش و گسترش آن دست‌های بیگانه به وضوح دیده می‌شود که در برخی موارد سینماگران ما توانسته‌اند این مسأله را به خوبی نشان دهند و جامعه هدف را نسبت به این مسأله هوشیار کنند. علاوه بر این،‌ اعتیاد بیشتر قشر جوان را گرفتار می‌کند و اتفاقاً بیشترین مخاطبان فیلم‌ها هم جوان‌ها هستند؛ بنابراین می‌توان برای آموزش جوان‌ها به نحو شایسته‌ای از فیلم بهره برد. البته فیلمسازان ما در این زمینه به اطلاعات زیادی به‌ویژه درباره مواد صنعتی و روانگردان نیاز دارند،‌ چراکه این مواد با تنوع بیشتری در جامعه در حال گسترش است.

– به نظر می‌رسد که در زمینه اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی شهروندان هم نیازمند اقدامات بیشتری هستیم…

بله، وفور و ارزانی مواد مخدر نوظهور در کشورهای جهان سوم، نشان می‌دهد که دست‌های پشت پرده‌ای به گسترش آن کمک می‌کنند. همچنین گاهی مشاهده می‌شود که با تبلیغاتی مانند آرام‌بخش بودن یا مفید بودن این مواد برای تناسب اندام یا بیداری و درس خواندن و… در جهت شیوع مصرف تلاش می‌کنند. اگر فیلمسازان ما اطلاعات درستی در این زمینه داشته باشند، می‌توانند به صورت واضح و روشن به این مقولات بپردازند و جامعه را نسبت به عواقب مصرف آن آگاه‌تر کنند.

– عملکرد نیروی انتظامی را در بحث پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی به‌ویژه مواد مخدر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

رویکرد نیروی انتظامی در سال‌های اخیر، آموزش همگانی بوده و تلاش کرده‌اند با انتشار جزوه و سی‌دی، برگزاری جلسات رو در رو و تأسیس مراکز مشاوره و آموزش، گام‌های بلندی را در این زمینه بردارند اما اگر پلیس بتواند از سینما به نحو مطلوبی بهره ببرد، به‌طور طبیعی اثرگذاری‌اش بیشتر از کتاب و سی‌دی و… خواهد بود.

– شما به عنوان عضو حقوقدان شورای نگهبان، آیا قوانین موجود درباره مبارزه با اعتیاد را کافی می‌دانید؟

ناهنجاری‌های اجتماعی به‌ویژه اعتیاد، مقولاتی چندوجهی هستند و نباید انتظار داشته باشیم که تنها از طریق قانون این مشکل حل شود. اعتیاد موضوعی است که جنبه‌های اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و… دارد و گاه حتی جنبه سیاسی پیدا می‌کند. این ناشی از سوءنیت و توطئه‌هایی است که بیگانگان و باندهای مافیایی جهانی در این زمینه دارند. بنابراین نباید از قوانین انتظار فوق‌العاده‌ای داشت؛ در عین حال در بحث مبارزه با مواد مخدر صنعتی و جدید نارسایی‌هایی وجود داشت و مجازات مندرج در قوانین برای این نوع مواد جنبه بازدارنده نداشت. اما از اواخر سال ۸۸ با پیگیری‌هایی که صورت گرفت، سرانجام مجمع تشخیص مصلحت نظام بازنگری‌های اساسی در قانون مبارزه با مواد مخدر انجام داد و قانون جدیدی که به تصویب رسیده، می‌تواند بخش زیادی از مشکلات قضایی ما را حل کند.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

اخبار