تاریخ انتشار: جمعه ۰۱ شهریور ۹۲ ساعت ۱۵:۱۹
اشتراک

روح خارجي‌گري انفکاک تعقل از تدين است

جمود و خشک‌ مغزي و خشکه‌مقدسي بود که موجب آفرينش فاجعه‌اي به بزرگي ترور علي (ع) در محراب عبادت شد و اين همان خطري است که همواره جوامع بشري را تهديد مي‌کند. براي درک اهميت اين خطر بزرگ بايد در نظر داشت که تعقل و تدين دو بال براي پرواز فرد يا جامعه به سوي خوشبختي و کمال است.

جمود و خشک‌ مغزي و خشکه‌مقدسي بود که موجب آفرينش فاجعه‌اي به بزرگي ترور علي (ع) در محراب عبادت شد و اين همان خطري است که همواره جوامع بشري را تهديد مي‌کند. براي درک اهميت اين خطر بزرگ بايد در نظر داشت که تعقل و تدين دو بال براي پرواز فرد يا جامعه به سوي خوشبختي و کمال است.

بديهي است که پرواز با هيچ يک از اين دو بال، به تنهايي، انجام‌شدني نيست. همانگونه که حذف دين‌ورزي از زندگي بشر، به بهانه خردمندي خيانت به او و پرتاب انسان به قعر بدبختي‌هايي است که نمونه آن را امروزه در غرب شاهد هستيم، ناديده گرفتن خردورزي با شعار دين‌داري هم آثار نکبت‌باري در پي خواهد داشت.

 بالاتر اينکه در مقايسه آثار شوم اين دو، بدون ترديد تمسک به ظواهر دين منهاي تفکر و انديشه داراي عواقب وحشتناک‌تري است. در نصوص ديني هم اصالت با عقل و تعقل سنت و حتي ميزان ارزش دينداري افراد با اندازه خردورزي آنان سنجيده مي‌شود.

 آنان که به اسم دين بديهيات و داده‌هاي عقلي را انکار مي‌کنند، نه تنها خود به گوهر دين دست نيافته‌‌اند، که با ارائه چهره‌اي زشت از بزرگ‌ترين نعمت الهي مانع گرايش دلهاي پاک به آن مي‌شوند و چه خيانتي بالاتر از اين؟! اينان با توقف در ظواهر احکام از اهداف دين دور شده و بلکه عليه آنها اقدام مي‌کنند و خوارج جلوه بارز چنين مردماني بوده‌اند.

«ابن‌ابي‌الحديد مي‌گويد: اگر مي‌خواهيد بفهميد که جمود و جهالت چيست، به اين نکته توجه کنيد که اينها وقتي قرار گذاشتند اين کار را بکنند، مخصوصا شب نوزدهم رمضان را انتخاب کردند. گفتند: ما مي‌خواهيم خدا را عبادت بکنيم و چون مي‌خواهيم امر خيري را انجام بدهيم، پس بهتر اين است که اين کار را در يکي از شبهاي عزيز قرار بدهيم که اجر بيشتري ببريم» (مجموعه آثار، ج ۲۱، ص۹۳).

اين چنين است که شهيد مطهري جوهره خارجي‌‌گري را جداسازي عقل از دين دانسته و هشدار مي‌دهد که «انفکاک تعقل از تدين را که همان روح خارجي‌گري است»، هنوز هم زنده و خطرناک مي‌بيند. ايشان تصريح مي‌کند «مذهب خارجي گري با اينکه ديري نپاييد اما روحش در تمام قرون و اعصار اسلامي جلوه‌گر بوده است تا اکنون که عده‌اي از نويسندگان معاصر و روشنفکر دنياي اسلام نيز طرز تفکر آنان را به صورت مدرن و امروزي در آورده‌اند و با فلسفه حسي پيوند داده‌اند» (مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۳۳۳).

عجيب اينکه از نگاه مطهري حتي مکتب اخباري‌گري در ميان شيعيان هم متأثر از روح خارجي‌گري است (همان) و «اين دو جريان خيلي شبيه يکديگر هستند»! (مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۱۱).

خالي‌کردن آموزه‌ها و گرايش‌هاي ديني از بن مايه‌هاي عقلي، گرفتن روح از بدن و ميراندن آن است؛ همان کاري که کليسا کرد و همه اديان، و از جمله اسلام، هنوز هم که هنوز است تاوان آن را مي‌پردازند.

براي همين است که در قرآن و ساير متون ديني اين همه بر تعقل و تدبر پافشاري شده است. دانشمند فرزانه دوران ما استاد محمدرضا حکيمي، که خدايش به سلامت دارد، سال‌هاست با طرح نظريه «اهداف دين و احکام دين» هشدار داده و مي‌دهد که بايد از تحجرگرايي و جمود بر ظواهر احکام و غافل ماندن از اهداف تشريع آنها برحذر بود.

 گرفتار آمدن در چنين دامي موجب آن مي‌شود که با تحول زمان و نيازهاي آن، احکام ديني نه تنها از فلسفه تشريع خود دور گردند، که  به ضد خود تبديل شده و بهانه‌اي به دست بدخواهان دهد تا اسلام را متهم به ناکارآمدي و عدم پاسخ‌گويي به نياز بشر کنند؛ گناهي که بخشودني نيست.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

اخبار