تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۵ آذر ۸۹ ساعت ۱۲:۲۶
اشتراک

مبانی دینی و حقوقی نظارت بر نشر کتاب

رابطه آزادی بیان و نظارت بر نشر

قانونمندی ملازم با نظارت است. نمی توان درهمان حال که بر رعایت ضوابط و مقررات پافشاری می شود، منکر نظارت شد. این قاعده روشن عقلایی است که باعث می شود، بخشی از حقوق کتاب هم به تعیین سازوکار و نحوه نظارت بر نشر آن اختصاص یابد. در گذشته بخش هایی از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه شماره۶۶۰ مورخ ۲۴/۱/۸۹ تحت عنوان «اهداف، سیاست‌ها و ضوابط نشر کتاب» مورد نقد و بررسی قرار گرفت؛ مصوبه ای که تلاش می کند تا خلا قانونی در این حوزه را پر کند. موضوع این مقاله، ساز و کار نظارت بر نشر کتاب در این مصوبه است.

قانونمندی ملازم با نظارت است. نمی توان درهمان حال که بر رعایت ضوابط و مقررات پافشاری می شود، منکر نظارت شد. این قاعده روشن عقلایی است که باعث می شود، بخشی از حقوق کتاب هم به تعیین سازوکار و نحوه نظارت بر نشر آن اختصاص یابد. در گذشته بخش هایی از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه شماره۶۶۰ مورخ ۲۴/۱/۸۹ تحت عنوان «اهداف، سیاست‌ها و ضوابط نشر کتاب» مورد نقد و بررسی قرار گرفت؛ مصوبه ای که تلاش می کند تا خلا قانونی در این حوزه را پر کند. موضوع این مقاله، ساز و کار نظارت بر نشر کتاب در این مصوبه است.
درآیه ۲۴ سوره عبس دستورداده شده است که « آدمى باید طعام خویش را بنگرد». در بعضى از روایات که از معصومین نقل شده نیز آمده است که منظور از «طعام » در اینجا « علم و دانش» است که غذاى روح انسان است ؛آدمی باید بنگرد که اطلاعات ودانش خود را از چه کسى گرفته ومی گیرد.
نظارت بر چاپ و نشر کتاب، مانند هر فعالیت اجتماعی دیگر، ضرورتی انکار ناپذیر است. اگر تاثیر ماندگار کتاب بر فرهنگ و سرنوشت فرد وجامعه را در نظر بگیریم، و اهمیت فرهنگ را نیز دریافته باشیم، تصدیق این گزاره مشکل نخواهد بود؛ حتی اگر در مورد چگونگی آن اختلاف نظر داشته باشیم.

در آیه ۲۴ سوره عبس دستور داده شده است که «آدمى باید طعام خویش را بنگرد». همانگونه که مفسران قرآن گفته اند روشن است که منظور از نگاه کردن تماشاى ظاهرى نیست، بلکه نگاه به معنى دقت و اندیشه در ساختمان این مواد غذایى، و اجزاء حیات بخش ‍ آن، و تاثیرات شگرفى که در وجود انسان دارد، و سپس اندیشه در خالق آنها است. در بعضى از روایات که از معصومین نقل شده نیز آمده است که منظور از «طعام» در اینجا «علم و دانش» است که غذاى روح انسان است؛ آدمی باید بنگرد که اطلاعات و دانش خود را از چه کسى گرفته ومی گیرد. از جمله از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود: «علمه الذى یاخذه عمن یاخذه؟». نظیر همین معنى از امام صادق (علیه السلام) نیز نقل شده است. بدون شک معنى ظاهرى آیه همان غذاهاى جسمانى است که در آیات بعد مشروحاً ذکر شده، ولى غذاى روح را نیز از طریق قیاس اولویت مى توان استفاده کرد.

نظارت فرهنگی از دیدگاه اسلام

آنچه گفته شد بر مبنای نگاه ویژه ای است که اسلام به انسان و سرنوشت او دارد. به تعبیر شیخنا الاستاد دام ظله «اسلام دیدگاهش نسبت به انسان یک بُعدی نیست؛ دو بُعدی است. اسلام می‌گوید تو هم جسم داری هم روح، آن هم روح انسانی، نه روح حیوانی؛ و اصلاً تمایز تو با حیوان در همین است. اسلام می‌گوید همان‌گونه که وقتی از مادر متولّد می‌شوی جسم تو به حسب غالب سلامت است و هیچ ویروس و میکروب و آلودگی ندارد و پیکره‌ات سالم است، روح تو هم سالم است. وقتی بچه‌ای متولّد می‌شود از نظر جسمانی چند کار را باید برای او انجام دهید؛ اوّل اینکه از او محافظت کنید که بیمار نشود؛ یعنی از بیمار شدنش پیشگیری کنید؛ دوم اینکه او را تقویت کنید تا رشد پیدا کند؛ و سوم اینکه اگر بیمار شد مداوایش کنید؛ اینها امور عُقلایی است. دیدگاه اسلام نسبت به روح انسان نیز همین است؛ یعنی می‌گوید همان‌طور که جسمت به سلامت در این دنیا آمده، روحت نیز به سلامت آمده است.

اسلام می‌گوید آن مفاهیمی که وارد ذهن تو می‌شود تغذیه روح تو است. هر مفهومی که وارد شود، در ذهن و روحت جایگزین می‌شود. پس مراقب باش که چه می‌خواهی وارد ذهنت کنی. مراقب باش که ویروس همراهش نباشد که سلامتی روحت را از بین می‌برد. هم پیشگیری‌اش را گفته که چگونه از ورود بیماری‌ها به روحت جلوگیری کنی، هم تقویتی‌اش را گفته که چه مفاهیمی را در روحت وارد کن تا سلامتی روحت حفظ شود، و هم بیماری‌اش را گفته است که اگر بیمار شدی چگونه معالجه کن.

برای نمونه روایتی از امام حسن علیه السلام است که حضرت می‌فرماید: «من در شگفتم از کسی که درباره غذایی که می‌خواهد بخورد فکر می‌کند که چه بخورم تا مفید باشد و ضررنداشته باشد، امّا برای روحش فکر نمی‌کند که چه مطلبی را در دل و روحش جایگزین می‌کند»در همین زمینه روایت مفصّل‌تری از علی علیه السلام است که حضرت فرمودند: «چه شده که مردم را این‏ گونه می‏بینم که وقتی غذایی جلوی آنان می‌گذارند، اگر شب باشد و چشمشان نبیند، خودشان را به زحمت می‌اندازند و بالأخره چراغی تهیه می‌کنند برای اینکه ببینند که چه چیزی دارند وارد شکمشان می‌کنند، امّا نمی‌روند به دنبال اینکه چراغی ازعلم روشن کنند تا روحشان از پی‌آمدهای نادانی‌ها و گناه‌ها سالم بماند.»

همین است که حتی از نظر شرعی هم، فقهای بزرگ و از جمله امام خمینی (ره) معتقدند، نه تنها تالیف و نشر کتاب های گمراه کننده ممنوع و حرام است، که حتی اگر کسی به شخصی دیگر کاغذ بفروشد؛ در حالی که می‌داند او در بعضی از این کاغذها مطالبی می‌نویسد که موجب اضلال مسلمین است، این معامله نیز حرام است.

ملازمه نظارت با قانونمندی

علاوه بر مبانی دینی، ضرورت عقلی نیز برضرورت ضابطه مند شدن نشر کتاب و نظارت بر آن مُهر تایید می زند. همین که قانونمند شدن کتاب پذیرفته می شود، نشانه پذیرش نظارت بر آن است. به بیان دیگر هنگامی که عقل جمعی و مدنی به این نتیجه می رسد که فعالیت در یک زمینه اجتماعی باید ضابطه مند گردد و برای تامین این منظور مقرراتی وضع می کند، بهترین دلیل برای کنترل و نظارت بر آن فعالیت ارائه شده است؛ چرا که قانونمندی و قانون گرایی با گریز از نظارت جمع نمی شود.نظارت است که سره از ناسره و قانونگرا از متخلف را جدا می کند و با اجرایِ ضمانت هایی که از قبل اعلام شده است، یعنی با تنبیه متخلف و مجازات مجرم، راه را بر تکرار قانون شکنی مسدود می کند.

هیأت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب

به دلیل های پیشین است که ماده ۵ مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تاسیس «هیأت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب»، تعیین اعضا و چگونگی انتخاب آنان اختصاص یافته است. بر اساس این ماده «نظر به اینکه نظارت بر امر طبع و نشر کتاب و اجرای صحیح اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، این وزارتخانه هیأت نظارتی متشکل از حداقل پنج نفر از میان صاحب‌نظران و شخصیت‌های علمی، دینی و فرهنگی وارد به مسایل کتاب و نشر و امور اجتماعی و سیاسی و تبلیغاتی را انتخاب و جهت تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی خواهد کرد»

در تبصره همین ماده تشکیل کارگروه های تخصصی نیز پیش بینی شده است؛ زیرا طبق آن «متناسب با هر رشته تخصصی و کاری، کارگروهی متشکل از افراد صاحبنظر و به انتخاب شورای فرهنگ عمومی و زیر نظر هیأت تشکیل می‌شود علاوه بر کارگروه های تخصصی فوق، کارگروه های استثنایی نیز به معرفی هیأت و انتخاب شورای فرهنگ عمومی، تشکیل می‌شود.»

مفاد این تبصره مفید، مثبت و جدید است و در مصوبه قبلی وجود نداشت. اما اصل ماده درخصوص تاسیس «هیأت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب»، تکرار ماده ۴ است؛ با این تفاوت که مرجع دریافت و تصویب افراد پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را از «شورای فرهنگ عمومی» به « شورای عالی انقلاب فرهنگی» ارتقاء داده است.

نظارت قبل از چاپ

نظارت بر کتاب یا هر فعالیت دیگری از این قبیل می تواند در دو زمان اِعمال شود؛ قبل از چاپ یا بعد از آن. هر یک از این دو شیوه نظارت که اصطلاحاً سیستم پیشگیری و سیستم تنبیهی نامیده می شوند، محاسن و معایب و در نتیجه موافقان و مخالفانی دارد. شاید هم بتوان برای هر فعالیت، با توجه به ماهیت، شرایط و مقتضیات ویژه آن جداگانه داوری کرد و از صدور یک حکم کلی برای همه انواع رسانه ها خودداری کرد. برای مثال به دلیل سرعت و شتاب فراوانی که در ذات فعالیت های مطبوعاتی وجود دارد، اصولاً اِعمال نظارت قبل از چاپ بر آنها ممکن نیست و از این رو طبق ماده‌ ۴ قانون مطبوعات ممنوع اعلام شده است: «هیچ‌ مقام‌ دولتی‌ و غیر دولتی‌ حق‌ ندارد برای‌ چاپ‌ مطلب‌ یا مقاله‌ای‌ درصدد اعمال‌ فشار بر مطبوعات‌ برآید و یا به‌ سانسور و کنترل‌ نشریات‌ مبادرت‌ کند.»

اما در مورد کتاب از این قاعده پیروی نشده و نظارت بر محتوا و شکل آنها قبل از چاپ صورت می پذیرد. بر اساس ماده ۷ مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی «نظارت هیأت‌های مذکور در مواد ۵ و ۶ قبل از چاپ و نشر کتاب آغاز و در تمامی مراحل استمرار دارد. مصوبات هیأت‌های نظارت لازم‌الاجرا است.»

عاقلانه نیست با سهل انگاری در نشر کتاب های منحرف کننده، درآرزوی پاسخ های احتمالی بمانیم. دستور قرآن هم این بود که قبل از استفاده از غذای جسم و روح در آن نگریسته و دقت شود. این هم که کسی بگوید «من شبهه را در جامعه منتشر می‌کنم، شما هم جوابش را بدهید؛ فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه»!!حرف درست و معقولی نیست؛ چرا که اوّلاً مانند این است که کسی ایدز گرفته باشد و بگوید «من خونم را به مردم تزریق می‌کنم، تو هم برو مردم را معالجه کن»! یا یک معتاد بگوید «من بین مردم هروئین پخش می‌کنم و معتاد درست می‌کنم، تو هم ضررهایش را به مردم بگو تا مصرف نکنند یا اگر مبتلا شدند، مداوایشان کن»! آیا این حرف منطقی است؟!

ثانیاً ازکجا می توان فهمید یک مطلب دروغ و گمراه کننده به دست چه کسانی رسیده و این ویروس های کشنده در جان چه کسی جا خوش کرده است، تا به روشنگری و معالجه او همت گمارییم؟ درباره آیه مذکور هم گفته اند برای کسی است که صحیح را از سقیم و بلکه أصحّ را از صحیح تشخیص دهد و نه برای هرکس.

هم نظارت و هم آزادی نشر

ناگفته پیدا است که آنچه گفته شد به معنای تنگ نظری در عرصه فرهنگ و جلو گیری از تضارب افکار نیست. آن هم پندار غلط دیگری است که به شدت باید از آن اجتناب کرد و تجربه تلخ گذشته را همیشه در نظر داشت؛ تجربه تلخ رفتار حاکمان کلیسا با اندیشه و کتاب که در گذشته به آن اشاره شد.

استاد شهید مرتضی مطهری (ره) از جمله اندیشمندان مسلمان است که به خوبی این نکته را درک وتبیین کرده است. او برهمین اساس تصریح می کرد که « در رژیم جمهوری اسلامی‏ هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کرده اندیشه ها ، خبر و اثر نخواهد بود همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات‏ اصیلشان را عرضه کنند»و البته تذکر می داد که «این امر سوای توطئه و ریاکاری‏ است توطئه ممنوع است اما عرضه اندیشه های اصیل ، آزاد »

مطهری هوشمندانه می گفت :«من به جوانان و طرفداران‏ اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی ، جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است از اسلام فقط با یک نیرو میشود پاسداری کرد و آن‏ علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها.»امید است در آینده فرصتی برای بازخوانی این بخش از اندیشه ای ناب او فراهم گردد.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*