تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۲ خرداد ۸۸ ساعت ۱۲:۰۶
اشتراک

امام (ره) و رای مردم

تقارن سالگرد رحلت امام خمینی (ره) و دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فرصت مناسبی برای بازخوانی موضع معمار نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر خواست و آرای عمومی است. از همان هنگام که ایشان در فرانسه مدل مورد نظر خود برای اداره جامعه را «جمهوری اسلامی» نامید، نقش مردم در این نوع از حکومت و چگونگی جمع آن با اعتقاد به حاکمیت الهی و ولایت فقیه به مهم ترین پرسش در افکار عمومی مردم ایران وجهان تبدیل شد.

تقارن سالگرد رحلت امام خمینی (ره) و دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فرصت مناسبی برای بازخوانی موضع معمار نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر خواست و آرای عمومی است. از همان هنگام که ایشان در فرانسه مدل مورد نظر خود برای اداره جامعه را «جمهوری اسلامی» نامید، نقش مردم در این نوع از حکومت و چگونگی جمع آن با اعتقاد به حاکمیت الهی و ولایت فقیه به مهم ترین پرسش در افکار عمومی مردم ایران وجهان تبدیل شد.
نگاهی به «صحیفه نور» و شمار پرسش هایی که خبرنگاران در این باره از حضرت امام داشته اند،، نشان می دهد که پاسخ به این سوال تا چه اندازه اهمیت داشته است. با این حال و پس از گذشت سی سال از آن روزها هنوز هم گاه شاهد ارایه تفسیرها و تحلیل هایی از نظر ایشان هستیم که به هیچ رو قابل پذیرش نیست.
بی تردید امام خمینی را باید از طرفداران نظریه حاکمیت الهی دانست. آن بزرگوار در جای جای آثار علمی خود، به ویژه در کتاب البیع، تصریح کرده اند که مشروعیت حکومت را از جانب خدا و ولایت فقیه را منصوب از ناحیه امامان، پیامبر و در نتیجه پروردگار متعال می دانند.
اما آیا این نظریه به معنای عدم تاثیر خواست مردم و بی اثر بودن رای آنان در اداره امور جامعه است؟ این مغالطه بزرگی است که خواسته یا نا خواسته، برخی به آن دامن زده و می?زنند؛ چیزی که شهید مطهری آن را «اندیشه ای خطرناک تر و گمراه کننده» و از عوامل دین گریزی و پیدایش تفکر جدایی دین از سیاست نامیده و معتقد است «در گرایش گروهی به ماتریالیسم سهم به سزایی دارد و البته از نظر اسلام، درست امر به عکس آن اندیشه است.» ایجاد سازش میان نظریه حاکمیت الهی و حاکمیت ملی و به عبارت دیگر تلفیق شیوه مردم سالاری با جهان بینی توحیدی از ابتکارات زیبا و هنرمندی های برجسته امام بود که خوشبختانه در قانون اساسی هم شکل قانونی و رسمی یافت.
رهبر فقید انقلاب اسلامی در همان حال که بر مشروعیت یگانه و الهی حکومت اصرار می کرد، به تاثیر رای مردم در تحقق و کارآمدی نظام اسلامی نیز اعتقاد جدی داشت و می گفت «مقصود ما از جمهوری، همان جمهوری است که همه جا هست». ایشان به خبرنگار فایننشال تایم انگلیس که می گفت دنیای غرب شناخت صحیحی از «حکومت اسلامی» مورد نظر شما ندارد، با ذکاوت و زیرکی پاسخ می داد: ما خواستار جمهوری اسلامی هستیم، به این معنا که جمهوری، فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم که قوانین الهی است».
نتیجه چنین دیدگاهی اصل پنجاه و ششم قانون اساسی است که طبق آن حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست ولی هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خود حاکم ساخته است و هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از او سلب کند. و نیز باید به اصل ششم آن اشاره کرد که بر اساس آن «در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود.»
بنابراین گرچه از لحاظ تئوریک، طرح هیچ نظریه ای ذاتاً ممنوع یا محکوم نیست اما انتساب نظریه های غیر مردم سالارانه به امام راحل، جفایی نابخشودنی به کسی است که بزرگترین حق را بر تاریخ ایران دارد.
رهبر سفر کرده ما در گفتار و کردار نشان داد که میزان را رای ملت می داند و برکات همراهی مردم و مشارکت آنان در تعیین سرنوشت را چندان فراوان می بیند که برخی خطاهای احتمالی اصولا قابل اعتنا نیست.
اعتماد و دلدادگی او به ملت بود که استقبال و بدرقه ای بی?نظیر را در خاطره جهانیان به یادگار نهاد و پانزدهم خرداد سال شصت و هشت را به تجلی?گاه ارادت مردمی خردمند به رهبری فرزانه تبدیل کرد.
سلام بر او؛ روزی که ولادت یافت و روزی که سفر به آخرت کرد و روزی که دوباره برخواهد خواست.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*