تاریخ انتشار: جمعه ۱۰ مهر ۸۸ ساعت ۱۱:۵۸
اشتراک

به مناسبت هفته ناجا

در ستایش امنیت و حافظان آن

هفته نیروی انتظامی فرصت نیکویی برای یادآوری نعمتی است که به گفته امامان معصوم همواره قدر آن مجهول است و طبعاً ارزش و منزلت مولدان و حافظان آن هم در شرایط عادی کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

هفته نیروی انتظامی فرصت نیکویی برای یادآوری نعمتی است که به گفته امامان معصوم همواره قدر آن مجهول است و طبعاً ارزش و منزلت مولدان و حافظان آن هم در شرایط عادی کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
امنیت؛ به مثابه یک حق اساسی

«امنیت اساسی‌ترین نیاز بشر است و به همین دلیل تأمین یا حفظ آن نخستین وظیفه حکومتها است.» تصدیق این گزاره نیازی به تأمل و مجادله علمی ندارد و در ادبیات سیاسی و جامعه‌شناختی معاصر، از بدیهی‌ترین اصول شناخته می‌شود.

فلسفه وجودی دانش حقوق نیز اصولاً در همین نکته نهفته است. حکومت‌ها برای حفظ نظم عمومی و آرامش اجتماعی، ناچار به وضع قواعدی هستند تا با رعایت آنها، روابط شهروندان به گونه‌ای تنظیم شود که هر کس، بدون ایجاد تهدید برای امتیازها و ارزشهای دیگران، از امتیازها و ارزشهای خویش بهره گیرد. به همین جهت است که «راسکو پاوند»(( Rosco Pound. پایه‌گذار جامعه‌شناسی حقوقی آمریکا، در تعبیری زیبا حقوق را «مهندسی اجتماع»(Social Engineering.) و حقوقدان را مهندس اجتماع می‌نامد.

امنیت؛ از نگاه قرآن و حدیث

نگاهی کوتاه به منابع ومتون اسلامی هم نشان می‌دهد که از منظر درون دینی امنیت نخستین و مهم‌ترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است.( تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۵۳۹٫)حضرت ابراهیم (ع) ، به هنگام بنا نهادن کعبه، به همین نیاز فطری توجه داشته، از خداوند درخواست کرده بود که آن سرزمین را از نعمت امنیت برخوردار سازد و خداوند نیز خواسته او را اجابت کرد و آنجا را چون خانه امنی برای او قرار داد این ویژگی‌ چنان ارزشمند و عزیز است که موجب منّت پروردگار بر آدمیان بوده و او را شایسته سپاس و بندگی می‌کند. مهم‌تر اینکه همین سرزمین امن، یکی از موارد سوگندهای پروردگار است؛ برای بیان اینکه آدمیان را در بهترین وضعیت آفریده است.

افزون بر آیات قرآن کریم، روایات پرشماری نیز بر اهمیت و ضرورت امنیت عمومی تصریح و تأکید کرده‌اند.

وحدت ملی؛ اساس امنیت عمومی

در گفته‌هایی که از حضرت علی(ع)برای ما گزارش کرده‌اند، شاید بیشترین تأکید بر وحدت امت به عنوان اساسی‌ترین عامل ایجاد و تداوم امنیت صورت گرفته است. امام علی علیه السلام وحدت و یکپارچگی مردم را رمز پیروزی و اعتلای آنان دانسته، تفرقه و درگیری داخلی را موجب شکست و انحطاط جامعه معرفی می‌کند. (نهج‌البلاغه ، خطبه‌های ۲۵ و ۹۶) به همین جهت و از آنجا که بیش از هر کس دیگری به پیشرفت و رستگاری کشور اسلامی دلبسته بود، خود را حریص‌تر از همه نسبت به حفظ وحدت داخلی می‌دانست(نامه ۷۸).
آن حضرت اصولاً یکی از عناصر اصلی فلسفه وجودی حکومت (حق یا باطل) را، فراهم ساختن امنیت می‌دانست(خطبه ۴۰) که از هر طریقی (و از جمله به وسیله نیروهای مسلح) باید تأمین شود. (نامه ۵۳) به همین جهت آنگاه که عاملی، امنیت کشور را تهدید می‌کرد، همه مسائل داخلی را نادیده می‌گرفت و خیرخواهانه به راهنمایی مسؤولان حکومتی می‌پرداخت و می‌فرمود که از همه بیشتر تابع حکومت و مصالح امت است(خطبه ۹۱)

آرامش اجتماعی؛ خط قرمز همه آزادی ها

با همین دیدگاه است که پیشوای پرهیزگاران در برابر هر جفا و خطایی بردباری می‌کرد؛ اما تا آنجا که آرامش مسلمانان تهدید نشده و دست به سوی تفرقه و خشونت دراز نکنند. آن حضرت با اشاره به رفتن اصحاب جمل به سوی بصره فرمودند: «واقعیت آن است که اینان برای مخالفت با امارت من گرد آمده‌اند و من صبر می‌کنم؛ اما تا وقتی که جامعه و وحدت آن را تهدید نکنند، زیرا اگر بتوانند این اندیشه سست و نادرست را محقق سازند، نظم عمومی به هم خواهد خورد … و حق شما بر من این است که (با آنان) طبق قرآن و سیره پیامبر عمل نمایم.» (خطبه ۱۶۹)

همین گونه هم شد و آنگاه که «آنان به ماموران حکومت و اموال عمومی حمله کردند، آرامش شهروندان را از بین بردند و (با تبلیغات نادرست) وحدت آنان را مخدوش ساختند»( خطبه ۲۱۸) حضرت به جنگ آنان شتافت؛ جنگی که شایسته آن بودند.

از سوی دیگر می‌توان تشریع قصاص و حدود و جواز تعزیر را نیز تلاشی برای حفظ نظم عمومی و مجازات اخلال در آن تلقی کرد. در چند روایت معتبر تاکید شده که «خداوند برای هر چیز مرز و قانونی نهاده و برای تجاوز به آنها نیز مجازات تعیین کرده است.» در میان همه این احکام جزایی، به طور ویژه می‌توان از محاربه یاد کرد.

به نص قرآن کریم، «کیفر آنها که با خدا و پیامبر به جنگ برمی‌خیزند و در روی زمین دست به فساد می‌زنند (و با تهدید اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله می‌برند) این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست راست و پای چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیا است و در آخرت نیز مجازات سنگینی دارند.»

هم لحن و تعبیر این آیه شریفه (محاربه با خدا و رسول) و هم نوع کیفری که برای این جرم تعیین کرده است، نشان از اهمیت آن در نظر شریعت اسلامی دارد و به همین دلیل، «محاربه» عنوان مهمی در کتب فقهی و آیات الاحکام بشمار می‌رود

مرحوم علامه طباطبایی، در تفسیر المیزان فرموده اند:مراد از محاربه و افساد، همان اخلال در امنیت عمومی است و امنیت عمومی فقط با ایجاد ترس عمومی و قرار گرفتن ترس به جای امنیت، مختلّ می‌شود. ترس عمومی نیز طبعاً و عادتاً از طریق به کارگیری سلاح و تهدید به قتل، ایجاد می‌شود. از این روست که فساد فی‌الارض در روایات، به کشیدن شمشیر و سلاح‌های کشنده دیگر تفسیر شده است . به گفته صاحب جواهر، «بسیاری از فقیهان تصریح کرده‌اند که نوع سلاح مورد استفاده تأثیری ندارد و حتی شامل عصا، سنگ‌اندازی و مانند آن هم می‌شود.»

منزلت حافظان امنیت و آسایش عمومی

با توجه به آنچه گفته شد، ارزش امنیت و آسایش عمومی و منزلت برجسته حافظان آن آشکار می شود؛ خصوصاً آنان که در نهایت گمنامی، در دورترین نقاط کشور و با کمترین امکانات این جهاد عظیم و عزیز را از خود نشان می دهند.

حکومت اسلامی وظیفه دارد تا با تهیه همه امکانات لازم، امنیت جامعه را تأمین کرده و در برابر تهدیدات داخلی وخارجی آسیب‌پذیر نباشدبه اعضای جامعه اسلامی هم، که طبیعتاً خداجو و به دنبال معنویت هستند، گوشزد شده است که: «یک شب نگهبانی و حفظ آرامش مردم با قصد قربت از هزار شب عبادت و هزار روز روزه‌داری برتر است» و «دو چشم است که آتش جهنم آن را در نمی‌یابد: چشمی که از خشیت پروردگار بگرید و چشمی که شب را برای خدا به نگهبانی از امنیت مردم بیدار بماند»( میزان الحکمه، ج۲،ص ۱۳۴)

امنیت؛ در افقی بالاتر

البته در بررسی مفهوم امنیت از نظر اسلامی نباید صرفاً به حوزه فقه و حقوق جزا توجه کرد. تاثیر و کاربرد دستورات اخلاقی و نیز احکام فقهی غیر الزامی (مستحبات و مکروهات) در پالایش ذهن و ایجاد آرامش روحی برای جامعه اسلامی، از ویژگیهای منحصر به فرد و تحسین برانگیز این مکتب الهی است.

برای تقریب ذهن، مردمی را در نظر بگیرید که دروغ، تهمت، سوءظن، غیبت، اهانت، استخفاف، اخافه، خصومت و قهر و هجران، سخن‌چینی، حسد، کبر نسبت به دیگران و مواردی مانند آن را ناپسند می‌شمارند، برای مال و آبروی دیگران، حرمتی مانند حرمت جان آنان قائل هستند و برای هر تجاوز و ستمی، ولو به اندازه «مثقال ذره» کیفر قطعی را انتظار می‌برند و از سوی دیگر حسن‌ظن به دیگران، احسان، ایثار و انفاق را الزامی می‌شمارند و در یک کلام خود را با همه اعضای جامعه، برادر می‌دانند (انما المومنون اخوه). آیا آرامش درونی ناشی از زندگی در چنین کشوری را می‌توان تصور کرد؟ به راستی اگر مسلمانان تنها به دو آیه ۱۱ و ۱۲ سوره حجرات عمل کنند، می‌توانند نمونه‌ای از بهشت موعود را در همین دنیا تجربه کنند. در تفسیر این آیات گفته اند:

« آیات فوق و روایات اسلامی نشان می‌دهد که اسلام می‌خواهد در جامعه اسلامی امنیت کامل حکمفرما باشد. نه تنها مردم در عمل و با دست به یکدیگر هجوم نکنند، بلکه از نظر زبانِ مردم و از آن بالاتر از نظر اندیشه و فکر آنان نیز در امان باشند و هر کس احساس کند که دیگری حتی در منطقه افکار خود تیرهای تهمت را به سوی او نشانه‌گیری نمی‌کند، و این امنیتی است در بالاترین سطح که جز در یک جامعه مذهبی و مومن امکان‌پذیر نیست.» .مردم عزیز ایران شایسته ترین ملت ها برای زندگی در چنین فضایی هستند.

به امید آن روز


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*