تاریخ انتشار: شنبه ۰۱ اسفند ۹۴ ساعت ۱۶:۵۶
اشتراک

آموزش رسانه ای از دیدگاه حقوق بین الملل و ایران

استفاده از رسانه ها با انگیزه ها و اهداف آموزشی ، موضوعی نو پیدا نیست . هم مطالعات تاریخی و هم مشاهدات خارجی این واقعیت را تأیید می کنند . با این حال توسعه شگفت انگیز وسائل ارتباط جمعی ، تنوّع آن و سرانجام زیر پا گذاشتن مرزهای جغرافیایی بر ابعاد و جدّیت این موضوع افزوده است .

استفاده از رسانه ها با انگیزه ها و اهداف آموزشی ، موضوعی نو پیدا نیست . هم مطالعات تاریخی و هم مشاهدات خارجی این واقعیت را تأیید می کنند . با این حال توسعه شگفت انگیز وسائل ارتباط جمعی ، تنوّع آن و سرانجام زیر پا گذاشتن مرزهای جغرافیایی بر ابعاد و جدّیت این موضوع افزوده است .
مقدمه:

امروزه توسعه همه جانبه و پایدار برنامه و آرمان همه کشورهاست ، همگی نیز اعتراف می کنند که فرهنگ و آموزش زیربنای چنین توسعه مطلوبی است و طبیعتاً رسانه ها از تأثیر عمده ای در این زمینه برخوردارند. رسانه ها می توانند با انتقال اطلاعات و دانش ها ، آموزش و مهارت ها و نفی یا اثبات اندیشه ها و آرمان های یک ملّت ، نقش بی نظیری در توسعه و مسیر آن ایفا کنند و به آسانی تمایلات ذهنی شهروندان و نیز روش و منش زندگی آنان را دستخوش تغییر سازند.

روزنه های امید و نگرانی ، هر دو ، نیز از همین نقطه باز می شوند . کارکرد صحیح آموزشی رسانه ها می تواند عامل مؤثری در سرعت وصول به توسعه و منحرف نشدن مسیر آن داشته باشند؛ همانگونه که سوء استفاده از این توانایی ممکن است به زوال یک تمدن و تسلط فرهنگی بر فرهنگ دیگر بیانجامد.

ضابطه مند کردن کارکرد آموزشی رسانه ها و وضع مقررات شفاف برای آن ، چاره ای است که هم در عرصه داخلی کشورها و هم در روابط بین المللی برای رفع نگرانی ها اندیشیده شده است . این مقاله در صدد است تا پس از مطالعه ای مختصر در باب ((رسانه و آموزش)) به بررسی موضوع ((آموزش رسانه ای از دیدگاه حقوقی)) بپردارد . برای هر منظور بخش جداگانه ای اختصاص یافته است.

بخش نخست : رسانه و آموزش

در میان کارکردهای اصلی رسانه ها ، آموزش جایگاه ویژه ای دارد . ویژگی و اهمیت آموزش رسانه ای و انواع آن در تحقیقات جامعه شناختی و علوم ارتباطات یکی از موضوعات بسیار مهم است که در این بخش باید مورد بررسی قرار گیرد .

۱-کارکرد آموزشی رسانه ها

در اینکه ((آموزش)) یکی از کارکردهای اصلی و حرفه ای رسانه ها ی ارتباط جمعی است ، نه تردیدی وجود دارد و نه اعتراضی . رسانه ابزار انتقال پیام است و این ، خواسته یا نا خواسته ، مستلزم دادن اطلاعات و آموزش هایی است که مخاطب می تواند آن را پذیرفته یا ردّ کند.

هنگامی که از کارکردها و نقش رسانه ها سخن به میان می آید ، آموزش را از محورهای اصلی آن به شمار می آورند.((برای نخستین بار ، هارولد لاسول محقق معروف آمریکایی ، در مقاله ای که در سال ۱۹۴۸ در این باره نوشت ، سه نقش اساسی نظارت بر محیط (نقش خبری)، ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی (نقش تشریحی) و انتقال میراث فرهنگی (نقش آموزشی) برای وسایل ارتباط جمعی در نظر گرفت . چند سال بعد چارلز رایت محقق آمریکایی ، نقش اجتماعی دیگری در مورد ایجاد سرگرمی (نقش تفریحی) به نقش های قبل اضافه کرد.))

امروزه نیز از همین دیدگاه پیروی می شود و از جمله ((مک براید)) در گزارش کمیسیون بین المللی مطالعه مسائل ارتباط بر آن تأکید می کند . این گزارش به توصیه سازمان تربیتی ، علمی و فرهنگی ملل متحد ، یونسکو ، و با همکاری صاحب نظران و دست اندرکاران مسائل ارتباطی در دنیا تهیه شده است و در آن کوشش شده تا تمامی مسائل مربوط به ارتباطات بررسی شود و در پی تجزیه و تحلیل و طبقه بندی لازم ، اصول اساسیِ طرح و تنظیم سیاستهای ارتباطی ملی و نیز همکاری بین المللی در عرصه ارتباطات تهیه گردد.
مک براید در این گزارش می گوید:

((اگر ارتباط را به معنای وسیع کلمه در نظر بگیریم ، عبارتست از کار فردی و جمعی مبادله حقایق و عقاید در درون هر سیستم اجتماعی مشخص .کار ویژه های اصلی ارتباط را می توان به ترتیب زیر تعریف کرد :

اطلاعات: گردآوری ، ذخیره ، پرورش و انتشار اخبار ، حقایق و عقاید لازم برای رسیدن به درکی آگاهانه از وضعیت فرد ، جامعه و شرایط ملی و بین المللی و اتخاذ تصمیمات مناسب بر اساس آن .

اجتماعی کردن : فراهم آوردن یک پشتوانه همگانی علمی و فکری برای عموم مردم در جهت همبستگی و آگاهی اجتماعی ، تا به این ترتیب افراد بتوانند با استفاده از آن به طور فعال در زندگی عمومی مشارکت داشته باشند.

انگیزش : پیشبرد هدفهای کوتاه مدت و بلند مدت اجتماعی هر دو و نیز آرزوهای فردی ؛ به منظور تحریک فعالیتهای فردی و جمعی در جهت اهداف عمومی .

گفت و گو : ارائه اطلاعات موجود به منظور روشن شدن مسائل عمومی و آسان کردن توافق همگانی ، و نیز تقویت توجه عمومی به مسائل محلی ، ملی وبین المللی .

آموزش و پرورش : انتقال دانش برای تکامل معنوی بیشتر ، منش سازی و کسب مهارتها در طی سالهای زندگی .

پیشرفت فرهنگی : انتشار کارهای فرهنگی و هنری ، حفظ میراث فرهنگی و گسترش افقهای فردی از طریق بیدار کردن قوه ابتکار و تحریک آفرینش و نیازهای زیبایی شناختی .

تفریحات : اشاعه و ترویج نمایش ، رقص ، ادبیات ، ورزش و نظایر اینها برای سرگرمی و تفریح فردی و جمعی .

انسجام دهی : قرار دادن پیامهای گوناگون در دسترس افراد ، گروهها و ملتها برای کمک به شناخت و درک دیدگاهها و آرزوهای مشترک یکدیگر .))

اگر تأثیر غیر مستقیم آموزشی را نیز در نظر بگیریم ، هیچ یک از کار ویژه هایی که مک براید برای ارتباطات می شمارد ، خالی از جنبه های آموزشی نیست. پروفسور کارل ها. پریبرام می گوید: (( تأثیرات گوناگون رسانه های ارتباط جمعی موضوع مباحثات گسترده ای است که در حال حاضر در اغلب کشورهای صنعتی جهان جریان دارد. هر کدام از وسایل ارتباط جمعی بر دریافت ها و استنتاج ها و انتقال واقعیت ها به جهان اندیشه ها و حتی در دگرگونی آداب و سنن اجتماعی و اخلاقی ما دارای تأثیرات ویژه ای می باشد.)) ۱به همین جهت است که ((بعضی از جامعه شناسان برای مطبوعات و رادیو تلویزیون و سینما ، نقش “آموزش موازی” یا “آموزش دائمی” قائل هستند . جامعه شناسان معتقدند که وسایل ارتباطی با پخش اطلاعات و معلومات جدید به موازات کوشش معلمان و استادان ، وظیفه آموزشی انجام می دهند و دانستنی های علمی و فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان را تکمیل می کنند.))

۲- ویژگی ها و اهمیت آموزش رسانه ای

ویژگی ها و امتیازها ی خاص آموزش از طریق رسانه ها را می توان در فراگیری و تأثیر گذاری خلاصه کرد ، گرچه میزان آنها به تناسب نوع رسانه ها متفاوت است :

اول- فراگیری :

آموزشهای رسمی از محدودیت های زیادی در زمینه آموزش دهندگان ، فراگیران ، مکان و زمان رنج می برند. دشواری های موجود بر سر راه حضور فراگیران در زمان و مکان خاص ، ناگزیری از اندک بودن تعداد آنان در هر کلاس ، کمبود استادان برجسته و سرانجام هزینه بر بودن از جمله این محدودیت ها است . این در حالی است که :

الف – از جهت زمان رسانه ها محدودیت ندارند. افراد ، و به ویژه کودکان و نوجوانان که آمادگی بیشتری برای آموزش پذیری دارند ، در مجموع بیش از ساعاتی که در مدرسه می گذرانند، با رسانه ها همدم می شوند. رادیو و تلویزیون اگر چه در این زمینه با اقبال بیشتری روبه روست ، امّا مطبوعات ، کتاب ، سینما ، رایانه و دیگر وسایل ارتباطی را نیز نباید از یاد بُرد که در قالب های مختلف ، و از جمله ورزش ، تفریح و خبر رسانی ، القای داده های متنوع به مخاطبان را دنبال می کنند.

ب_ از جهت مکان نیز رسانه ها محدودیت کمتری دارند. در حالی که کمبود فضای آموزشی مناسب و دشواری رفت و آمد از موانع توسعه آموزش های رسمی است ، گسترش حوزه حضور رسانه ها در مکان های دور و نزدیک از خصوصیات عصر ماست . امروز حتی در کشورهای جهان سوم هم کمتر نقطه دور افتاده ای را می توان یافت که از هجوم امواج صوتی و تصویری در امان باشد و یا مردم آن ، هر چند دیر و زود ، از دسترسی به کتاب و مطبوعات محروم مانده باشند. رایانه ها و شبکه های بزرگ اطلاع رسانی هم داستان خاص خود را دارند.

ج_ از جهت مخاطب نمی توان آموزش رسانه ای را با سایر شیوه ها مقایسه کرد. رسانه ها ، به تناسب نوع و میزان نفوذ خود ، تعداد بی شماری از مخاطبان را جذب می کنند. تنوع این مخاطبان از نظر سن ّ ، جنس ، فرهنگ و قومیت بسیار حائز اهمیت است و به فراگیری و اهمیت آن می افزاید ؛ همانگونه که حساسیت و ملاحظات خاصی را پدید می آورد.
دوم- تأثیرگذاری

دست کم به دو دلیل آموزش از طریق رسانه ها مجموعاً مؤثرتر از دیگر شیوه هاست ؛ یکی به دلیل بهره گیری از جذابیت های هنری و فناوری های آموزشی و دیگری هم به دلیل استفاده از روش آموزش غیر مستقیم .

الف_ کمبود استادان زبر دست و آشنا با مهارتهای آموزشی از مشکلات جدی در آموزشهای رسمی است ؛کسانی که افزون برصلاحیت های علمی و اخلاقی ،بتوانند از شگردهای نو در آموزش کمک بگیرند . رسانه ها نه تنها چنین ضعفی ندارند ، بلکه امکانات وسیعی در اختیار دارند تا آموزه های مورد نظر خود را با استفاده از ظرافت های هنری و بکارگیری جلوه های خاص سمعی و بصری به مخاطبان انتقال دهند . همچنین به آسانی می توانند اندک کسانی که با فناوری های آموزشی آشنا و دارای تجربه هستند را جذب کرده و از استعداد آنان بهره مند شوند .

ب- تاثیر بیشتر و دیر پاتر آموزش های غیر رسمی و نا مستقیم انکار پذیر نیست . دریافت های دیداری و شنیداری انسان ها بی آنکه بدانند ، یا حتی بخواهند ، در نهان خانه ذهن آنان جا گرفته و در فرصت مناسب خود را نشان خواهند داد . رسانه ها از این نظر هم برتری دارند ؛ اصولاًَ مهم ترین خصوصیت حرفه ای کار با رسانه ها آن است که اهداف مورد نظر به گونه ای غیر مستقیم دنبال شود . پیر آلبر۱ این واقعیت را در حوزه مطبوعات چنین بیان می کند:((هر روزنامه خوب و با ارزشی باید درخلال خبر های خود چیزی مفید و آموزنده هم به خوانندگان بدهد . اما هنر اصلی روزنامه نویس همین است که خبرها را در چه لفافی بپوشاند و در چه شرایطی به خواننده عرضه کند که خواننده احساس نکند به جای کسب اطلاع و سر گرمی ،مشغول خواندن یک درس اخلاق است . ))

نیازی به تأکید نیست که باز گویی ویژگی ها و امتیازات یاد شده به معنای نادیده گرفتن مزایای آموزشهای سنتی و حضوری نیست . بی تردید برتری های خاص ارتباطات میان فردی و چهره به چهره که تبادل احساسات و عواطف و توجه به جنبه های تربیتی و پرورشی از مهم ترین آنهاست قابل انکار نیست . اما درهرصورت به دلایلی که گفته شد و نیز با در نظر گرفتن افزایش جمعیت و پراکندگی جغرافیایی آن ،کمبود استادان زبردست و دارای ویژگی های مطلوب و بالاخره تمایل دولت ها به کاهش هزینه ها و همسان سازی سطح دانش عمومی آموزش از طریق رسانه ها را از ضرورت و اهمیتی صد چندان برخوردار ساخته است .

این نوع آموزش که ((موازی)) با آموزش های سنتی و به صورت ((دائمی)) انجام می گیرد راهی برای جبران ضعف ها و دستیابی قشرها و مناطق محروم به استادان و آموزش در سطوحی بسیار بالاتر است . به عبارت دیگر((از نظر پژوهشگران و مقامات حکومتی ،به ویژه درجهان سوم ، ارزش آموزشی _پرورشی اطلاعات و ارتباط در درجه اول اهمیت است و حقیقتی است که برای بسیاری از مردان ، زنان و کودکان محروم ، کیفیت کار مدارس با استفاده از رسانه ها تعدیل می شود . ))

۳- انواع آموزش رسانه ای

پیش از این اشاره شد که آموزش رسانه ای ممکن است به دو شیوه مستقیم و غیر مستقیم صورت پذیرد . آموزش غیرمستقیم در همه کارکردهای رسانه وجود دارد . اما آموزش های مستقیم از طریق رسانه ها نیز امروزه بسیار رایج است . مقصود از شیوه مستقیم اختصاص یک رسانه یا بخشی از توانایی آن به آموزش از راه دور است . در این شیوه گردانندگان رسانه و مخاطبان ،می دانند که مقاصد آموزشی در کار است و به همین انگیزه نیز پیامی را ارسال یا دریافت می کنند .

اینک (( در بسیاری از کشورها ایستگاههای رادیو تلویزیونی ،برنامه های آموزشی مفید و پر محتوا و خلاق را گسترش داده اند که برخی از آنها جنبه رسمی دارد و دوره های رسمی تحصیلی و دوره های غیر رسمی آموزش بزرگسالانی را که نیاز به دانش فنی دارند کامل یا غنی می کند. برخی از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ،برای برنامه های آموزشی ، کانال های جداگانه رادیویی و تلویزیونی ایجاد کرده اند ؛ در حالی که در کشورهای دیگر برای مقاصد آموزشی ، کار آموزی و فراگیری ، زمانی را در جدول کلی برنامه های روزانه منظور می کنند .))

بالاتر اینکه اکنون دانشگاه مجازی یا دانشگاه گشوده۳ نیز پدیده ای رایج و قانونی شمرده می شود و روز به روز هم بر تعداد و تنوع آن افزوده می شود . در یک بررسی کوتاه دیده می شود که(( اولین نسل از دانشگاه های گشوده به طور عمده از طریق مدارک نوشتاری و آموزش از طریق مکاتبه فعالیت می کردند و در نسل دوم این نوع دانشگاه ها آموزش از راه دور نیز به روش های قبلی اضافه شد . امروزه به سوی نسل سوم این دانشگاه ها حرکت می کنیم که عمیقاًَ بر استفاده از چند رسانه ای ها و تعلیم با فاصله جغرافیایی و غیر متمرکز تکیه دارند … هم اکنون برخی از دانشگاه های دنیا به ویژه دانشگاه هایی که روش کار آنها آموزش از راه دور است ‌‍، پخش برنامه های آموزشی مشخصی را از طریق اینترنت آغاز کرده اندو از این میان می توان به دانشگاه آزاد کشور انگلستان که مشهورترین موسسه آموزش عالی در حوزه آموزش از راه دور در جهان است ،اشاره کرد .))

نا گفته نماند که اینگونه آموزش های از راه دور دارای مدل های متفاوتی است که مدل آموزش از راه دور از طریق شبکه تنها یکی از آنهاست .

بخش دوم : آموزش رسانه ای از دیدگاه حقوقی

اهمیت ،آثار و گسترش روز افزون کارکرد آموزشی رسانه ها لزوم قانونمند کردن آن را درپی دارد . بازتاب این لزوم را ،هم در اسناد و متون حقوق بین الملل و هم در قوانین داخلی کشورها ، به آسانی می توان مشاهده کرد . در این بخش نگاهی به مهم ترین مقررات حقوقی در زمینه آموزش رسانه ای در دو حوزه داخلی و بین المللی خواهیم داشت . یادآوری این نکته مفید است که مطالب این بخش ناظر به قواعد عمومی و آموزش های غیر مستقیم است. رسانه هایی که اختصاصاً برای آموزش های رسمی بکار گرفته می شوند یا گونه های خاصی از آموزش مثل آموزشهای دینی یا جنسی را ارائه می دهند ، ممکن است در هر کشور از مقررات خاصی نیز پیروی کند. مقررات خاص در این بخش مورد نظر نیست.

۱- در حوزه حقوق بین الملل

((مقررات مهم حقوق بین الملل ناظر بر فرهنگ و آموزش در اسناد اساسی حقوق بشر منعکس شده است . این مقررات که حالت ایجاد استاندارد دارند توسط متون حقوقی بین الملل خاص که بیشتر آنها از نوع غیر الزام آور هستند تکامل یافته اند . ))

ادوارد پلومان ، ضمن بیان این جمع بندی پس از بررسی مجموعه اسناد معتبر جهانی ،می افزاید ((در زمینه آموزش ،متون حقوقی بین المللی عمدتاًَ مربوط به اصول و نیز روش ترویج آموزش می باشند . ))

طبق اسناد معتبر ، برخورداری از آموزش حق مسلّم هر انسان است . بند یک ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می کند که : ((هر کس حق دارد از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد. آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ،به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردد.))

این حق بطور تفصیلی در ماده ۱۳ میثاق بین الملل حقوق اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی نیز مورد توجه و تاکید قرار گرفته است . طبیعی است که امضاکنندگان این اسناد ،که کشور ما نیز از جمله آنان است ، باید به منظور رعایت این حق شهروندان از همه ابزار ممکن استفاده کنند و آموزش رسانه ای نمونه ای از موثرترین این ابزارها است .

علاوه بر این مجمع عمومی سازمان ملل نیز در قطعنامه های متعددی به موضوع رسانه ها و حقوق آموزشی و فرهنگی انسان ها توجه خاص نشان داده است .

برای مثال در قطعنامه(۲۸) ۳۱۴۸ مورخ ۱۹۷۳ تحت عنوان حفظ و اشاعه ارزش های فرهنگی ، با یاد آوری این واقعیت که ((توسعه سریع رسانه های جمعی یکی از مهم ترین ابزار های اشاعه پیشرفت های علمی و دانش فنی و افزایش نقش رسانه های جمعی در حیات فرهنگی و اخلاقی جامعه است ))،از همه حکومت ها مصرانه می خواهد که ((آموزش گسترده و فعالیت اطلاع رسانی)) را (( به صورت جزء لایتجزایی از تلاش های توسعه درآورند .))

بند ۵ این قطعنامه همچنین ((توصیه می کند که مدیر کل یونسکو … برنامه چند سازمانی تحقیقات درخصوص آموزش ، ارتباطات جمعی و طرح ریزی توسعه به منظور حفظ و اشاعه و ترویج دانش گسترده نسبت به ارزش های فرهنگی متمایز را در دوران توسعه سریع علمی و فنی مورد توجه قرار دهد .))

همانگونه که از توصیه فوق پیداست ، مسئولیت پی گیری حقوق مربوط به امور تربیتی ، علمی و فرهنگی ملل که آموزش و رسانه را نیز در بر می گیرد ،بر عهده یکی از آژانس های تخصصی سازمان ملل ، یعنی یونسکو ، می باشد .

سازمان یونسکو نیز بر همین اساس به تنظیم و تصویب اصولی پرداخته که (( اعلامیه اصول همکاری فرهنگی بین المللی )) (قطعنامه ۱/۸ مورخ ۱۹۶۶ کنفرانس عمومی یونسکو ) و قطعنامه ۱/۰/۴ مورخ ۱۹۷۸ کنفرانس عمومی یونسکو تحت عنوان (( فرهنگ و ارتباطات )) از آن جمله اند. علاوه بر این ، قطعنامه ۸/۳ کنفرانس عمومی این سازمان ، مورخ ۱۹۷۴ بطور کلی به موضوع (( توصیه مربوط به آموزش جهت تفاهم همکاری و صلح بین المللی و آموزش مربوط به حقوق بشر و آزادی های اساسی )) اختصاص یافته است . این سازمان در قطعنامه ۱/۰/۱ مورخ ۱۹۷۸ نیز همین موضوع را مورد توجه قرار داده و در بند ۷ خود ، بطور خاص (( تأکید می کند در این زمینه به اهمیت ایجاد و تقویت شبکه ها و روش های ابداع آمیز در سطوح منطقه ای و شبه منطقه ای .)) همچنین در بند ۵ پیشنهاد های اعلامیه آلما آتا که به تأیید کنفرانس عمومی در نشست ۲۸ آن رسیده است (۱۹۹۵ ) ، (( بالا بردن کیفیت پخش آموزشی از طریق حمایت از برنامه های آموزشی از راه دور ، از قبیل تدریس زبان انگلیسی و آموزشهای رسمی و غیر رسمی ، برنامه های سواد آموزی و برنامه های اطلاع رسانی در خصوص بیماری ایدز ، مسائل مربوط به محیط زیست ، مسائل مربوط به کودکان و غیره )) مورد توجه قرار گرفته است .یونسکو در قطعنامه ۱۰۴ کنفرانس عمومی مورخ ۱۹۸۹ تحت عنوان (( ارتباطات در خدمت بشر )) ، نه تنها کارکرد آموزشی رسانه ها را تأیید می کند ، که (( گسترش آگاهی مردم از ارزش رسانه ها به عنوان یک منبع اطلاعاتی و یکی از عناصر تشکیل دهنده فرآیند فراگیری در جهان نوین و به منزله ابزاری برای گسترش و حراست از هویتهای فرهنگی و افزایش تفاهم در میان ملل )) و (( پیشبرد آموزش رسانه ای ، هم برای تولیدکنندگان و هم برای مصرف کنندگان )) را ضرورتی می داند که یونسکو و کشورهای عضو آن مکلف اند کمک های خود را در مورد آن ارایه دهند.

۲- در حوزه حقوق ایران

الف- قانون اساسی و مبانی آن

هماهنگ با آنچه گفته شد در جمهوری اسلامی ایران نیز ، آموزش عمومی یکی از (( حقوق ملت )) است و (( دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.))

همچنین (( آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه ، در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی )) از جمله اموری ذکر شده است که دولت موظف است همه امکانات خود را برای تحقق آن بکار گیرد.

طبیعی است که با توجه به آنچه پیش از این گفته شد ، (( آموزش رسانه ای )) از کار آمدترین امکاناتی است که دولت می تواند ، و باید ، برای تحقق آموزش و پرورش رایگان و خصوصاً(( تسهیل و تعمیم ، آموزش عالی )) بکار گیرد. البته حقوق فرهنگی شهروندان را نباید در آموزش های رسمی خلاصه کرد. به عبارت جامع باید (( بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده از مطبوعات و رسانه های گروهی )) را وظیفه حاکمیت تلقی کرد.

این اصول قانون اساسی برگرفته از آموزه های دینی ، به عنوان زیر بنای نظام جمهوری اسلامی ، است که اصولاً بعثت پیامبران و هدف تمام تلاش های آنان را تعلیم و تربیت می داند ؛ (( او خدایی است که در میان بی سوادان پیامبری از جنس آنان را بر انگیخت تا آیات الهی را بر آنان بخواند ، آنها را تزکیه نماید و کتاب و حکمت را به آنان آموزش دهد .))

حضرت علی ، علیه السلام ، خطاب به شهروندان تحت حکومت خویش به صراحت آموزش را حق آنان برخود قلمداد کرده است .

امام خمینی(ره) به عنوان معمار نظام جمهوری اسلامی نیز بارها بر نقش آموزشی رسانه ها و رسالت آنان تأکید کرده اند. به عقیده ایشان ((رسانه های گروهی بویژه صدا و سیما ، این مراکز آموزش و پروزش عمومی ، می توانند خدمت های گرانمایه ای را به فرهنگ اسلام و ایران نمایند.)) رسانه باید ((روشنگری …داشته باشد و مردم را هدایت کند.)) برای مثال (( صدا و سیما یک دانشگاه عمومی است یعنی دانشگاهی است که در سطح کشور گسترده است و باید به اندازه ای که می شود از آن استفاده کرد.)) از نظر امام ((رادیو و تلویزیون یک دستگاه آموزشی است)) همانگونه که ((مطبوعات باید یک مدرسه سیار باشند تا مردم را از همه مسائل بخصوص مسائل روز آگاه نمایند و به صورتی شایسته از انحرافات جلوگیری کنند… به طور کلی مطبوعات باید یک بنگاه هدایت باشند.))، ((نقش مطبوعات در کشورها منعکس کردن آرمان های ملت است. مطبوعات باید مثل معلمینی باشند که مملکت را و جوانان را تربیت می کنند.))

بنابراین از دیدگاه امام رسانه ها نه تنها نقش معلم را ایفا می کنند ، بلکه باید ((مربّی)) باشند و ((تقوا را در جامعه منتشر کنند.)) ، (( تمام رسانه ها مربی یک کشور هستند.)) و هر یک باید تلاش کنند تا نتیجه کار آنها مخاطبان را((ببرد طرف صراط مستقیم.))

ناگفته پیداست که در نظر گرفتن چنین نقشی برای رسانه ها ، مسئولیت اجتماعی و الهی آنان را تا چه اندازه سنگین می کند . از این دیدگاه رسانه ها نه تنها باید از انتشار آنچه برای جامعه زیان آور است اجتناب کنند ، بلکه باید از نشر و پخش آنچه مفید نیست هم خودداری کنند. ((مطبوعات باید این توجه را داشته باشند که چیزهایی که برای ملت مفید نیست در روزنامه ها ننویسند ، کاغذ صرف این نکنند ، وقت صرف این نکنند . باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد.))

حضرت امام به اصحاب رسانه ها هشدار می دادند که((در نوشته هایتان به خدا توجه داشته باشید . بدانید که این قلم که در دست شما ست در محضر خدا ست و اگر هر کلمه ای نوشته شود ، بعد سؤال می شود که چرا این کلمه نوشته شده است. اگر بجای این کلمه بشود یک کلمه خوبتر نوشت ، از شما سؤال می کنند چرا این کلمه زشت را نوشته اید.))، (( قبل از اینکه تیترها را بخواهید درشت بنویسید با خودتان خلوت کنید و ببینید که برای چه این کار را می کنید ؟ مقصد شما چه است ؟))

در هرصورت نقش آموزشی و تربیتی رسانه ها در بیانات حضرت امام (ره) به شیوه ها و دفعات گوناگونی مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است. مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله خامنه ای ، نیز از دیدگاهی مشابه ، همین موضوع را بارها تکرار کرده اند . برای نمونه ، ایشان در دیدار با اصحاب مطبوعات ، ضمن طرح این پرسش که ((مسئولیت و کار مطبوعات چیست؟)) ، اظهار داشتند: ((کار اول این است که مطبوعات باید به مردم یک کشور و جامعه آگاهی بدهند. اینکه چه آگاهی بدهند ، طبقه بندی آگاهیها چیست و اهمیت کدام بیشتر است ،بحث های بعدی است . امّا اصل اینکه مطبوعات باید به مردم و جامعه آگاهی ، روشن بینی ، روشنفکری و بینش باز بدهد ، مورد اتفاق نظر است و کسی نمی تواند منکر این باشد.

باید کسانی که با روزنامه و مجله سر و کار دارند از کسانی که با نشریات سر و کار ندارند ، نسبت به عموم مسائل زندگی و مسائل پیرامون خود ، معرفت ، روشن بینی ، قدرت تشخیص ، و روشنفکری بیشتری داشته باشند.

کار دوم که از مطبوعات یک جامعه مورد انتظار است این است که مطبوعات باید مجموعاً معلومات مردم را بالا ببرند ، این غیر از آگاهی دادن است . البته ممکن است بعضی مطبوعات هنری ، بعضی علمی ، بعضی سیاسی ، بعضی تخصصی و بعضی نیز ادبی باشند ، هر نشریه کاری را بر عهده دارد لیکن همه آنها در حوزه کاری خود باید به مردم معلومات لازم را بدهند . این غیر از دادن بینش و هوشیاری به مردم است .

مطبوعات باید مثل یک کلاس به مردم آموزش بدهند ، کسی که به مدرسه می آید از اول تا آخر سال باید مجموعه ای از معارف جدید را پیدا کند .منتها یک نفر کلاس دین و دیگری کلاس ریاضی یا علوم اقتصادی می رود . خاصیت کلاس این است. این هم جزو وظایف مطبوعات است. نمی شود گفت : مردم بروند معلومات را جای دیگر پیدا کنند. خاصیت مطبوعات این است، و اساساً پیدایش مطبوعات برای گسترش و منتشر کردن علوم و معارف بشری در رشته های گوناگون است.))

ب- قوانین عادی

روح حاکم بر قانون اساسی و مبانی آن باید در قالب قوانین عادی تبیین شده و ساز و کار اجرایی آن پیش بینی شود . از این رو در قوانین رسانه ای کشور ما به وظایف آموزشی و تربیتی رسانه ها توجه خاصی مبذول شده است که از میان آنها به قوانین مربوط به صدا و سیما و مطبوعات اشاره می شود .

درخصوص صدا وسیما ، قانون اساسنامه این سازمان می گوید : ((هدف اصلی سازمان به عنوان یک دانشگاه عمومی ، نشر فرهنگ اسلامی ، ایجاد محیط مساعد برای تزکیه و تعلیم انسان و رشد فضائل اخلاقی و شتاب بخشیدن به حرکت تکاملی انقلاب اسلامی در سراسر جهان می باشد . این هدفها در چهارچوب برنامه های ارشادی ، آموزشی ، خبری و تفریحی تأمین می گردد.))

بر همین اساس قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صدا سیمای جمهوری اسلامی ایران ، مقرر کرده است ، که (( صدا سیما باید به مثابه یک دانشگاه عمومی به گسترش آگاهی و رشد جامعه در زمینه های گوناگون مکتبی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و نظامی کمک نماید.))

البته تأکید هم شده است که ((سازمان موظف است به منظور نفوذ در اندیشه و احساس جامعه ،پیام خود را حتی الامکان با استفاده از بیان غیر مستقیم و در قالب های جذاب و هنری ، متناسب با اصول و روحیات اقشار مختلف جامعه عرضه نماید.))

به همین جهت تلاش شده است تا در فصل های مختلف این قانون ۶۵ ماده ای درباره ((مسائل خبری ))، ((مسائل عقیدتی ))،(( برنامه های فرهنگی))،((برنامه های اجتماعی ))،((برنامه های سیاسی))،((اقتصادی ))و ((نظامی ))به جنبه های آموزشی نیزتوجه خاصی نشان داده شود .

مواد زیر را می توان به عنوان مهم ترین وظایف آموزشی صدا و سیما در این قانون مورد تأکید قرار دارد :

ماده ۲۱- بالابردن سطح بینش اسلامی مردم و آشنا ساختن اقشار مختلف جامعه با اصول مبانی و احکام اسلام به شیوه ای رسا و بدون ابهام .

ماده۲۴- معرفی فلسفه ،عرفان و حقوق اسلامی و نقدو بررسی مکاتب مشابه در جهان .

ماده ۲۶- روشن کردن اذهان عمومی نسبت به بدعتها و انحرافات عقیدتی ….
ماده ۳۳- بالابردن سطح دانش عمومی و تشویق و ترغیب به علوم و تکنولوژی متناسب با رشد جامعه و معرفی آنها بویژه سیستم های ساده علمی در کشور .

ماده۴۴- آموزش عمومی جهت آشنایی مردم با حقوق فردی و اجتماعی ، قانون اساسی و قوانین مدنی و جزایی کشور .

ماده۴۷- تاکید بر آموزش عمومی مردم نسبت به اصول بهداشت و شیوه های پیشگیری درمانی .

ماده۵۱- سعی در جهت ارائه بینش سیاسی مکتبی به مردم ،شناساندن اوضاع سیاسی بین المللی و موقعیت استکبار جهانی و ملل مستضعف .

ماده۶۰- توجه خاص به آموزش حرفه ای کارگران و کشاورزان که سنگ زیر بنای تولید کشور محسوب می شوند .

ماده ۶۳- کمک به آمادگی رزمی عمومی از طریق آموزش نظامی و تقویت ارتش بیست میلیونی .

همچنین در خصوص مطبوعات می توان به مواردی از قانون مربوط اشاره کرد . از نظرقانون مطبوعات ،((روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم)) و ((مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری ( اسراف ، تبذیر ، لغو ،تجمل پرستی ، اشاعه فحشاو …) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی )) از جمله رسالت های مطبوعات است .

از این رو ((کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی که به منظور افزایش آگاهی عمومی و حفظ مصالح جامعه باشد با رعایت این قانون حق قانونی مطبوعات است . ))

البته کارکرد آموزشی مطبوعات تنها جنبه اثباتی ندارد و در نقطه مقابل آنان باید به منظور اجتناب از ‌آموزش های منفی و گمراه کننده ، از انتشار مطالبی که ،مستقیم یا غیر مستقیم ، حاوی ترویج و آموزش موارد زیر است خودداری کنند :

– (( نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی و ترویج مطالبی که به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد کند . ))

– ((اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی . ))

– (( تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر . ))

– (( سرقت های ادبی و همچنین نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام (داخلی و خارجی ) به نحوی که تبلیغ از آنها باشد . ))

– (( استفاده ابزاری از افراد ( اعم از زن و مرد ) …))

یاد آور می شود که مقررات مذکور عام و در حوزه نشریات عمومی است . مطبوعاتی که صرفاًَ با اهداف آموزشی و بطور مشخص دانشگاهی منتشر می شوند ، علاوه بر این تابع آیین نامه و ضوابط خاص خود نیز هستند .


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

اخبار