تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۴ بهمن ۹۰ ساعت ۱۱:۰۳
اشتراک

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران

انقلاب اسلامی؛ مردم و ما

حضورخیره کننده وشکوهمند مردم در راهپیمایی روزبیست ودوم بهمن ، علاوه برهمه پیامها ودرسهایی که در بر داشت، لزوم قدرشناسی وشکرگزاری از مردمی چنین وفادار وپراستقامت را نیز درپی دارد.

حضورخیره کننده وشکوهمند مردم در راهپیمایی روزبیست ودوم بهمن ، علاوه برهمه پیامها ودرسهایی که در بر داشت، لزوم قدرشناسی وشکرگزاری از مردمی چنین وفادار وپراستقامت را نیز درپی دارد.
تحیر و سردرگمی دشمنان وبدخواهان و رسانه های آنان درتحلیل این حماسه بی نظیر هم داستان دیگری است که امسال به دلیل تاثیر مضاعفی که بر حرکت های ناشی از بیداری اسلامی درمنطقه دارد، دیدنی تربود. آنها نمی توانند بفهمند که جاودانگی بهمن در یادها و خاطره‌ها از آن رو است که مجاهدت و تلاش پر مرارت چند ده ساله و به اعتباری چند صد ساله مردم با فرهنگ، خردمند و دیانت‌ورز ایران به پیروزی می‌رسد و با فروپاشی استبداد کهن و ریشه‌دار، نقطه آغاز دیگری در حیات اجتماعی، سیاسی و حتی دینی مردم ما پدید آمد.

انقلاب اسلامی نه مولود سال ۱۳۵۷ است و نه از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آ‌غاز شده است، این انقلاب واتاب همه تاریخ آشنایی ما با اسلام و عترت و ادامه راه پرفراز و نشیب محبوب همه ما، سالار شهیدان کربلاست. برای شناخت ماهیت انقلاب، کلیدی‌ترین تحلیلها را باید از تاملی دوباره در شعار نخستین مردم جست‌و جو کرد. آنجا که یکدل و مداوم فریاد می‌زدند «نهضت ما حسینی است…»

از این رو دلبستگی مردم به اصل این حرکت و شکل تثبیت شده آن، یعنی نظام جمهوری اسلامی، تزلزل یافتنی نبوده و نیست . حضور یکپارچه مردم در راهپیمایی‌های سالانه ۲۲ بهمن و مراسم‌هایی مشابه آن، به رغم همه مشکلات و با همه اختلاف سلیقه‌ها، ناشی از همین اعتقاد و وفاداری آنان به پیمان خود با رهبر فرزانه خویش است و صد البته نباید به حساب رضایت تام آنان از وضع موجود و عملکرد همه دست اندرکاران گذاشته شود. مردم به جدّ هوادار انقلاب الهی خود هستند و این منافاتی با دشواری ها،گلایه‌ها و نگرانی‌های آنان ندارد.

نخستین نگرانی جدی که کیان انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند آسایش خاطر و اطمینان کاذب متولیان امور نسبت به ادامه سلامت و حیات این شجره طیبه و غفلت از آسیب‌شناسی و آفت‌زدایی از آن است. باید پذیرفت که انقلاب اسلامی هم مانند هر پدیده اجتماعی دیگر در معرض تهدید‌ها و آسیب‌هایی قرار دارد که ممکن است آن را منحرف، مستحیل و حتی به ضد خود تبدیل کند. شناخت این تهدید‌ها و یافتن مناسب‌ترین شیوه برای بر طرف کردن آنها نه تنها وظیفه رهبران که تکلیف همه کسانی است که دل در گرو بقا و پویایی آن دارند.

اگر دشمنان بتوانند آنچه انقلاب ۵۷ را از سایر خیزش‌های اجتماعی در ایران و دیگر نقاط جهان جدا کرده و فصل ممیز آن به شمار می‌رود، متحول‌کنند، توانسته‌اند آسانترین و کوتاهترین مسیر برای رسیدن به اهداف خود را طی نمایند. روزی که انقلاب از اهداف اولیه دور شود یا از آرمان‌های نخستین خود رو برگرداند، دشمن به خواسته خود رسیده و به همان اندازه از مردم فاصله خواهد گرفت.

درک این واقعیت دشوار نیست که فاصله گرفتن انگیزه‌ها و گرایش‌های نظری وعملی انقلاب و انقلابیون از آموزه‌های دینی، به هر توجیهی که صورت بگیرد، چالش بنیادینی است که فراروی ما قرار گرفته است. جلوه‌های عملی این انحراف نظیر دنیا‌گرایی مسئولان و مزه کردن چرب و شیرین زخارف مادی در ذائقه آنان،‌عدم اجرای احکام شرعی و معطل ماندن حدود الهی، عقب‌ماندگی زندگی مردم و وجود فقر، تبعیض و فساد نمونه هایی بسیار مهم است که رهبر انقلاب بارها ، ونیز در سخنرانی اخیر بر آنها، تاکید کرده اند.

وجه تمایز انقلاب ما از سایر حرکت‌های اجتماعی مشابه در جهان، ناشی از ماهیت کاملاً دینی آن بوده و هست، این نکته‌ای نیست که برای دوست و دشمن ناشناخته باشد. به این ترتیب اصلی‌ترین رسالت مسئولان و مردم برای حفظ و بقای انقلاب و نظام اسلامی، حراست از پایه‌های ایمانی و جلوگیری از نفوذ اندیشه‌های بیگانه است.

ناگفته پیداست که مقصود از تاکید بر خطر یاد شده «توصیه به استبداد فکری و عقیم کردن اندیشه‌ها نیست» و همانگونه که استادمطهری تصریح کرده‌اند، «راه مبارزه با این خطر، تحریم و منع نیست …، راه مبارزه عرضه داشتن صحیح این مکتب درهمه زمینه‌ها با زبان روز است» و این همان رسالت دینی و انقلابی است که امروز و هر روز بر دوش ما است.

ازآنجا که هویت انقلاب را «اسلامی» بودن آن تشکیل می‌دهد ، پاسداری از این هویت بیش از همه بر عهده حوزه‌های اندیشه‌دینی و بویژه نواندیشانی است که با فهم بیشتر و بهتر روابط حاکم بر جهان امروز باید پاسخگوی نیازهای نظری و عملی نسل جوان باشند.کلید پویایی و ماندگاری مکتب فکری انقلاب بیش از همه در دست کسانی است که تغذیه تئوریک هواداران و مدافعان این تحرک علمی و عملی را بر عهده داشته و دارند.

شهید مطهری (ره) معتقد است که : «انقلاب ایران اگر در آینده بخواهد به نتیجه برسد و همچنان پیروزمندانه به پیش برود، می‌باید باز هم روی دوش روحانیون و روحانیت قرار داشته باشد. اگر این پرچمداری از دست روحانیت گرفته شود و به دست به اصطلاح روشنفکران بیفتد، یک قرن که هیچ، یک نسل که بگذرد، اسلام به کلی مسخ می‌شود زیرا حامل فرهنگ اصیل اسلامی، در نهایت باز هم همین گروه روحانیون متعهد هستند.». بنابراین هرگروه یا هرفردی که به هرشکلی بخواهد نقش روحانیت وخصوصاً مرجعیت عظیم الشان در اداره وهدایت این انقلاب ونظام را کم رنگ کند،خواسته یا ناخواسته ازصراط مستقیم انقلاب منحرف گشته است ، و آب به آسیاب دشمن ریخته ومی ریزد.

البته وازسوی دیگر همانطور که ایدئولوگ بزرگ انقلاب،بیش ازپنجاه سال پیش از این فرموده اند: «روحانیون بزرگ ما باید به این نکته توجه کنند که بقا و دوام روحانیت و موجودیت اسلام به این است که زعمای دین ابتکار اصلاحات عمیقی که امروز ضروری تشخیص داده می‌شود را در دست بگیرند … امروز این ملت تشنه اصلاحات نابسامانی‌هاست و فردا تشنه‌تر خواهد شد… از طرفی مدعیان اصلاح طلبی که بسیاری از آنها علاقه‌ای به دیانت ندارند، زیادند و در کمین احساسات نو و بلند نسل امروزند. اگر اسلام و روحانیت به حاجتها وخواسته‌ها و احساسات بلند این ملت پاسخ مثبت ندهند به سوی آن قبله‌های نوظهور متوجه خواهند شد. فکر کنید آیا اگر سنگر اصلاحات را این افراد اشغال کنند، موجودیت اسلام و روحانیت به خطر نخواهد افتاد؟»

… و اینک انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی ازجمله نقاط عطفی است که می تواند بار دیگر ادامه مسیر درست کشور راتضمین نماید. همه باید مراقب باشند که غیرخودی‌هایی که امام راحل (ره) آنان را «نامحرمان» می‌نامید، در جبهه خودی نفوذ نکنند. آنان در افروختن آتش بدگمانی، کدورت و تفرقه چندان هم ناموفق نبوده اند و درگیری ما با یکدیگر معنایی جز باز کردن راه نفوذ دشمن ندارد.

از سوی دیگر فراموش کردن رویش‌ها و یا بی مهری به مردان روزهای دشوار جنگ، خطری است که نباید نادیده گرفته شود. بسیاری از شیرمردان بیشه دفاع مقدس اکنون در نهایت گمنامی با مشکلات باقی مانده ازگذشته و جراحات همان روزها دست و پنجه نرم می‌کنند. در حالی که آنان برای درمان زخمهای عمیق جسم خود نیز از میوه درخت انقلاب نمی‌چشند، این وظیفه ما است که با چراغ به دنبال آنان برویم ، والبته این به معنای رفع تکلیف از خودآنان نیست.

امام راحل (ره) از یک سو به مسئولان سفارش می‌کرد تا نگذارند این پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم سختی‌های زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند، ولی از سوی دیگر در آخرین پیام به بسیجیان نیز فرمود: «شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است. انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری‌های شماست … و می‌دانم که اگر مسئولان نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.»


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*