تاریخ انتشار: شنبه ۰۱ اسفند ۹۴ ساعت ۱۶:۴۴
اشتراک

حقوق کودک در عصر رسانه

حقوق کودک در عصر رسانه

حقوق کودک در برابر رسانه ها یکی از مهم ترین و جذاّب ترین مباحث در زمینه حقوق اطفال است. اهمیت و جذابیت این بحث ناشی از گسترش پر شتاب حضور رسانه ها در زندگی انسان و افزایش قدرت و تاثیر آن بر اندیشه و رفتار انسانها و جوامع بشری است.

حقوق کودک در برابر رسانه ها یکی از مهم ترین و جذاّب ترین مباحث در زمینه حقوق اطفال است. اهمیت و جذابیت این بحث ناشی از گسترش پر شتاب حضور رسانه ها در زندگی انسان و افزایش قدرت و تاثیر آن بر اندیشه و رفتار انسانها و جوامع بشری است.

علاقه شدید کودکان به رسانه ها، خصوصاً از نوع دیداری و به ویژه تلویزیون، و از سوی دیگر سرمایه گذاری وسیع مالکان و مدیران رسانه های بزرگ دنیا برای تولید برنامه های مربوط به کودک و نوجوان، امیدها و بیم های فراوانی را برای اندیشمندان و مصلحان بر انگیخته است.

اهمیت و نقش رسانه های ارتباط جمعی در دنیای امروز نیازمند توضیح و تاکید نیست. پیدایش رسانه های نوین و تحول ارتباطات سنتی چنان در روابط اجتماعی و جنبه های مختلف زندگی بشر تاثیر گذاشت که تمام معادلات پیشین را تغییر داد وبه درستی « انقلاب» ارتباطات نام گرفت . فرهنگ، سیاست، اقتصاد، روابط مدنی و درنتیجة همة اینها حقوق به شدت از این انقلاب عمیق و پر شتاب تاثیر پذیرفت ،مرزهای جغرافیایی و عقیدتی کم رنگ شد، مفهوم سنتی حاکمیت ملی با پرسش مواجه شد و دریک کلام دوران ما به رسانه ها Age of Media تعلق یافت.

علاوه بر تولد رسانه های جدید، نکته مهم در این باب شتاب حیرت انگیز رشد و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است. این مولود نوظهور با سرعتی غیرقابل پیش بینی تکامل یافت و بویژه پس از پیدایش صنعت ماهواره، و از آن برتر اینترنت و شبکه های اطلاع رسانی جهانی، همه مرزهای محدودکننده را درهم نوردید و خود را بر تمام واقعیت ها تحمیل کرد.

امروزه کنترل و نظارت بر رسانه ها به تدریج مفهوم خود را از دست داده است و مالکان و مدیران آنها می توانند با بهره مندی از این ابزار پیامهای مورد نظر خود را به سرعت در دورترین نقاط جهان و در کنج خانه ها و جمع خانوادگی مردم دنبال کنند؛ سرعتی که هر روز بیشتر و بیشتر می شود.

این واقعیت در نتیجه پروژه تحقیقاتی «استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن بیست و یکم» که در سال ۱۹۹۸ توسط وزارت دفاع این کشور طراحی و مدت سه سال به طول انجامید، چنین بیان شده است: «اگر هزاره ای را که در آستانه پیوستن به تاریخ است، به عنوان دورانی می شناسیم که بشر در آن برای نخستین بار به فضای سیاره ای خود پی برد، سدهٴنخسِت هزارهٴآینده را می توان قرنی دانست که در آن انسانیت بالقوه (و در غیر این صورت بالفعل)، به ارتباط کامل در زمان حقیقی دست خواهدیافت. ما شاهد آن چیزی خواهیم بود که آن راْْْ ”مرگ فاصله “The Death of Distance خوانده اند.»

طبیعی است که در چنین وضعیتی رسانه ها از چه تاثیری در دگرگون سازی پایه های اعتقادی و فرهنگی ملت های مختلف برخوردارند و چگونه از این طریق می توانند روابط اجتماعی ، ساختار و اهداف سیاسی و رفتارهای بشری را متحول ساخته و فرهنگی نوین را برجهان حاکم سازند؛ فرهنگ نوینی که خواه ناخواه نظم جدیدی را نیز در پی داشته و بنیانهای حقوق را نیز دستخوش تغییر و تبدیل می کند؛ بویژه حقوق کودک را که با رسانه ارتباطی جدّی تر برقرار می کند.

یکی از آشکارترین نگرانی های موجود در خصوص رابطه کودک با رسانه، دستیابی او به اطلاعات و مطالبی است که برای اطفال و یا اصولاً برای همگان زیان آور است. این نگرانی، مخصوصاً با پیدایش اینترنت و شبکه های اطلاع رسانی جهانی بسیارجدّی تر شده و مربیان و صلاح اندیشان جامعه بشری را با دغدغه های بزرگ مواجه ساخته است.

دسترسی کودکان به اطلاعات و موضوعات خشونت بار، عکس ها، تصاویر و مطالب مستهجن، آموزش های نادرست جنسی، روابط و تفریحات نامشروع و ناسالم و باورها و تبلیغات ضد دینی و خلاف اخلاق تنها نمونه هایی از هشدارهایی است که درباره روابط کودک و رسانه مطرح می شود.

انزواگزینی و خیال پردازی، افت تحصیلی، آسیب فرهنگی و شخصیتی، پرخاش گری و تنش زایی، کاهش میزان مطالعه و بالاخره خمودی و زیان های جسمی از دیگر نگرانی های موجود است که در حوزه هایی مثل علوم اجتماعی و تربیتی، ارتباطات و حقوق مورد مطالعه قرار می گیرد.

برای رفع این نگرانی ها، «نیاز به تدوین برنامه جامع حمایتی» قطعی است و بدون تردید در این برنامه، تدوین قوانین و مقررات حقوقی در کنار تنظیم راهنمای عملی و نیز نظام نامه های اخلاق حرفه ای از اولویت فراوانی برخوردار است.برای این منظور در حوزه حقوق بین الملل گام هایی برداشته شده است. افزون براختصاص موادّی از «اعلامیه جهانی حقوق بشر» و «میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی» به این موضوع، «اعلامیه حقوق کودک» و مهم تر از آن «کنوانسیون حقوق کودک» توجه خاصی به تبیین اصول حقوق کودک در برابر رسانه ها نشان داده اند. همچنین اعلامیه ها، قطعنامه ها و مصوبات دیگری در سطح کشورها یا مناطق جغرافیایی در این باره وجود دارد.

با این همه، به رغم مبانی و فرهنگ غنی دینی و ملی ما که دربردارندة متعالی ترین نگاهها به کودک و پاسداشت منزلت و حقوق اوست، خلأ آشکاری در زمینه قوانین حمایت آمیز از حقوق کودک در برابر رسانه ها وجود دارد. ادامة این خلأ به هیچ وجه زیبندة ایران و نظام اسلامی نیست.

برای این منظور شتاب در بازپژوهی و تدوین شفاف اصول مبتنی بر مبانی دینی، فرهنگ ملی و تجربه های قانونی و عملی داخلی و خارجی ضرورت دارد و از جمله می توان از کلیات و عمومات برخی اصول قانون اساسی در این خصوص الهام گرفت.

برای مثال «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان وتقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی » به عنوان یکی از وظایف کلی و دائمی دولت جمهوری اسلامی ایران شناخته شده که طبعاً شامل موضوعات مربوط به کودکان و رسانه ها نیز می شود. همچنین «بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسائل دیگر» وظیفه حاکمیت است.(اصل سوم قانون اساسی)

به موجب اصل دهم: «از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی برپایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.»

از سوی دیگر در اصول ۲۴و ۱۷۵ قانون اساسی که به بیان محدودة فعالیت های مطبوعات و صداوسیما پرداخته اند، رعایت «مبانی اسلام یا حقوق عمومی» ویا «موازین اسلامی و مصالح کشور» به عنوان اصول کلی فعالیت های رسانه ای مطرح شده است و بطور طبیعی می توانند مانند کلیات قبلی در این بحث مورد توجه قرار گیرند .

در قوانین مربوط به رادیو و تلویزیون و نیز قانون مطبوعات نیز چنین کلیاتی می توان یافت امّا نمی توان به آن بسنده کرد. تنها مصوبة خاصی که در این زمینه وجود دارد (و البته عمل به آن هم قطعی نیست)، به حوزة کتاب ارتباط دارد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در مصوبه ای تحت عنوان «اهداف و سیاستها و ضوابط نشر کتاب» توجه خاصی به کتابهای ویژة کودک و نوجوان نشان داده است. مادة ۵ این مصوبه مقرر داشته است که:

«نظر به حساسیت و جنبه های خاص کتابهای کودکان و نوجوانان هیات ویژه ای به نام «هیات نظارت برنشر کتابهای کودکان و نوجوانان» متشکل از حداقل پنج تن از افراد صاحب نظر و آگاه به امور تربیتی (از دیدگاه اسلامی) و مسایل خاص کتابهای کودکان تشکیل خواهد شد.

این افراد را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از میان صاحبنظران و نویسندگان کتابهای کودکان و نوجوانان و اشخاص آگاه به مسائل تربیتی در اسلام انتخاب و جهت تصویب به شورای فرهنگ عمومی معرفی خواهد کرد.»

طبق تبصره ۲ مادة مذکور:

«نظارت هیات مزبور از حیث شکل و محتوای کتب کودکان و نوجوانان و انطباق آنها با فرهنگ اسلامی و ایرانی و اصول تربیتی خواهد بود و این نظارت باید قبل از چاپ و نشر کتاب انجام گیرد.»


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*