تاریخ انتشار: پنج شنبه ۱۹ فروردین ۰۰ ساعت ۱۰:۰۴
اشتراک

اصلاح نظام مرجعیت و آموزش حوزه از دغدغه های بزرگ شهید صدر بود

استاد دانشگاه تهران گفت: شهید صدر طرحواره «المرجعیة الموضوعیه» را نوشت و به جای «بیت»، دستگاه برنامهریزی
احداث و کمیتههایی برای پیگیری امور علمای بلاد، نظام آموزش حوزه، ارتباط حوزه با عموم و ساماندهی امور علمی حوزه
تأسیس کرد. زیباتر از همه اینکه به امت اسلامی نقش نظارت بر حرکت مرجعیت را اعطا میکند.

به گزارش ایکنا، محسن اسماعیلی، استاد دانشگاه و عضو مجلس خبرگان رهبری، شامگاه سه‌شنبه، ۱۷ فروردین‌ماه، در نشست علمی «اندیشه صدر»، گفت: ایشان در جهان بشریت به عنوان یک نابغه و متفکر شناخته می‌شود که حق هم همین و مایه افتخار برای جهان اسلام است. او کسی است که در ۱۷ سالگی کتاب پرارج «فدک در تاریخ» و در کمتر از ده ماه «فلسفتنا» را در شرایط سخت روحی و اوج مبارزات سیاسی و اجتماعی و «بحوث فی العلم الاصول» را طی سه هفته به جهان عرضه کرد و حلقه سوم آن را طی ۳۴ روز به نگارش در آورد.

وی بیان کرد: این مسئله نشان می‌دهد که زندگانی ۴۶ ساله شهید به لطف خداوند چقدر پربرکت بوده است؛ رهبری نهضت عراق را برعهده داشت و به اصلاحات آموزشی در این کشور دست زد و آثار ماندگار را به جهان عرضه کرد و شایسته است به عنوان نابغه مطرح شود. ایشان در سن ۳۶ سالگی به مرجعیت مقبول در میان شیعیان عراق رسید، آن هم در دوره‌ای که استادان بزرگی مانند آیت‌الله خویی زنده بودند، ولی وی در نجف به عنوان عاصمه تشیع به عنوان مرجع مقبول شناخته شد و حتی برخی از اهل تسنن عراق هم از او تقلید می‌کردند؛ ایشان می‌گوید که من وقتی به سن بلوغ رسیدم از کسی تقلید نکردم.

زندگینامه‌ای که یک دوره اخلاق هست

عضو مجلس خبرگان رهبری اضافه کرد: کتاب «شرح صدر» توسط شاگرد ایشان یعنی «نعمانی» نوشته و به فارسی فاخر ترجمه شده است. این کتاب قبلاً با عنوان «سال‌های رنج» در گذشته چاپ شده بود؛ وی در ده ماه حصر ظالمانه شهید در خانه، بدون آنکه بعثی‌ها بفهمند در آن منزل بود. همچنین کتاب «نا» در سال‌های اخیر به صورت داستان توسط پژوهشگاه شهیدصدر چاپ و خاطرات خواهر ایشان هم منتشر شده است.

وی با بیان اینکه زندگینامه آن شهید یک دوره درس اخلاق است، اظهار کرد: رمز نفوذ کلام ایشان اخلاص و اخلاق بود؛ اینکه فردی در سن جوانی این گونه در جهان بدرخشد، جز با لطف خدا ممکن نیست و آن هم به خاطر زلالی روح ایشان است؛ امام علی(ع) در نهج‌البلاغه فرموده‌اند: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ»؛ یعنی هر کسی که می‌خواهد پیشوایی مردم را بر عهده بگیرد، باید ابتدا خودش را اصلاح کند و با عمل مردم را تربیت کند، قبل از آنکه بخواهد با سخن این کار را بکند و چنین عالمی بیشتر شایسته تکریم است.

اسماعیلی افزود: شهیدصدر مصداق بارز این فرمایش امام علی(ع) است؛ او بدون ظاهرسازی و ریا از تمام مظاهر دنیا دل بریده بود و معیشت او مانند فقیرترین طلاب زمان خود بود. همسرش تعریف کرد که وقتی ازدواج کردیم شهید فقط یک قبا داشت و همان را می‌شست و می‌پوشید. می‌فرمود من یک تن بیشتر ندارم و دلیلی ندارد این قدر هزینه کنم. با اینکه وجوهات زیادی در دوره مرجعیت در دست ایشان بود، خودش را در سخت‌ترین شرایط زندگی قرار داده بود.

ذوب شهید صدر در مرجعیت امام

وی بیان کرد: وقتی رژیم عراق ۵ شاگردش را محکوم به اعدام کرد، قسم خورد به اعدام فرزندانش راضی‌تر است؛ او از همه اعتباریات چشم پوشیده بود؛ اوج افتخار یک طلبه آن است که مرجع شود؛ صدر در ۳۶ سالگی احساس تکلیف کرد و مرجعیت را پذیرفت و به شهرت و مقبولیت رسید، ولی وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید در نوشته‌ای علناً اعلام کرد که از مرجعیت کناره‌گیری کرده و در مرجعیت امام(ره) ذوب می‌شوم و به شاگردانش نیز توصیه کرد که در مرجعیت امام(ره) ذوب شوید. عظمت این کار برای کسانی آشکار است که با مرجعیت و لوازم آن آشنا هستند.

این حقوقدان و استاد دانشگاه اضافه کرد: شهید صدر خودساخته بود و در راه هدف دیگران را قربانی نمی‌کرد؛ نقل است یکی از شاگردان ایشان درسش را نیمه‌کاره رها کرد و خط‌مشی فکری خود را تغییر داد. این فرد در میان مردم علناً به استادش ناسزا گفت و حرف‌هایش به گوش شهید رسید. نویسنده کتاب شرح صدر تعریف می‌کند که در مجلسی نزد شهید بودم که صحبت از این ناسزاها از سوی شاگرد قدیمی شهید بود. شهیدصدر آن قدر روح والایی داشت که گفت: هنوز هم معتقدم او فرد عادلی است و این سخنان به خاطر خطا در تشخیص است و نه بی‌مبالاتی در دین.

اسماعیلی اظهار کرد: رفتار وی با شاگردانش نشانه دیگری برای اخلاص است، او نه شاگردان و نه نمایندگانش را برای خود می‌خواست، بلکه آنها را در خدمت دستورات الهی می‌دانست؛ به شاگردان و نمایندگانش توصیه می‌کرد که او را نقد کنند که این کار بی‌سابقه است. در برابر انتقادات تند و الفاظ گزنده نمایندگانش، نامه‌های پرشور و سرشار از احساس برای آنها نوشته و هرگز نماینده‌ای را به خاطر انتقاد کنار نگذاشته است.

وی با بیان اینکه شهید صدر معلمی توانا، مربی و استادی برجسته بود، افزود: او سخت‌ترین شرایط را برای خود و خانواده پذیرفت. ۱۰ ماه در سخت‌ترین شرایط حبس شد، ولی دست از اهداف الهی خود برنداشت؛ حتی در حصر کار به جایی رسید که آب و برق را بر روی او قطع کردند و کسی جرئت نداشت نان برای آنها ببرد و از نان خشک برای مدتی استفاده کردند. او قسم می‌خورد که این لذیذترین غذای عمر من بود.

اسماعیلی اظهار کرد: نقل شده است که یکی از شاگردان ایشان از او می‌خواهد تا در مورد مقام عرفانی خود مطالبی بگوید، ولی او جواب می‌دهد خون من سرنوشت مرا شرح خواهد داد. تو خودت بعداً هر چه فهمیدی بازگو کن، راوی این نقل می‌گوید که اگر این مباحث را مطرح کنم جوان را پیر می‌کند.

دردشناسی و اجتهاد نو

استاد دانشگاه تهران بیان کرد: مسئله دیگر دغدغه‌ و دردمند بودن شهید است؛ بسیاری هستند که دانش زیاد، تقوا و اخلاق خوبی دارند، ولی درد جامعه را ندارند؛ تمایز صدر حضور دردمندانه در جامعه است؛ او نه تنها خود را فدای آرمان دین کرد، بلکه در سلوک عملی مانند سلوک علمی این دردمندی را حفظ کرد؛ او دغدغه اصلاح جامعه و پیشرفت مسلمین را داشت و فشارهای خردکننده‌ای را هم در این مسیر متحمل شد.

وی افزود: علاوه بر تحقیقات بی‌نظیر در فقه و اصول، به برآوردن نیازهای فکری نسل جوان اهمیت زیاد قائل بود و خلق آثاری مانند «فلسفتنا» و «اقتصادنا» در این مسیر است؛ وی در فکر تألیف «مجتمعنا» هم بود، ولی مهلت نیافت؛ او همگام با زمانه پیش رفت و پاسخگویی سخت‌ترین شبهات زمانه بود. رمز شکوفایی علمی شهیدصدر این بود که در کنار مطالعه، بسیار فکر و تأمل می‌کرد و همین سبب شد تا مبتکر باشد. در روایتی از امام معصوم(ع) نقل است که بیشترین عبادت ابوذر تفکر بود. شهید صدر نوشتن، تألیف و علم را بر مستحبات ترجیح می‌داد. هم دردشناس بود و هم نیاز به اجتهادهای نو را احساس می‌کرد.

نگاه سیستماتیک به مرجعیت

اسماعیلی تصریح کرد: بازنگری در نظام درسی و زعامت حوزه را ضروری می‌دانست و چون کسی او را یاری نکرد، دست به اقداماتی برای تغییر برنامه آموزشی حوزه زد و دروسی را نوشت، گرچه کوتاهی عمر مانع تحقق اهدافشان شد. شهید نظام حوزوی و تعامل درون حوزه و نظام مرجعیت را نیازمند بازنگری جدی می‌دانست و به آن نقد داشت.

وی افزود: صدر می‌گوید که مرجعیت یک نهاد است و باید سیستماتیک به آن نگاه شود. هر مرجع از جایی شروع کند که مرجع قبلی خاتمه داده است، نه اینکه هر کسی مطابق سلیقه خود شروع کند؛ لذا طرح‌واره «المرجعیة الموضوعیه» را نوشت و به جای «بیت»، دستگاه برنامه‌ریزی احداث و کمیته‌هایی برای پیگیری امور علمای بلاد و نظام آموزش حوزه و ارتباط حوزه با عموم، ساماندهی امور علمی حوزه تأسیس کرد. زیباتر از همه اینکه به امت اسلامی نقش نظارت بر حرکت مرجعیت را اعطا می‌کند؛ از ویژگی‌های طرح شهید، نظارت بر مرجعیت است که البته با ایشان همکاری و همراهی نشد؛ لذا تا جایی که توانستند پیگیری کردند.

https://iqna.ir/fa/news/3962938/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*