تاریخ انتشار: سه شنبه ۰۴ آذر ۹۹ ساعت ۰۸:۰۸
اشتراک

به مناسبت هفته بسیج

تكريم بسيج، پاسداشت جوانمردي و تضمين آينده است

نام بسيج يادآور خاطره عزيزترين نهاد و بزرگترين مردان تاريخ ما است. نهادي كه به تعبير امام راحل تشكيل آن «يقيناً از بركات و الطاف جليه خداوند تعالي بود.» و «شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي‌دهد. …

بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش برگلدسته‌هاي رفيع آن، اذان رشادت و شهادت سرداده‌اند. بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن نام و نشان در گمنامي و بي‌نشاني گرفته‌اند. بسيج لشكر مخلص خدا است كه دفتر تشكيل آن را همه مجاهدان، از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.»

اين واژه‌ها و تعبيرهاي بي‌نظير و ملكوتي، اوصافي است كه مراد و مرشد بسيجيان، امام خميني (رض) در آخرين پيام خود به مناسبت هفته بسيج (۲/۹/۱۳۶۷) صادر فرموده‌اند؛ امامي كه دوست و دشمن صداقت او در گفتار و دوري‌اش از مداهنه و مبالغه را تصديق كرده و مي‌كنند و اين همه نشان از آن دارد كه هيچ نهادي والاتر و عزيزتر از بسيج در نگاه آن پير روشن ضمير نبوده است.

حق هم همين است؛ بويژه آنگاه كه دشوارترين شبها و روزهاي پرخطر هشت سال دفاعِ مقدس را به ياد آوريم و نقش بسيج و بسيجي‌ها را در خلق حماسي‌ترين صحنه‌هاي تاريخ ايران و جهان مرور كنيم. در آن صورت است كه ما نيز همگام با رهبر سفر كرده اين امت، مي‌پرسيم : «حقيقتاً اگر بخواهيم مصداق كاملي از ايثار و خلوص و فداكاري و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهيم، چه كسي سزاوارتر از بسيج و بسيجيان خواهد بود؟!»

نوجوانان، جوانان و پيران جوانمردي كه داوطلبانه و بي‌هيچ ادعا روزهاي سخت جنگ را مردانه پشت سرنهادند و بدون درخواست پاداش و سپاس، فقط براي اداي تكليف، در برابر بي‌رحم‌ترين دشمنان اين آيين و سرزمين سينه سپر كردند و البته «فَمِنهُم مَن قَضي نَحْبَه و مِنهُم مَن يَنتَظِرُ»

اينك فرصت خوبي براي بازخواني آن روزها و روزهاي پس از آن است؛ روزهايي كه بسيجيان بازمانده‌ كه نه، بازگشته از معراج، نه تنها قدر نديدند و بر صدر ننشستند، كه گاه طعنه هم شنيدند و به حاشيه نيز رانده شدند. اما اين فرزند و جانشين فرزانه امام بود كه بسيجي را هميشه حاضر در ميدان مي‌خواست و مي‌خواهد. بسيجي گرچه مرد ميدان‌هاي خطر و فداكاري است، امّا فقط براي آن روزها نيست. هر روز و هر هفته از آن بسيج است و راه‌نجات نيز حضور جانانه آنان در ميدان. باور بايد كرد كه تنها راه نجات كشور بازگشت به فرهنگ بسيج و حاكميت تفكر بسيجي بر همه عرصه‌ها است؛ چرا كه «اگر بر كشوري نواي دل‌نشين تفكر بسيجي طنين‌انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد شد والّا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند.»

تكريم بسيج، احترام به مردانگي و مروّت است، پاسداشت جوانمردي و تضمين آينده است. بسيجيان نيازي به احترام و تجليل ما ندارند. ما هستيم كه به آنان و به حضور فعالشان براي هميشه نيازمنديم. جنگ آزمون خوبي براي جدا شدن صف مدعيان از مردان حقيقت بود. شعار امروز اگر پشتوانه و سابقه‌اي در ديروز نداشته است، بسان همه شعارها است و نيازمند امتحان در روز مبادا.

خدا را سپاس كه رويش‌هاي بسيج همچنان پرثمر و بركت‌خيز است، امّا مبادكه نام آوران روزهاي سخت از ياد بروند و در گرد و خاك بازي‌هاي روزگار ديده نشوند؛ چه رسد به آنكه خداي ناكرده كم لطفي و جفا ببينند. امام در پايان همان پيام فرمود : «من دست يكايك شما پيشگامان رهايي را مي‌بوسم و مي‌دانم كه اگر مسئولين نظام اسلامي از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهي خواهند سوخت.»

سلام و صلوات خدا بر شهيدان بسيج و درود و بركات او بر زنان و مرداني كه سنگر آنان را همچنان پاس داشته‌اند. يا ليتَني كنتُ مَعَهُم فَافوزَ فوزاً عظيماً


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*