تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۶ مرداد ۹۷ ساعت ۰۶:۴۸
اشتراک

دکتر محسن اسماعیلی در جلسه شرح و تفسیر نهج البلاغه

گام اول مدیریت اختلاف‌ها، دعوت به گفتگو است/ ضرورت مخاطب‌شناسی

عضو مجلس خبرگان رهبری، گام نخست دعوت را انتخاب شیوه مناسب دانست و گفت: حتی در جهاد ابتدایی و جنگ با کفار حربی نیز واجب است که ابتدا با تبیین محاسن اسلام، آنان را دعوت به راه خدا کنیم.

به گزارش خبرنگار مهر، محسن اسماعیلی در یکصد و بیست و هشتمین جلسه شرح و تفسیر نهج‌البلاغه در محل مجموعه فرهنگی سرچشمه، برای تبئین شیوه مناسب دعوت به صراط مستقیم الهی به آیه شریفه «اُدْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ » اشاره کرد و گفت: از این آیه استنباط می‌شود که آنچه وظیفه ما است، دعوت به راه خدا است نه اجبار و تحکّم؛ حتی پیامبر هم حق اجبار کسی را نداشت. نهایت دلسوزی و تلاش را داشت، اما کسی را مجبور نمی‌کرد:«إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ ، لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ».

وی افزود: همچنین دعوت باید «إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ» باشد، نه «إِلَی سَبِیلِ نَفسکَ»! گاهی دعوت به اتحاد، دعوت به نفس است نه دعوت به ربّ. حتی شاید خود انسان نیز متوجه این حیله شیطان نباشد و در حقیقت توهّم دعوت به سبیل ربّ داشته باشد؛ در حالی که در واقع اصرار بر موضع خود و دعوت به نفس دارد.

این استاد دانشگاه تهران در ادامه، دعوت و جذب دیگران را نیازمند مخاطب‌شناسی دانست و خاطرنشان کرد: قبل از هر چیز باید تشخیص داد که طرف مقابل اهل خِرد و استدلال است یا تحت تاثیر عاطفه و احساس یا بر موضع لجاجت و جدال؟ برای هر گروهی باید شیوه مناسب انتخاب کرد؛ وگرنه دعوت نتیجه‌بخش نخواهد بود و حتی شاید نتیجه عکس دهد.

وی با اشاره به سیره امیرالمومنین(ع) در دعوت به حق، گفت: امام علی(ع) هر کس را به شیوه و لحن مناسب خودش دعوت می‌کند. برخورد ایشان با ناکثین و قاسطین و مارقین یکسان نیست و هر کدام را به نوعی مخاطب قرار داده است.

عضو مجلس خبرگان رهبری، گام نخست دعوت را انتخاب شیوه مناسب دانست و تصریح کرد: حتی در جهاد ابتدایی و جنگ با کفار حربی نیز واجب است که ابتدا با تبیین محاسن اسلام، آنان را دعوت به راه خدا کنیم. علی علیه‌السلام می‌فرماید: «پیامبر خدا، مرا به یمن فرستاد و به من فرمود: ای علی! با کسی مجنگ تا آنکه او را دعوت کنی.»

محسن اسماعیلی ادامه داد: به همین جهت است که امام علیه‌السلام برای دعوت و هدایت همه مخالفان و دشمنان خود کوشش کرده‌اند و با شیوه مناسب به دنبال جذب هر نوع از آنان بوده‌اند. حتی وقتی کار به جنگ هم می‌کشید، از درشتگویی و فحاشی به دشمن نهی می‌کرد؛ چنانکه وقتی شنید که گروهی از اصحابش در جنگ صفین به اهل شام دشنام می‌دهند، فرمود: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ»؛ من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید! بعد هم توصیه فرمود که به جای دشنام، به تشریح حقیقت با بیان خوب و دلنشین بپردازید؛ زیرا اثرگذارتر است، و حتی اگر اثر نداشته باشد، اتمام حجت است.

وی گام دوم دعوت را مدارا و تحمل نظر مخالف خواند و گفت: با این حال، حتی با رعایت شیوه مناسب دعوت نیز نمی‌توان همه اشتباهات دیگران را تصحیح و تمام دگراندیشان را به سوی موضع درست الهی کشاند. در این صورت هم نباید فوراً به تنازع و درگیری تن داد، بلکه تا جایی که ممکن است باید با دشمن، چه رسد به مخالف، مدارا کرد.

عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: عقل می‌گوید که اگر روزنه‌ای هم به سوی هدایت باز باشد؛ از راه سعه صدر و خوش خُلقی است و لذا مدارا و تحمل نظر مخالف خود یکی و بلکه بارزترین مصداق حکمت است؛ چنانکه علی علیه‌السلام فرمود: «رَأسُ الحِکمَةِ مُداراةُ النّاسِ»؛ مدارا کردن با مردم، اوج واقع‌بینی است.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر مدارا نیز موثر واقع نشد و بلکه موجب تجری و تعدی آنان و بروز اختلاف و تنازع در جامعه شد، راهی جز مقاومت و دفاع و برخورد وجود ندارد. وقتی به علی علیه‌السلام خبر داده شد که اصحاب جمل در حال جمع شدن در بصره هستند، فرمود: «اینان به دلیل دشمنی با حکومت من دست اتحاد به یکدیگر داده‌اند و من صبر می‌کنم، تا آنگاه که بترسم که صبر من اختلاف و افتراق شما را در پی داشته باشد. اگر این اندیشه را که در سر دارند، به پایان برند، نظام کار مسلمانان از هم گسیخته گردد.»

اسماعیلی با تاکید بر اینکه مدارا و تحمل نظر مخالف، شرط لازم برای تبلیغ دین است، گفت: مدارا و تحمل نظر مخالف و حتی جفای دیگران، خصوصاً برای مبلغان دینی یک ضرورت است؛ همان گونه که نخستین خواسته حضرت موسی علیه‎السلام همین بود. تا به او گفته شد: «اذْهَبْ إِلَی فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَی»، گفت: «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی».

وی افزود: امام خمینی(ره) در کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» تاکید می‌کند که بدخُلقی و درشتگویی از اساس با تبلیغ دین و دعوت به حق منافات دارد. ایشان نوشته است: «در مقاصد دینی از قبیل ارشاد و هدایت مردم رفق و مدارا از مهمّات است که بدون آن، این مقصد شریف عملی نخواهد شد…. زودرنجی و کدورت و أمراض عصبی، به کلّی با این شغل شریف منافی است. شدّت و عنف و عجله، مخالفِ وظیفه هادیان الی اللَّه است.»


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*