تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۷ ساعت ۱۰:۰۹
اشتراک

نگاهی به خطبه یکصد و پنجاهم نهج‌البلاغه

وضعیت پیش از ظهور و تکلیف منتظران

ظهور منجی موعود همزاد با بشر و نوید مکرر در تعالیم همه پیامبران و امامان است. بخشی از معارف نهج البلاغه نیز به ملاحم و شرایط ظهور مربوط است. ملاحم یعنی پیشگویی‌های آینده که در سخنان پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین و سایر امامان صلوات الله علیم اجمعین، موجود است و بعضی از بزرگان از جمله سید بن طاووس، آن‌ها را در کتاب‌های جداگانه‌ای مثل «الملاحم و الفتن» جمع کرده‌اند.

 

خطبه یکصد و پنجاهم نهج‌البلاغه از گویاترین نمونه‌ها در این زمینه است که در آستانه نیمه شعبان، سالروز میلاد مهدی موعود علیه السلام نگاهی به مفاد آن خواهیم داشت.

سید رضی در ابتدای خطبه یکصد و پنجاهم نهج البلاغه می‌نویسد: « و من خطبة له (ع) يومي فيها إلى الملاحم و يصف فئة من أهل الضلال »؛ یعنی امام (علیه‌السلام) در این خطبه به ملاحم و توصیف گمراهان پرداخته است. ملاحم جمع ملحمه و در معارف اسلامی به معنای پیشگویی حوادث و فتنه‌های آینده است.

تطبیق مفاد این خطبه بر امام منتظَر (ع) چنان آشکار و انکارناپذیر است که حتی ابن ابی الحدید، شارح معتزلی مذهب نهج البلاغه، اعتراف می‌کند که این خطبه درباره مهدی موعود (عج) است؛ گرچه طبق عقیده خود می گوید که او اکنون نیست و بعد از این به دنیا خواهد آمد. این در حالی است که امام علی (ع) تصریح می‌کنند که او در پس پرده غیبت خواهد بود؛ و این به معنای تولد و حیات اودر زمان ما است.

 

انحراف های دوران قبل از ظهور

در هر حال، امام (علیه السلام) به عنوان توصیف شرایط پیش از ظهور،  ابتدا به افراط و تفریط‌ها، و غلتیدن‌ به سوی چپ و راست در زمان غیبت اشاره می‌کند، و می‌فرماید:« وَ أَخَذُوا يَمِيناً وَ شِمَالًا ظَعْناً فِي مَسَالِكِ الْغَيِّ وَ تَرْكاً لِمَذَاهِبِ الرُّشْدِ »؛ گاه به راست رفتند و گاه به چپ، ولی، راهشان راه ضلالت بود و دوری از طریق رشد و هدایت.

در چنین شرایطی چه باید کرد؟ پاسخ امام این است که: « فَلَا تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ كَائِنٌ مُرْصَدٌ وَ لَا تَسْتَبْطِئُوا مَا يَجِي‏ءُ بِهِ الْغَدُ»؛ اما شما درباره آن‌چه باید رخ دهد و مورد انتظار است، عجله نکنید و آنچه را فردا با خود می‌آورد، دور نشمرید.

در اینجا، ظهور امام زمان (عج) به عنوان حادثه‌ای معرفی شده است که «اتفاق خواهد افتاد و مورد انتظار است»؛ هم‌چنین وقوع این حادثه، گرچه با مقیاس عمر ما شاید دیر به نظر برسد، امّا در مقیاس تاریخ و عمر بشریت، نزدیک و در حکم «فردا» است.

 

انتظار و آمادگی؛ تنها راه ظهور

پس باید به این وعده شیرین دل بست، و از فراز و نشیب روزگار ناامید نشد. درست است که دشمنان، ‌های و هوی و جولانی دارند و با ستمگری ما را به موضع ضعف کشانده‌اند (استضعاف)، امّا «پایان شب سیه سپید است».

با توجه با اینکه وقوع ظهور قطعی است و زمان آن معلوم نیست، وظیفه عاقلانه و متشرعانه ما آن است که به جای مشغول شدن به گمانه زنی‌های بی‌دلیل که فایده‌ای جز غفلت و از دست دادن آمادگی ندارد، خود را برای «روز واقعه» آماده سازیم. استعجال و استبطاء، هر دو زیان‌ بار و منافی با مفهوم و فلسفه انتظار است.

استعجال آن است که با شتاب‌زدگی و بدون آمادگی، به زبان، آرزوی فرج کنیم، و این نتیجه‌ای جز سرخوردگی و ناامیدی ندارد. استبطاء نیز به معنای بی‌میلی به ظهور و آرزوی عقب افتادن آن است که باز هم نشانه عدم آمادگی و تنبلی است. انتظار، حدّ فاصل میان استعجال و استبطاء است، و انتظار یعنی اقدام همراه با امید به آینده،

 

ریزش های ناشی از عدم کسب آمادگی

حضرت امیر (ع) در ادامه به مهم ترین اثر زیان بار عدم کسب آمادگی برای ظهور اشاره فرموده‌اند:« فَكَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ أَدْرَكَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ يُدْرِكْهُ »؛ چه بسیارند کسانی‌که برای چیزی عجله می‌کنند که اگر آن‌را به دست آورند، (پشیمان می‌شوند و) دوست دارند که به آن نمی‌رسیدند و چه نزدیک است امروز به آغاز فردا.

مسأله این است که قیام مهدی (عج)، نهضت آسانی نیست، و تحقق اهداف او بدون هزینه نخواهد بود. مبارزه بی امان با ظلم و فسادی که قرن‌ها در میان بشر ریشه دوانده و اجرای عدالتی که دیگر از آن خبری باقی نمانده است، بسیار سخت و طاقت فرسا است؛ و هر کسی در برابر آن تاب و توان تحمل نخواهد داشت؛ چنان‌که در برابر عدالت‌ورزی و ستم‌ستیزی جدّ او، علی(ع)، طاقت نیاوردند و یاران قدیم به دشمنان کینه توز تبدیل شدند.

این یک قاعده کلی است که انسان، در بسیاری مواقع مشتاق حوادث بزرگ و شیرینی است که به او وعده داده‌اند، امّا هنگامی که بدون آمادگی روحی با آن حادثه مواجه می‌شود، از آرزوی دیرین خود پشیمان می‌شود.

 

سپس امام (ع) دوباره تأکید می فرمایند که وقوع این حادثه، قطعی و نزدیک است؛ مانند اینکه «فردا» است: « وَ مَا أَقْرَبَ الْيَوْمَ مِنْ تَبَاشِيرِ غَد»؛ و چه نزدیک است امروز به آغاز فردا. چنان نزدیک است که می فرماید: « يَا قَوْمِ هَذَا إِبَّانُ وُرُودِ كُلِّ مَوْعُودٍ وَ دُنُوٌّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لَا تَعْرِفُونَ»؛ ای مردم!  اکنون هنگام فرارسیدن تمام آنچه به شما وعده داده شده است، می‌باشد، و نیز هنگام نزدیک شدن طلوع چیزی است که از آن آگاهی ندارید.

 

او چه خواهد کرد؟

ممکن است بپرسند در آن روز فرا چه چیز تغییر خواهد کرد؟ پاسخ امام این است که: « أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ »؛ بدانید! آن کس از ما (اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله) که آن فتنه‌ها را دریابد، با چراغ روشنی بخش، در آن گام می‌نهد و به سیره و روش صالحان (یعنی پیامبر و ائمه اهل بیت) رفتار می‌کند.

اما چه می‌کند و هدفش چیست؟ «لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً وَ يُعْتِقَ فِيهَا رِقّاً»؛ او می‌آید تا در آن میان گره‌ها را بگشاید, بردگان را آزاد سازد, « وَ يَصْدَعَ شَعْباً وَ يَشْعَبَ صَدْعاً »؛ گمراهان و ستمگران متحد را پراکنده کند، و حق جویان متفرّق را گرد هم آورد.

این وعده‌ها چنان شعف انگیز و دلربا است که شنونده به این فکر می‌افتد که خوب است به دنبال موعود بگردد تا هرچه زودتر به این روزگار خوش برسد. از سوی دیگر،  دشمنان و بدخواهان به این می‌اندیشند که خوب است او را پیدا کنند و قبل از ظهوری که دمار از روزگار آنان درمی‌آورد، او را از بین ببرند! جواب این است که ممکن نیست! خود را بیهوده به زحمت نیندازید.

بخواهید یا نخواهید، او مأموریت الهی خود را در پس پرده غیبت انجام می‌دهد: « ً فِي سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لَا يُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَه‏»: او در پس پرده و پنهان از دید مردم است، و پیجویان او را نخواهند دید؛ هرچه هم جستجو کنند. گویی غیبت «ولی خدا» نیز یکی از اسرار الهی است که نامحرمان نمی‌توانند به آن دست یابند.

 

انس با قرآن؛ وظیفه منتظران

علی (ع) می فرماید که در چنین شرایطی وظیفه ما انتظار است؛ به معنای درست آن که کسب آمادگی باشد: « ثُمَّ لَيُشْحَذَنَّ فِيهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَيْنِ النَّصْلَ تُجْلَى بِالتَّنْزِيلِ أَبْصَارُهُمْ وَ يُرْمَى بِالتَّفْسِيرِ فِي مَسَامِعِهِمْ وَ يُغْبَقُونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ »!؛ سپس گروهی (برای یاری او) آماده می‌شوند هم‌چون آماده شدن شمشیر به دست آهنگر تیزگر. چشم آنان با قرآن روشنی می‌گیرد و تفسیر آیاتش به گوش آن‌ها افکنده می‌شود و هر صبح و شام از جام حکمت سیراب می‌شوند!

از اینجا معلوم می‌شود که راهکار آمادگی برتای ظهور این است که قرآن بخوانیم و به آن عمل کنیم. با چشمانمان جز قرآن نبینیم و با گوش‌هایمان جز قرآن نشنویم. باید صبح و شب از جام حکمت و معرفت الهی سیراب شویم. اگر چنین کردیم آماده ظهور هستیم و در آن صورت فرقی نمی‌کند که پیش از ظهور باشیم یا از دنیا برویم. در هر صورت جزو یارانش خواهیم بود. ان‌شاء‌الله.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*