تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۷ اسفند ۹۶ ساعت ۰۹:۰۷
اشتراک

دکتر محسن اسماعیلی:

جامعه متفرق و کینه‌توز از دین حقیقی بی‌بهره است/ خودشیفتگی خوارج

محسن اسماعیلی با بیان اینکه خارجی‌گری زاییده خودشیفتگی است، گفت: خارجی‌گری یک فکر است نه یک فرد و فکر هیچ‌گاه برای ابد نابود نمی‌شود و با پیدایش زمینه‌ها، دوباره سر بر می‌آورد.

به گزارش خبرنگار مهر، محسن اسماعیلی در یکصد و هجدهمین جلسه شرح و تفسیر نهج‌البلاغه در محل مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه) با تاکید بر اینکه دین باید منشأ اجتماع و الفت باشد، به شرح  ابن ابی الحدید بر نهج‌البلاغه که فرمایشات امیرمومنان(ع) مبنی بر «باید که اسلام و متانت آن، شما را از تعدّی و پریشان‌گویی نسبت به یکدیگر باز دارد و یک سخن و متّحد شوید.» را نقل کرده است اشاره کرد و گفت: مفهوم این روایت و روایات متعدد دیگر آن است که اگر جامعه‌ای متفرق و آکنده از کینه و دشمنی باشد، از دین حقیقی بی‌بهره است. پس چرا چنین نشانه‌های بدی را در میان مسلمانان شاهد بوده و هستیم؟

عضو حقوقدان شورای نگهبان افزود: در صورت عدم مراقبت‌های شدید اخلاقی ممکن است، انسان‌های متدین و صالح دچار عُجب و تکبر شوند، خود را برتر از دیگران ببینند و سایر افراد را خطاکار، منحرف و حتی بی‌دین قلمداد کنند. نتیجه چنین نگاهی فاصله گرفتن از دیگران و حتی طرد و لعن و دشمنی با آنان است. اما خطر خودشیفتگی به همین جا ختم نمی‌شود. رشد خودشیفتگی موجب آن می‌شود که فرد خودش را حق مطلق و بلکه معیار حق و باطل، و ملاک ایمان و کفر ببیند؛ تا آنجا که هر کس را مانند خود نبیند او را متهم به بی‌دینی و کفر می‌کند؛ اینجاست که روحیه خارجی‌گری و افرادی مانند خوارج تولید می‌شوند.

استاد دانشگاه تهران در ادامه به تعبیر شهید مطهری درباره خوارج اشاره کرد و گفت: یکی از «ممیزات خوارج» این بود که مردمی تنگ‌نظر و کوته‌دید بودند. در افقی بسیار پست فکر می‏کردند. اسلام و مسلمانی را در چهاردیواری اندیشه‏ های محدود خود محصور کرده بودند. مانند همه کوته‌نظران دیگر مدعی بودند که همه بد می‏فهمند و یا اصلًا نمی‏فهمند و همگان راه خطا می‏روند و همه جهنمی هستند. یکی از اصول عقاید خوارج این بود که مرتکب گناه کبیره (مثلًا دروغ یا غیبت یا شرب خمر) کافر است و از اسلام بیرون است و مستحق خلود در آتش است.

 اسماعیلی افزود: امام علی علیه‌السلام روحیه خارجی‌گری را سرزنش می‌کرد و خطاب به خوارج می‌فرمود: «پیامبر زناکار همسردار را سنگسار می‏کرد، ولی پس از آن به وی نماز می‏خواند و ارث او را میان خاندانش تقسیم می‏نمود. قاتل را می‏کشت و میراثش را به اهلش می‏داد. دست‏ سارق را می‏برید و زناکار بدون همسر را تازیانه می‏زد، سپس سهم آنها را از غنائم می‏داد و می‏توانستند از زنان مسلمان همسر انتخاب‏ کنند. بنابراین پیغمبر آنها را به واسطه گناهان‌شان مؤاخذه می‏کرد و حق خدا را بر آنها اجرا می‏نمود، اما سهم اسلامی آنها را از بین نمی‏برد و نام‌های آنان را از دفتر مسلمانان خارج نمی‏ساخت».

وی افزود: در ادامه همین خطبه است که حضرت آنان را نصیحت کرد که: «از پراکندگی بپرهیزید که ‏انسانِ تنها بهره شیطان است؛ چنانکه گوسفند تکرو طعمه گرگ!» و سپس دستور داد که هر کس به چنین عقیده و شعارهای اختلاف‌برانگیزی دعوت می‌کند، شایسته ترحم نیست: «کسی که به این شعار دعوت کند؛ حتی اگر زیر این عمامه من باشد، وی را بکُشید.» این برخورد به ظاهر تند به دلیل خطرهای بزرگ و ضررهای جبران‌ناپذیری است که چنین طرز تفکری برای جامعه اسلامی دربر داشت و دارد؛ چنانکه هنوز هم پس از گذشت قرن‌ها، در حال پرداخت هزینه‌های آن هستیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری با هشدار نسبت به خطر ظهور خارجی‌گری در جوامع دینی، خاطرنشان کرد: کسی نباید خیال کند که با جنگ نهروان و کشتن خوارج این خطر برای همیشه از بین رفت! خارجی‌گری یک «فکر» است نه یک «فرد»، و فکر هیچ‌گاه برای ابد نابود نمی‌شود و با پیدایش زمینه‌ها، دوباره سر بر می‌آورد. از فرمایشات حضرت امیر(ع) نیز برمی‌آید که فکر خارجی‌گری هر زمان ممکن است در فرد دیگری حلول کند و عجیب‌تر اینکه حضرت عاقبت چنین طرز تفکری را دزدی و غارت اموال مردم معرفی می‌کند!

وی در ادامه، به نقل از سید رضی، به پاسخ امیرالمومنین(ع) در برابر گمان هلاک شدن همه خوارج نهروان اشاره کرد که فرموده‌اند: «نه به خدا سوگند! این گونه که شما می‌پندارید که خوارج ریشه‌کن شدند، نیست. آنها نطفه‌هایی در پشت پدران و رحِم مادران خواهند بود. هر زمان شاخی از آنها سر برآورد قطع می‌شود و در آخر کار، آنان دزدان و راهزنان خواهند شد.»

عضو حقوقدان شورای نگهبان در بخش دیگر جلسه شرح و تفسیر نهج‌البلاغه، به بیان راه‌های پیشگیری یا درمان بیماری خودمعیار پنداری اشاره کرد و گفت: نخست آنکه باید از جوانه زدن ریشه‌های خودبینی و خودشیفتگی جلوگیری کنیم و بدانیم که هیچ گاه نباید به خود نمره قبولی دهیم. از کجا معلوم است که ما به وظایف دینی خود عمل کرده‌ایم و انسان مومنی هستیم؟ قرآن می‌فرماید: برخی‌ها که خیال می‌کنند خوب و صالح هستند، به هنگام مرگ تازه متوجه می‌شوند که عمری در خواب و خیال می‌زیسته‌اند!

اسماعیلی افزود: هیچ تضمینی وجود ندارد که ما از زمره چنین کسانی نباشیم. کسی که واقعاً با ایمان و خوب است، هیچ‌گاه خود را مؤمن و خوب نمی‌داند. ایمان و نیکی، در تواضع و متهم ساختن خویش است. امیر مومنان سلام الله علیه فرمود: «اِعلَموا عِبادَ اللّهِ، أنَّ المُؤمِنَ لا یُصبِحُ ، ولا یُمسی إلّا ونَفسُهُ ظَنونٌ عِندَهُ »؛ بدانید ای بندگان خدا که مؤمن، شب و روز، به نفْس خویش بدگمان است.

وی با بیان اینکه «مؤمن واقعی نسبت به دیگران حُسن ‌ظن دارد و نسبت به خود سوءظن»، افزود: آنان که جای این دو را عوض می‌کنند چگونه می‌توانند ادعای ایمان، آن هم برترین ایمان را داشته باشند؟! اصلاً همین که انسان همه را بد و کافر بشمرد نشانه‌ای از بدی باطن و به تعبیر امام علی علیه‌السلام، «خُبث سریره» خود اوست! آن حضرت فرموده‌اند: «إنَّما أنتُم إخوانٌ عَلی دینِ اللّهِ، ما فَرَّقَ بَینَکُم إلاّ خُبثُ السَّرائِرِ، وسوءُ الضَّمائِرِ»؛ همانا شما برادران دینی یکدیگر هستید. چیزی شما را از هم جدا نکرده، جز درون پلید و نهادِ بد که با آن به سر می‌برید.

محسن اسماعیلی به حدیث شگفتی پیامبر خدا(ص) که هشدار داده‌اند «هرگاه شنیدید کسی می‌گوید: مردم همه در هلاکتند، بدانید که خودش از همه بیشتر در هلاکت است.» اشاره کرد و گفت: پس آنان که همه را بی‌دین می‌دانند ابتدا باید در دین خود شک کنند. راه چاره دیگر توجه به این نکته است که بدانیم نشانه و اقتضای ایمان، اشتیاق به جذب دیگران و کمک به رشد معنوی آنان است؛ نه دفع مومنان و تنگ‌کردن دایره دینداران.

به گفته این استاد دانشگاه، در بحارالانوار آمده است که داوود علیه‌السلام تنها به صحرا رفت. پس خداوند به او وحی فرمود: ای داوود! چه شده است که تو را تنها می‌بینم؟ عرض کرد: معبودا! شوق دیدار تو در جانم شدّت گرفته و میان من و خلق تو حائل گشته است. خداوند به او وحی فرمود: به میان آنان برگرد؛ زیرا اگر تو یک بنده گریز پا را نزد من بیاوری نام تو را در لوح، با صفت ستوده ثبت می‌کنم.

محسن اسماعیلی در پایان، آیاتی نظیر «لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ» (گویی می‌خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آنها ایمان نمی‌آورند!) و «گویی می‌خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند!» که به زحمت پیامبر اکرم(ص) برای جذب کفار و مشرکان اشاره دارند را یادآور شد و گفت: هر دو آیه راجع به آنان است که ایمان نیاورده بودند. پیامبر از غصه جذب آنان می‌خواست جان خود را فدا کند؛ وگرنه محبت او به مومنان و تلاش او برای نگهداری و رشد آنان که جای خود را داشت! واقعاً ما تا چه اندازه به این پیامبر شباهت داریم؟!

بر طبق این گزارش، جلسه بعدی شرح و تفسیر نهج‌البلاغه روز چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷ در شهادتگاه شهید بهشتی (میدان بهارستان؛ چهارراه سرچشمه) برگزار خواهد شد.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*