تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۶ تیر ۹۷ ساعت ۱۱:۵۰
اشتراک

نقد منصفانه عملکرد شورای نگهبان ضروری، اما تضعیف آن خطرناک برای کشور و اسلام است

به مناسبت سالگرد تاسیس شورای نگهبان

اما فقهای بزرگی که رهبری مشروطیت را برعهده داشتند، نه تنها جواز قانونگذاری و خصوصاً وضع قانون اساسی را «از بدیهیات و … از واضحات» می‌شمردند، که برای پاسداری تقنینی از آن، اصل معروف به «اصل طراز» را پایه‌گذاری کردند و حتی جان خود را در این راه فدا کردند.

همایش فرآیند قانونگذاری، الزامات و راهکارهابیست و ششم تیر ماه سالروز تاسیس شورای نگهبان است که «پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها»، «تفسیر قانون اساسی» در موارد لزوم، و «نظارت بر همه‌پرسی و انتخابات» سه وظیفه و کارکرد اصلی آن در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

در این میان، البته مهمترین و رایج‌ترین وظیفه‌ای که در اصل نود و یکم بر عهده این نهاد گذاشته شده است، همان وظیفه نخست است که اصطلاحاً «پاسداری تقنینی از قانون اساسی» خوانده می‌شود.

واقعیت آن است که تمکین نسبت به قانون هنوز هم در طبع و عمل ما نهادینه نشده است. از نگاه بسیاری از ما قانون حرمت و احترام ذاتی و موضوعیت ندارد و حداکثر طریقی است رسمی برای رسیدن به مقصود و مقصد. چنین است که هرگاه احتمال یافتن طریقی آسان‌تر وجود داشته باشد، یا هر زمان که بپنداریم این طریق رسمی ما را به هدف نمی‌رساند، بدون دغدغه‌ و نگرانی از اجرای قانون می‌گریزیم.

این نوع تلقی از قانون، که البته در کشورهایی مانند ما بی‌سابقه نیست، از زمان آغاز قانون‌نویسی در ایران، یعنی از زمان مشروطه، مطرح بوده است. در آن زمان اصولاً عده‌ای می‌گفتند: «دین ما مسلمانان، اسلام و قانون‌مان قرآن آسمانی و سنت پیغمبر آخرالزمان صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است. تدوین قانون دیگری در بلد اسلام بدعت و در مقابل صاحب شریعت دکان باز کردن است و التزام به آن هم چون بدون ملزم شرعی است، بدعتی دیگر و مسئول داشتن از تخلف هم بدعت سيّم است»!

اما فقهای بزرگی که رهبری مشروطیت را برعهده داشتند، نه تنها جواز قانونگذاری و خصوصاً وضع قانون اساسی را «از بدیهیات و … از واضحات» می‌شمردند، که برای پاسداری تقنینی از آن، اصل معروف به «اصل طراز» را پایه‌گذاری کردند و حتی جان خود را در این راه فدا کردند. این اصل، نظارت چند مجتهد جامع‌الشرایط بر مصوبات مجلس را الزامی ساخته بود.

اما به دلایلی، از جمله فقدان تجربه و نیز ضعف ساختاری و متنی در این اصل، پاسداری از قانون اساسی به دست فراموشی سپرده شد، و اندک اندک زمینه خودکامگی برای خاندان وابسته پهلوی فراهم گشت.

این تجربه تلخ موجب شد تا صورت تکامل‌یافته «اصل طراز» در نهاد مقتدری به نام «شورای نگهبان» در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش‌بینی شود. بنیانگذار نظام و رهبر انقلاب اسلامی تاکید می‌کردند که «اسلام، حکومتش حکومت قانون است»، و «قانون اساسی یکی از ثمرات عظیم، بلکه بزرگترین ثمره جمهوری اسلامی است.»، و «معیار در اعمال نهادها قانون اساسی است و تخلف از آن برای هیچ ‌کس، چه متصدیان امور کشوری و لشکری، و چه اشخاص عادی جایز نیست.»

دفاع محکم و مداوم امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله) از شورای نگهبان بر همین منطق روشن استوار بوده و هست. نقد منصفانه و عالمانه عملکرد شورای نگهبان، مانند دیگر نهادها و سازمان‌ها، نه تنها ممکن که ضروری است، اما همانطور که پدر دلسوز این امت می‌فرمود: تضعیف آن «امری خطرناک برای کشور و اسلام است.»


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*