تاریخ انتشار: یکشنبه ۰۲ اسفند ۹۴ ساعت ۰۶:۴۸
اشتراک

مصاحبه با ویژه نامه همشهری - نوروز 1391

پایان شگفت انگیز؛ ایرانیان هنوز ناشناخته اند

سال ۱۳۹۰، با شیرینی ها و تلخی های آن به پایان رسید. در حالی که کشور به استقبال بهار می رود که کام ملت با برگزاری پرشور انتخابات شیرین شده است. در مقام بررسی آنچه در سال ۱۳۹۰ رخ داد، به گفتگو با دکتر محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان پرداخته ایم.

سال ۱۳۹۰، با شیرینی ها و تلخی های آن به پایان رسید. در حالی که کشور به استقبال بهار می رود که کام ملت با برگزاری پرشور انتخابات شیرین شده است. در مقام بررسی آنچه در سال ۱۳۹۰ رخ داد، به گفتگو با دکتر محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان پرداخته ایم.

سوال: داخلی و در سطح ملی را. به نظر شما شیرین ترین و تلخ ترین حادثه در این سال چه بود؟
جواب: از نظر من تلخ ترین حادثه امسال، حادثه تمردی بود که در اوایل سال اتفاق افتاد و نشان داد که عاقبت به خیری چه گوهر کمیابی است. این حادثه آنقدر زشت و تلخ بود که هیچ کس نتوانست آن را توجیه کند. شیرین ترین حادثه هم در پایان سال و روز ۱۲ اسفند اتفاق افتاد که مردم با خلق حماسه ای شگفت انگیز نشان دادند که هنوز ملتی هستند ناشناخته.
۱۲ اسفند از برخی جهات خیلی مهمتر از دیگر حضورهای مردمی بود و به نظرم برای سال های سال کشور را بیمه خواهد کرد و همان روز در مصاحبه ای گفتم که به یوم الله دیگری در تاریخ انقلاب تبدیل خواهد شد.

2.jpg

سوال: سال ۱۳۹۰ را چگونه دیدید؟
جواب: این سال هم مثل همه سال های دیگر دارای شیرینی ها و تلخی های بسیاری بود؛ هم در حوزه زندگی فردی و هم در حوزه زندگی اجتماعی. هم در قلمرو داخلی و هم در سطح بین المللی. شما کدام را می پرسید؟

سوال: معلوم می شود شما از نتیجه انتخابات مجلس نهم راضی هستید؟
جواب: مهم خود انتخابات است که با این عظمت برگزارشد. نتیجه انتخابات هر چه باشد، فرع بر آن است وهمه باید به آن راضی باشند و تسلیم شوند؛ چرا که نتیجه انتخابات را خواست مردم و رای آنان تعیین می کند. فراز و فرود جریان های سیاسی در هشت مجلس قبلی و تغییر وزن اقلیت و اکثریت در آنها نشان می دهد که واقعا میزان رای ملت است و این مهمتر از آن است که چه کسانی به مجلس راه پیدا می کنند. البته نتایج اولیه انتخابات نشان می دهد که انشاالله ترکیب مجلس بعد هم، انقلابی تر و کارآمدتر خواهد بود. شعارهای تبلیغاتی نامزدها هم بیشتر رنگ و بوی اصول ارزشی و مبانی دینی را داشت و از این بابت باید خدا را بیشتر شاکر بود.

سوال: روند بررسی صلاحیت ها هم کمتر مورد اعتراض بود. آیا تغییری کرده بود؟
جواب: از نظر قانونی که تغییر نکرده است. اما عملکرد شورای نگهبان مجموعاً بیشتر مورد قبول نامزدها و افکار عمومی قرار گرفت و آن هم دلایلی دارد. مثلاً توصیه رهبر معظم انقلاب به سماحت بیشتر در تطبیق شرایط بر افراد و تنگ نگرفتن دایره صلاحیت ها بسیار راهگشا بود. ایشان در دوره های قبل هم همین توصیه ها را داشتند و این بار در نماز جمعه هم تکرار فرمودند و موجب اطمینان خاطر بیشتر افراد شد.
علاوه بر این قاطعیت شورای نگهبان در برخورد با دانه درشت ها هم بارزتر از همیشه بود. بعضی ها که احتمال هم نمی دادند مشکلی در تائید صلاحیت داشته باشند، با مانع جدی روبرو شدند و انصراف دادند و یا ماندند و رد صلاحیت شدند. این یک نقطه قوت در دوره اخیر بود که باز هم موجب اطمینان و اعتماد بیشتر افکار عمومی شد؛ خصوصاً آنکه این دوستان منتسب به جریان اکثریت مجلس هم بودند.

سوال: پس خیال همه راحت باشد که آنها که رد صلاحیت شدند، واقعا دارای مشکل جدی و غیر قابل اغماض بودند؟
جواب: فرض بر این است. اما به یک نکته مهم نیز باید توجه داشت؛ ما و هر نهاد دیگری بر اساس پرونده ها و اسناد و مدارک قضاوت می کنیم و لذا ممکن است اشتباهی هم اتفاق بیفتد؛ هم در تائیدها و هم در عدم تائیدها. مثلا ممکن کسی اشتباهی تائید شود؛ چون اسناد و مدارک کافی به دست شورای نگهبان نرسیده است؛ همان گونه که ممکن است خدای ناکرده در رد صلاحیت ها اشتباهی اتفاق افتاده باشد. برای همین است که آقا صراحتاً در نماز جمعه فرمودند: «کسی نباید تصور کند که رد صلاحیت شدگان، لزوماً آدم‌های بی‌صلاحیت هستند چرا که آنها فقط برای نمایندگی مجلس،‌ احراز صلاحیت نشده‌اند اما برای کارهای دیگر شاید دارای صلاحیت باشند ضمن اینکه ممکن است کسانی که او را رد صلاحیت کرده‌اند اشتباه کرده باشند.»
آنچه مهم است این است که خدای‌ناکرده عمداً در حق کسی جفا نشود یا کسی بر اساس سلایق شخصی و علایق فردی راجع‌به دیگری تصمیم نگیرد. والاّ کسی مدعی عدم اشتباه نیست. برای همین است که گاهی فردی تأیید و سپس رد می‌شود یا بالعکس.

سوال: لطفاً روند بررسی صلاحیت ها را خیلی کوتاه شرح دهید.
جواب: وقتی نامزدهای ورود به مجلس شورای اسلامی در فرمانداری‌ها ثبت نام می‌کنند، پرونده خاصی برای آنها تشکیل می‌شود. سپس از مراجع رسمی در مورد آنها استعلام می‌شود و همچنین اطلاعات لازم از طریق تحقیقات محلی یا گزارش‌های موثق جمع‌آوری می‌گردد. البته ممکن است شبنامه‌ها یا اطلاعیه‌های غیر موثقی هم علیه کاندیداها به دست ما برسد، ولی معلوم است که نباید به آنها ترتیب اثری داده شود.
ضمناً خیلی از نامزدها هم دارای سابقه شرکت مکرر در انتخابات هستند و لذا نیازی به تشکیل پرونده جدید نیست و کار آسان‌تر می‌شود. به هرحال پس از تکمیل پرونده‌ها، ابتدا هیئت‌های اجرایی قضاوت می‌کنند که آیا هر یک از کاندیداها دارای شرایط قانونی هستند یا نه. آنان که در این هیئت‌ها دچار مشکل می‌شوند به هیئت نظارت استان شکایت می‌کنند. در دومین مرحله هیئت نظارت هر استان که متشکل از نیروهای متعهد محلی هستند و آموزش‌های لازم را هم دیده‌اند، با کسب نظر هیئت مرکزی نظارت به بررسی شکایت‌ها می‌پردازند.
آنان که از رأی هیئت‌های نظارت هم راضی نشده‌ و گلایه‌مند هستند، می‌توانند برای بار دوم، اما این‌بار به خود شورای نگهبان شکایت کنند. پس سومین مرحله رسیدگی‌ها در خود شورای نگهبان آغاز می‌شود.
البته همانطور که در قانون انتخابات تصریح شده است نظارت شورای نگهبان بر انتخابات استصوابی و عام است و همه مراحل را دربرمی‌گیرد. یعنی شورای نگهبان می‌تواند راجع به تک‌تک کاندیداها، حتی آنان که قبلاً تأیید شده‌اند، اظهار نظر کند.

سوال: از انتخابات که بگذریم، سال ۱۳۹۰ سال جهاد اقتصادی بود. کارنامه کشور را در این باره چگونه ارزیابی می کنید؟
جواب: ما هیچ گاه نتوانسته ایم انتظارات رهبری را، آنگونه که بایسته و شایسته است، برآورده کنیم. اما به هر حال گام های بلندی هم برداشته شده است که نباید نادیده گرفت. مثلاً دولت توانست با ادامه طرح هدفمندسازی یارانه ها بخشی از ضعف ها ی نظام اقتصادی را اصلاح کند. این موفقیتی بود که با تدبیر اجرا شد و کمترین عوارض را هم داشت؛ با اینکه تحریم های خارجی بی سابقه بود و دشمنان انتظارات دیگری داشتند.
البته صعود قیمت ها در آخر سال؛ خصوصا بالا رفتن قیمت سکه و ارز و انفعال ۱۵ روزه مسئولان مربوطه در مقابل آن عجیب بود و فشار مضاعفی به مردم وارد کرد.
بدنیست همین جا عرض کنم که ماهم به سهم خود باکمک دوستان حقوق همشهری کتابی در۳۵۷صفحه با نام «جهاداقتصادی؛ازمبانی تا موانع» آماده کرده ایم که تا آخرسال منتشرخواهدشد.

س: باتوجه به اینکه این مصاحبه در ویژه نامه نوروزی منتشر می شود،اگرموافق باشید گفتگوی خودمان را باخاطره ای از نوروز وعید تمام کنیم.
ج: عیبی ندارد.اما برای اینکه در آستانه بهار یادی هم از شهیدان کرده باشیم، آن خاطره را ازنوروز در جبهه ها تعریف می کنم. اول عرض کنم که حال وهوای جبهه قابل توصیف نیست. مثل بهشت است که تا نرویم ونبینیم نمی فهمیم. همه چیز درجبهه جای خودش را داشت؛ ازجمله عید وشادی. نوروز هم در جبهه حال وهوا وصفای خاص خودش را داشت. الحمدلله خداوند توفیق این را داد که در زمان جنگ همه نوروزها را درمنطقه باشم والبته حالا با آن روزها خیلی فاصله دارم.خاطره هم زیاد است. اما آن خاطره ای که در روزهای عید معمولاً به یادم می افتد مربوط به روز اول سال۱۳۶۲است. آن روز تعدادی از دوستان به دیدن ما درسنگرهای قصرشیرین وسرپل ذهاب آمده بودند. گرچه از خانواده ها دور بودیم ولی کسی احساس غربت نمی کرد. بساط عید وآجیل وشیرینی هم تا اندازه ای فراهم بود. یکی از بچه ها هم که سربازی اش به اتمام رسیده و عازم تهران بود، یعنی روز آخر سربازی اش را می گذراند، در میان ما بسیجی ها بود.سرحال بود، شوخی می کرد وبا بچه ها عکس یادگاری می گرفت که ناگهان باران خمپاره شروع شد. همه به داخل سنگرها دویدیم . وقتی اوضاع آرام تر شد ومن می خواستم از سنگرمان که در حقیقت یک پل بود خارج شوم، دیدم آن بزرگوار روی جاده افتاده وازطرف سر روی در ورودی آویزان است؛ ،در حالی که مغز او دراثر اصابت ترکشی متلاشی و مظلومانه شهید شده بود . این حادثه به من خیلی سخت گذشت؛ مخصوصاً که چند روز بعد ساعت مچی او را چندین متر دورتر پیدا کردیم. این ساعت را بایکی دیگر از دوستان که او هم چند ماه بعد به شهادت رسید، در تهران به خانواده اش دادیم. این عکس من با همان شهید است…. این را گفتم که آن روزها را فراموش نکنیم.ببخشید.

07.JPG


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*