تاریخ انتشار: یکشنبه ۰۲ اسفند ۹۴ ساعت ۰۶:۵۲
اشتراک

مصاحبه با ویژه نامه اطلاعات هفتگی به مناسبت نوروز 1391

ما هم ممکن است اشتباه کنیم

به مانند شماره مخصوص نوروزی هر سال، امسال نیز بنا بر آن گذاشتیم که با مسئولی متعهد و پر کار و مورد وثوق مردم (که چهره اش برای مردم ما آشنا و مقبول عامه است) رودررو بنشینیم و ضمن آشنایی با ایشان دغدغه های مردم را با وی در میان بگذاریم که کسی را در دسترس تر از دکتر محسن اسماعیلی عضو حقوقدان شورای نگهبان و عضو هیئت علمی دانشگاه و نزدیک به مردم نیافتیم. باشد که قبول عامه مردم و خوانندگان گرامی مجله اطلاعات هفتگی، افتد.

به مانند شماره مخصوص نوروزی هر سال، امسال نیز بنا بر آن گذاشتیم که با مسئولی متعهد و پر کار و مورد وثوق مردم (که چهره اش برای مردم ما آشنا و مقبول عامه است) رودررو بنشینیم و ضمن آشنایی با ایشان دغدغه های مردم را با وی در میان بگذاریم که کسی را در دسترس تر از دکتر محسن اسماعیلی عضو حقوقدان شورای نگهبان و عضو هیئت علمی دانشگاه و نزدیک به مردم نیافتیم. باشد که قبول عامه مردم و خوانندگان گرامی مجله اطلاعات هفتگی، افتد.
س: به عنوان شروع اززندگی خود برای ما بگویید.

ج: بسم الله الرحمن الرحیم. به شما ، همکاران شما وهمه خوانندگان این مصاحبه سلام عرض می کنم واجازه می خواهم که پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را به همه آنها تبریک بگویم. من سال ۱۳۴۴ در جنوب شرق تهران متولد شدم ودرهمانجازندگی وتحصیل کردم. اگر چیزی دارم، همه اش پس ازلطف خدا ، مرهون پدر ومادری است که تا آخر مدیون ودست بوسشان هستم. دیپلم خود را در رشته ریاضی فیزیک گرفتم؛ آن هم نیمه حضوری!! چون مصادف با ایام جنگ و حضور درجبهه بود. بازگشایی دانشگاه‌ها و اصرار تعدادی از طلاب پرهیزکار و دوست‌داشتنی مدرسه عالی شهید مطهری که هم سنگر ما بودند، مرا به شرکت در کنکور ورودی آن مرکز پربرکت کشاندو پذیرفته شدم. ایام خیلی خوبی بود واستادان ودوستان کم نظیری. پس ازآن وارددانشگاه تربیت مدرس شدم و دکترای تخصصی خود را در رشته حقوق خصوصی ازآن دانشگاه گرفتم. بهمن ماه سال ۱۳۷۸ بود که از رساله دکتری خود دفاع کرده و فارغ‌التحصیل شدم. یک برادر وسه خواهر دارم که ازنظر سنی ازمن کوچکترند ولی ازنظر دینداری وعقل همه ازمن بزرگتر! با تمام شدن جنگ در سال۱۳۶۹ازدواج کردم وحاصل آن سه فرزند است. الان عضو هیئت علمی دانشگاه و ضمناً حقوقدان شورای نگهبان هستم. کافی نیست؟!

س:می شود راجع به این آخری بیشتر بگویید؟ منظورم نحوه آشنایی با همسر وشغل ایشان و بچه ها است.

ج: بله. ایشان از خانواده ای بسیارشریف ومومن هستند. ازقبل با این خانواده آشنا بودیم وبا دو برادرشان که به مقام والای شهادت رسیدند درجبهه وپشت جبهه رفاقت داشتم. با سومی هم جبهه بودیم که جنگ تمام شد! پس از جنگ اولین وآخرین! خواستگاری را به خانه آنها رفتم و با ساده ترین مراسم ازدواج کردیم. ایشان حق بزرگی بر گردن من وخانواده دارند وبدون تعارف خودم را ناتوان از قدردانی می دانم. تربیت بچه ها مدیون ایشان است و ضمناً دبیر هم هستند. پسر بزرگمان دانشجوی حقوق است ودو دختر هم داریم که کوچکترند.

س: از شورای نگهبان بگویید. آیافکرمی کردیدروزی عضوشوراشوید؟

ج: نه!اصلاً ! وقتی هم آیه الله هاشمی شاهرودی،رئیس وقت قوه قضاییه، این موضوع رابامن مطرح کردندتعجب وامتناع کردم.من تازه دوسه روزبودکه توسط ایشان به عنوان معاون پارلمانی قوه منصوب شده بودم وحالامعارفه نشده بایدتودیع می شدم.اعتذارهایی هم خدمت ایشان آوردم ولی بالاخره مقبول نیفتاد. الان نزدیک به ۱۱سال است که آنجا هستم و این کارراآزمون سخت خدابرای خودم می دانم وازخودش کمک می خواهم.

سایرمسئولیت هاهم مهم ودشواراست .امااهمیت ودشواری عضویت درشورای نگهبان مضاعف است؛چراکه انسان رادرجایگاه داوری وقضاوت قرارمی دهد. درچنین جایگاهی انسان باید با دشمنان ومخالفان خودش هم به عدالت وانصاف رفتارکند.برای هررای بایدخودراازهمه تعلقات فردی رهاکردوفقط وفقط خدارادرنظرگرفت.این خیلی مراقبه ومحاسبه لازم دارد وکمرشکن است؛مخصوصاًباانتظارات نابه جایی که معمولاًوجوددارد.استقلال رای،عدالت وتعادل همه جالازم است واینجالازم تروالبته گاهی پرهزینه هم هست اماامتحان الهی همین جااست وافضل الاعمال احمزها؛برترین کارها دشوارترین آنهااست. جایگاه شورای نگهبان بسیار حساس است و مردم انتظارات زیادی از آن دارند ؛ حتی ممکن است حسنات دیگران را برای ما سیئه به حساب آورند.

س: یادم هست که چندسال پیش شما در امتحان اجتهاد مجلس خبرگان هم شرکت کردید و به عنوان نفر اول قبول شدید. جریان چه بود؟

ج: اینطور نبود. اصل قضیه از این قرار است که من از کودکی شیفته علوم اهل بیت‌سلام‌الله‌علیهم، بودم و همین موجب شد تا هم در جبهه و هم مواقعی که در تهران بودم، همزمان با دانشگاه به تحصیل علوم حوزوی هم بپردازم. مدرسه علمیه آیت‌الله مجتهدی تهرانی محل رفت‌وآمد آن روزهای من بود و به لطف خدا بدون وقفه تاهمین امروزهم همچنان به فراگیری علوم اسلامی ادامه دادم؛خصوصاً در حوزه علمیه مروی.از سال ۱۳۷۳ تاکنون نیز بدون وقفه در درس‌های خارج فقه و اصول شرکت کرده‌ وهمزمان تدریس هم کرده ام. همین جا یادی از استاد عظیم الشان خودم حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی کنم که سرتا پا سپاسگزار اویم و آرزوی شفای کامل داشته باشم برای کسالتی که دارند. جدّاً کنز مخفی زمانه ما هستند.

به هرحال علت شرکت من در آزمون خبرگان این بود که به دلایلی در آخرین ساعات ثبت‌نام برای مجلس خبرگان، من هم در این انتخابات نام‌نویسی کردم. دلایلش باشد برای بعد. ولی می‌دانید که علاوه بر شرایط و صلاحیت‌های عمومی، اجتهاد در علوم حوزوی شرط ورود به مجلس خبرگان است. و برای تأیید اجتهاد هم راه‌هایی وجود داشته و دارد؛ نظیر ارائه گواهی معتبر و اجازه اجتهاد از مراجع تقلید یا ارائه تحقیقات فقهی و نوشته‌های علمی. یک راه هم شرکت در آزمون کتبی و شفاهی است. من با اینکه هم اجازه اجتهاد و هم نوشته‌های فقهی داشتم، ترجیح دادم در آزمون شرکت کنم؛ چراکه عضو شورای نگهبان بودم و ممکن بود شائبه ای بوجود آورند. این تصمیم را با بعضی بزرگان هم درمیان گذاشتم. آنها هم پسندیدند و تحسین کردند. این بود که در آزمون کتبی تهران و آزمون شفاهی در قم شرکت کردم و به فضل خدا قبول شدم. واقعیت قصه همین بود که گفتم.

س: برگردیم به شورای نگهبان وانتخابات اخیر. اولاً اگر ممکن است روند بررسی صلاحیت ها را تشریح نمایید که خوانندگان ما آشنایی بیشتری با آن پیدا کنند.

ج: اگر منظور شما روند بررسی صلاحیت نامزدهای ورود به مجلس شورای اسلامی است باید عرض کنم که وقتی افراد در فرمانداری‌ها ثبت نام می‌کنند، پرونده خاصی برای آنها تشکیل می‌شود. سپس از مراجع رسمی در مورد آنها استعلام می‌شود و همچنین اطلاعات لازم از طریق تحقیقات محلی یا گزارش‌های موثق جمع‌آوری می‌گردد. البته ممکن است شبنامه‌ها یا اطلاعیه‌های غیر موثقی هم علیه کاندیداها به دست ما برسد، ولی معلوم است که نباید به آنها ترتیب اثری داده شود.

ضمناً خیلی از نامزدها هم دارای سابقه شرکت مکرر در انتخابات هستند و لذا نیازی به تشکیل پرونده جدید نیست و کار آسان‌تر می‌شود. به هرحال پس از تکمیل پرونده‌ها، ابتدا هیئت‌های اجرایی قضاوت می‌کنند که آیا هر یک از کاندیداها دارای شرایط قانونی هستند یا نه. آنان که در این هیئت‌ها دچار مشکل می‌شوند به هیئت نظارت استان شکایت می‌کنند. در دومین مرحله هیئت نظارت هر استان که متشکل از نیروهای متعهد محلی هستند و آموزش‌های لازم را هم دیده‌اند، با کسب نظر هیئت مرکزی نظارت به بررسی شکایت‌ها می‌پردازند.

آنان که از رأی هیئت‌های نظارت هم راضی نشده‌ و گلایه‌مند هستند، می‌توانند برای بار دوم، اما این‌بار به خود شورای نگهبان شکایت کنند. پس سومین مرحله رسیدگی‌ها در خود شورای نگهبان آغاز می‌شود.
البته همانطور که در قانون انتخابات تصریح شده است نظارت شورای نگهبان بر انتخابات استصوابی و عام است و همه مراحل را دربرمی‌گیرد. یعنی شورای نگهبان می‌تواند راجع به تک‌تک کاندیداها، حتی آنان که قبلاً تأیید شده‌اند، اظهار نظر کند.

س: پس با این اوصاف امکان اشتباه وجود ندارد؟

ج: چرا ندارد؟! مگر ممکن است انسان‌هایی مثل ما خالی از اشتباه و خطا باشند. آنچه مهم است این است که خدای‌ناکرده عمداً در حق کسی جفا نشود یا کسی بر اساس سلایق شخصی و علایق فردی راجع‌به دیگری تصمیم نگیرد. والاّ کسی مدعی عدم اشتباه نیست. برای همین است که گاهی کسی تأیید و سپس رد می‌شود یا بالعکس.

بد نیست همین‌جا به جملاتی از رهبر معظم انقلاب اسلامی دراین باره اشاره کنم که در نماز جمعه اخیر فرمودند: «کسی نباید تصور کند که رد صلاحیت شدگان، لزوماً آدم‌های بی‌صلاحیت هستند چرا که آنها فقط برای نمایندگی مجلس،‌ احراز صلاحیت نشده‌اند اما برای کارهای دیگر شاید دارای صلاحیت باشند ضمن اینکه ممکن است کسانی که او را رد صلاحیت کرده‌اند اشتباه کرده باشند.»

س: بارها ازشما شنیده وخوانده ایم که نسبت به اعتقاد به ولایت فقیه در احراز صلاحیت ها تاکید وحساسیت داشته اید. چرا؟

ج: معلوم است که ولایت فقیه اساس و بنیان این نظام است؛ و کسی که می‌خواهد در پست‌های حساس قرار بگیرد باید اعتقاد و علاوه بر آن، التزام عملی به آن داشته باشد. کجای دنیا اجازه می‌دهند کسی که به اصلی‌ترین پایه‌های حکومت اعتقاد ندارد، مدیریت و سکانداری آن را بر عهده بگیرد. ولایت فقیه، علاوه بر آنکه از نظر شرعی و فقهی ثابت است، در قانون اساسی ما به عنوان مبنای حکومت در عصر غیبت شناخته شده است.
پس چه از نظر دینی و چه از نظر حقوقی همه زمامداران و مسئولان کشور باید پایبند به آن باشند.

البته این را هم بگویم که سوء‌ظن و یا افراط و تفریط در این قضیه نباید کرد. احراز التزام به ولایت فقیه مثل احراز وفاداری به قانون اساسی و منافع مردم لازم است اما نباید دایره آن را آنقدر تنگ کرد که خیل عظیم مشتاقان رهبری را از قلمرو خودی‌ها بیرون کرد. واقعیت این است که اکثریت قاطبه مسئولان ما تابع ولایت فقیه هستند و آزمون‌های دشوار و متعددی را هم در این زمینه با موفقیت پشت‌سر گذاشته‌اند.

س: پس به عقیده شما، ما ضدولایت فقیه نداریم؟

ج: حالا ممکن است اندک شماری هم از نظر التزام عملی نمره قابل قبولی نیاورده‌ باشند؛ ومثلاً بر اساس تحلیل های اشتباه یا خدای ناکرده تسویلات نفسانی در موردی مقاومت وتمرد هم کرده باشند.اینها بدون شک مردود ومنحرف هستند وشایستگی حضور در مسئولیت های مهم را ندارند. اما واقعاً این تعداد بسیار اندکند و نباید بی‌جهت افراد دیگر را متهم به ضدیت با ولایت فقیه کرد.

بازهم اشاره‌ای کنم به فرمایشات رهبری. ایشان در دیداری که چند دوره قبل با هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات داشتند، فرموده‌اند:« بدون تحقیق نبایستى افراد را متهم کرد. به ظواهرِ خیلى ابتدایى نبایستى نسبت به وجود جرمى در کسى حکم کرد؛ مثلاً الان رایج شده که بعضیها را به اندک چیزى «ضد ولایت فقیه» مى‏گویند! معلوم نیست اگر کسى یک وقت در جایى یک کلمه حرفى زد، این ضدیت با ولایت فقیه باشد. البته ضدیت با ولایت فقیه، یعنى ضدیت با اصیل‏ترین و رکین‏ترین اصول و ارکان نظام جمهورى اسلامى – شکى نیست – منتها ضدیت معنایى دارد. مثلاً یک نفر هست که علیه این معانى مى‏نویسد یا حرف مى‏زند، یا با موقفها و مواضعى که از طرف دستگاه رهبرى یا از طرف رهبرى گرفته مى‏شود و طبق قانون اساسى سیاستهاى اصلى نظام را تشکیل مى‏دهد، صریحاً و غالباً – ولو نه دایماً – مخالفت مى‏کند، یا در مواقع حساس مخالفت مى‏کند؛ اینها ضدیت است؛ لیکن آن کسى که حالا یک وقت در جایى یک کلمه حرفى زده، یا مثلاً نسبت به چیزى عکس‏العملى نشان داده، این ضدیت محسوب نمى‏شود».

س: به حضور طیف های مختلف وتنوع فکری در انتخابات مجلس نهم چه نمره‌ای می‌دهید؟

ج: نمره‌ اصلی را مردم خواهند داد. میزان مشارکت مردم نشانه آن است که تا چه اندازه نماینده افکار و خواست‌های خود را در میان کاندیداها یافته‌اند. اما اگر از منظر شورای نگهبان به موضوع نگاه کنیم، تقریباً همه اعتراف کرده‌اند که در این دور سعه‌صدربیشتری اعمال شده است و مثلاً اصلاح‌طلبان با کمترین مشکل تأیید شده‌اند. از طرف دیگر عناصری از اصول‌گرایان رد صلاحیت شدند که برای کمتر کسی قابل پیش‌بینی بود. ضمن آنکه برخی هم عاقلانه تر رفتار کردند و با انصراف از کاندیداتوری نگذاشتند شورای نگهبان مهر ردصلاحیت بر پرونده آنان بزند. این توصیه به برخی دیگر از دوستان هم شده بود که بهر دلیل نپسندیدند.


دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*