تاریخ انتشار: یکشنبه ۳۱ خرداد ۰۵ ساعت ۰۸:۱۳
اشتراک

امام حسین (ع) در عاشورا برای تک‌تک افراد حق انتخاب آگاهانه و تعیین سرنوشت قائل بود

بارزترین، زیباترین و جذاب‌ترین بخش واقعه عاشورا حقی است که امام حسین برای تک تک افراد چه در جبهه داخلی و چه در جبهه دشمن برای آگاهی و انتخاب آگاهانه و تعیین سرنوشت قائل بود. حادثه عاشورا از جوانب مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد. متاسفانه عادت و سنت ما این است که امام […]

بارزترین، زیباترین و جذاب‌ترین بخش واقعه عاشورا حقی است که امام حسین برای تک تک افراد چه در جبهه داخلی و چه در جبهه دشمن برای آگاهی و انتخاب آگاهانه و تعیین سرنوشت قائل بود.
حادثه عاشورا از جوانب مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد. متاسفانه عادت و سنت ما این است که امام حسین (ع) را از ظهر عاشورا تا غروب آن می‌شناسیم و عمدتا بر جنبه‌های حماسی و عاطفی این حادثه بزرگ تاکید داریم.
اهل سنت حدیثی از پیامبر اکرم (ص) بیان می‌کنند که ایشان فرموده خوشبختی مستمر بشریت با حسین بن علی قابل دست یافتنی است. آیا خوشبخت شدن همه بشریت در همه ادوار با امام حسین به همین اندازه است که از وجه عاطفی و احساسی حادثه عاشورا سخن بگوییم؟ قطعا نه و ما باید از جنبه‌های مختلف این حادثه را بررسی کنیم.
در حادثه کربلا یک مکتب تربیتی و حقوقی وجود دارد که می‌توان ادعا کرد که اصلا مورد توجه قرار نگرفته است. امام در واقعه عاشورا و در آن مدت کم از نگاه تربیتی انسان‌هایی را پرورش داد و از سوی دیگر نگاهی که امام به حقوق و کرامت انسان در مقابل نگاه سخیف جبهه مقابل ابراز کرد، بی‌نظیر است.
از میان همه حقوقی که در کربلا و مکتب عاشورا باید مورد مطالعه قرار گیرد، بارزترین، زیباترین و جذاب‌ترین بخش حقی است که امام حسین برای تک تک افراد چه در جبهه داخلی و چه در جبهه دشمن برای آگاهی و انتخاب آگاهانه و تعیین سرنوشت قائل بود.
حق آگاهی و انتخاب آگاهانه از اساسی ترین حقوق بشر است، از دقت و استمداد دینی هم می توان این ادعا را تائید کرد که اساسی‌ترین حق بشر، حق آگاهی و انتخاب آگاهانه است. چرا که هر فضیلتی را در نظر بگیریم زمانی فضیلت محسوب می‌شود که ارادی کسب شده باشد. کمالات بشری اگر ارادی نباشد، فضیلت محسوب نمی‌شود.
در منظومه دینی ، فضیلت آنگاه فضیلت است که با اراده و براساس آگاهی کسب و انتخاب شده باشد. این همان امانتی است که قرآن می‌گوید به آسمان و کوه‌ها دادیم که توان پذیرش آن را نداشتند و فقط انسان بود که توانست این امانت را بپذیرد. این امانت، قدرت انتخاب بود و در موجودات هستی، تنها بشر است که می‌تواند بسنجد و انتخاب کند و در انتخاب خود مجبور نیست.
عرفای ما برآنچه که از متون اصیل دین فهمیده‌اند، می‌گویند انسان واقعی، باطن آدمیزاد است نه ظاهرش و باطن آدمیزاد براساس انتخاب‌هایی است که انجام می‌دهد. از این رو است که مولانا در دیوان شمس می گوید «تا در طلب گوهر کانی کانی / تا در هوس لقمه نانی نانی – این نکته رمز اگر بدانی دانی/ هر چیز که در جستن آنی آنی ».
ایمان آغاز سیر تکاملی انسان است، خدا در قرآن به صراحت می‌گوید پروردگار حکیم و مهربان شما حتی برای یکی از بندگان خود کفر را نمی‌پسندد و دوست دارد همه شما با ایمان باشید ولی همین خدایی که نمی پسندد حتی یک نفر کافر باشد، در آیات متعدد تاکید کرده ایمانی برای من ارزش دارد که آن را خودت انتخاب کنی.
زمانی که پیامبر برای هدایت مردم حرص و جوش می‌خورد، خدا به ایشان وحی کرد که اگر می‌خواستم کافی بود اراده کنم تا همه انسان‌ها مومن و موحد شوند اما دوست دارد هرکس که به سمت او می‌آید، با انتخاب باشد. قرآن نیز می‌گوید کار انبیا این نبود که مردان و زنان را خداجو کند بلکه راه را نشان می‌دهند تا افراد خود خداجو شوند.
پیامبران آمدند مردم را آگاه کنند تا خود آنها قسط و عدل را برپا کنند، اینکه پیامبران عدالت را برپا کنند به تنهایی کافی نیست. تا ما در وجود خودمان عادل نشده و عدالت طلبی نکنیم، اگر عدالت را بر ما تحمیل کنند فضیلتی نیست. همه دین هم همین است. قرآن می‌گوید اگر کفار حربی آمدند در مقابل شما صف کشیدند و آماده جنگ با شما شدند شما حق ندارید شروع به جنگ کنید مگر اینکه آگاهش کرده باشید و حرف حق را به آنها زده و حجت را بر آنها تمام کرده باشید.
می گویند معنی آیه لا اکراه فی الدین این است که دین را به یکدیگر اجبار نکنید. دین را به یکدیگر تحمیل نکنید انشاء و نهی است در حالیکه در لا اکراه فی الدین ، الف و لام آن نهی نیست بلکه نفس جنس است و در لا اکراه فی الدین جنس آن بگونه ای است که اکراه بردار نیست.
زمانی می‌گوییم اکراه نکنید یعنی می‌شود اکراه کرد، اما شما نکنید. اما در این آیه منظور این نیست و بلکه این است که دینی که من از شما می خواهم جنسش با اجبار و اکراه نیست بلکه با انتخاب و آگاهی است.
امام حسین (ع) بسیار محتاطانه به حق انتخاب ولو برای دشمنانش احترام گذاشته است، حضرت تمام تلاش خود را کرد که هم اصحاب خودش آگاهانه در روز عاشورا در کنارش مانده باشند و هم دشمن اگر می خواهد با او جنگ کند آگاهانه باشد. از این رو در روز قیامت یک نفر هم نمی تواند بگوید ما نمی دانستیم حتی انسان های خوبی هم که نیامدند نمی توانند بگویند نمی دانستیم. چون همه آگاهانه انتخاب کردند که یا در جنگ مقابل امام حاضر باشند، یا در کنار امام بمانند یا اصلا امام را همراهی نکنند.
امام حسین خون داد که انسان جاهل نماند ، مجلس حسینی، آن مجلسی است که پس از شرکت در آن سطح شعور فرد بالاتر رفته باشد. مجالس عزاداری باید بزرگ شمرده شوند اما باید همراه با معرفت باشد و فرد زمانی که گریه می کند یا به زیارت ایشان می رود باید شناختش از امام بیشتر شده باشد.
کسی که می خواهد قیام کند،به دنبال جمع کردن عِده و عُده است اما امام این کار را نکرد. امام به صحابه گفت که اگر می خواهید بیایید چه سرنوشتی دارید و به سمت مرگ می رویم . از خانواده خود امام حسین، برخی مثل محمد بن حنفی و عمر اطراف که برادر امام بودند هم نیامدند و ایشان به هیچ یک از آنها تشر هم نزد و گفت من وظیفه ام است که بروم و شما هم به وظیفه خود عمل کنید.

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن اسماعیلی


اخبار