مشروعیت و مقبولیت حکومت از دیدگاه نهج البلاغه
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهجالبلاغه علاوه بر اینکه مشروعیت حکومت خود را یک مشروعیت الهی میدانند و بر این تصریح دارند، اما در عین حال به عنصر مقبولیت و کارآمدی هم توجه ویژهای دارند.
مشروعیت و مقبولیت در پاسخ به دو سؤال متفاوت و جداگانه پیدا میشوند و نباید با هم خلط شوند. یعنی ممکن است حکومتی مثلاً با کودتا و بالإجبار قدرت را در دست گرفته باشد و مشروعیت نداشته باشد اما در عمل، رضایت عمومی را تأمین کند و مقبولیت داشته باشد و یا برعکس ممکن است حکومت مشروع و قانونی نتواند رضایت مردم را کسب کند و علی رغم آنکه مشروعیت دارد، مقبولیت عمومی خود را از دست میدهد.
در مورد مشروعیت و اینکه چه کسی به این سیستم اجازه داده است حکمرانی کند و زمامدار باشد، در طول تاریخ پاسخهای متفاوتی داده شده است. نظر اول منشأ حقانیت حکومت را به یک امر ماوراءالطبیعی و به طور خاص به خداوند متعال نسبت میدهد. این نظر در یونان قدیم و تا چندین قرن بعد از آن ادامه داشت و از آن به نام اتوکراسی یاد میشد، اما در قرون میانی، برخی از نظریۀ حکومت اتوکراسی دست برداشتند و به حکومتهایی روی آوردند که منشأ حقانیت خودشان را نژاد برتر یا برتریهای فردی میدانستند یا معتقد بودند شرافتی ذاتی دارند و اصلاً دیگران آفریده شدهاند تا فقط در خدمت اینها باشند. از این نظر با نام آریستوکراسی یاد میشود. نظریۀ سوم هم منشأ مشروعیت حکومت را آرای عمومی میداند که در حال حاضر گفتمان غالب دنیای معاصر است و به آن دموکراسی گفته میشود. پس آتوکراسی، آریستوکراسی و دموکراسی سه نظریهای هستند که به تدریج در طول تاریخ در مورد مبنای مشروعیت پیدا شدهاند.
اما در مقبولیت تنها به نوع عملکرد حکومت و اینکه چقدر در کارکردهای ذاتی خود موفق بوده یا نبوده، نگاه میشود.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهجالبلاغه علاوه بر اینکه مشروعیت حکومت خود را یک مشروعیت الهی میدانند و بر این تصریح دارند، اما در عین حال به عنصر مقبولیت و کارآمدی هم توجه ویژهای دارند. اکنون میخواهیم با توجه به سخنان و عملکرد حضرت به این بپردازیم که اولاً نوعی پیوند بین مشروعیت و مقبولیت برقرار است و ثانیاً از سوی مقابل، ملازمهای وجود ندارد بین اینکه هر حکومت مشروعی توانسته باشد مقبولیت عمومی را هم به دست بیاورد و چه بسا حکومتهای به ظاهر مردمسالار و مبتنی بر آرای عمومی برای مردم حقوقی قائل نیستند و از مردم از کار میکشند، آنها را به عنوان یک ماشین و ابزار صرف نگاه میکنند و مشروعیتی ندارند و چه بسا حکومتهایی که به ظاهر و بر اساس مبانی مشروعیت الهی حاکم شده باشند، اما در عین حال در عمل نتوانسته باشند به وظایف خود عمل کنند.
امیرالمؤمنین علیه السلام بارها در نهجالبلاغه به این نکته اشاره کردهاند که حق حکومت را الهی میدانند و چون از جانب خداوند منصوب بودهاند، هیچ کس دیگری حق حکومت نداشته است و کسانی که با آرای عمومی، در مقابل ایشان قد عَلم کردهاند و میخواستند حکومت را به دست بگیرند، در حقیقت لباسی را که مال دیگران بوده بر تن کردهاند. یکی از آنها، خطبۀ شقشقیه است که حضرت در آن بیان میکنند حکومت، حق الهی من بود ولی به خاطر مصالحی که وجود داشت و مردم نتوانستند به حق عمل کنند، من سکوت را ترجیح دادم نه اینکه حکومت، حق من نبود. حالِ من مانند کسی بود که حق خودش را بربادرفته و غارتشده میبیند.
أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِی قُحَافَهَ] وَ إِنَّهُ لَیعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى.[۱] فلانی این لباس -لباس خلافت- را که برای خودش نبود به تن کرد. در حالی که میدانست خلافت نسبت به من مثل سنگ آسیابی است که دارای یک محور اصولی و اساسی است و من آن محور بودم.
ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ وَ لَا یرْقَى إِلَی الطَّیرُ. مرغ اندیشۀ هیچکس نمیتواند به بلندای فضایل من برسد و سیل مناقب از من سرازیر است. (هیچکس نمیتواند شایستگیای مانند من داشته باشد).
فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً وَ طَوَیتُ عَنْهَا کَشْحاً اما من از این لباس چشم پوشیدم.
وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِی بَینَ أَنْ أَصُولَ بِیدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْیهٍ عَمْیاءَ. زیرا بر سر یک دوراهی مانده بودم. از یک طرف باید بر مشروعیت خود پافشاری میکردم که خلافت فقط حق من است و آن را بگیرم، اما چون جامعه ظرفیت آن را نداشت و مقبولیت عمومی وجود نداشت بین دولت و ملت در آن زمان شکاف میافتاد. از طرف دیگر مجبور بودم بر این خفقان و گمراهی عمومی صبر کنم و مشروعیتی که از دستم گرفته بودند را نادیده بگیرم.
یهْرَمُ فِیهَا الْکَبِیرُ وَ یشِیبُ فِیهَا الصَّغِیرُ وَ یکْدَحُ فِیهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى یلْقَى رَبَّهُ این از دست رفتن مشروعیت حکومت چنان سخت بود که بزرگسالان از غصۀ آن پیر و فرتوت و خردسالان از غصه به پیری میرسیدند و مؤمن هم چنان در این گیرودار و تکاپو رفت و آمد میکرد تا عمر وی به سر بیاید.
فَرَأَیتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا. در نهایت به این نتیجه رسیدم که صبرکردن و شکیباییکردن در این زمینه بیشتر مورد نیاز است. صبر کردم مانند صبرکردن کسی که در استخوان در گلو و خاری در چشم داشت.
أَرَى تُرَاثِی نَهْباً من نگاه میکردم میدیدم که حق من را دارند میخورند و از بین میبرند، اما چارهای جز این نداشتم که به خاطر حفظ منافع عمومی از حق مشروع خودم چشمپوشی کنم.
به همین دلیل است که میگوییم مقبولیت هیچ منافاتی با مشروعیت ندارد و ممکن است مشروعیت الهی خالص -آن هم مثل مشروعیت امیرالمؤمنین علی علیه السلام که نصب خاص هستند- وجود داشته باشد ولی به هر دلیل، مقبولیت از بین رفته باشد و این عدم مقبولیت باعث میشود مشروعیت هم نتواند کار خودش را انجام دهد.
اما در عین اینکه در موارد متعددی حضرت علیعلیه السلام تأکید میکنند مشروعیت خلافتشان از جانب خداست، اما باز هم بیان میکنند این امر، دلیل نمیشود که از حقوق مردم سرپیچی کنم یا اجازه داشته باشم نسبت به انجام وظایفی که هر حاکم خوب یا بد به عهده دارد در انجام آن وظایف کوتاهی کنم و بسیار بر حقوق مردم تأکید میکنند، زیرا مشروعیت منافاتی با حقوق مردم ندارد. نکتۀ بالاتر و جالبتر نیز تعابیری است که در موارد مربوط به تبیین جایگاه و حقوق مردم در نهجالبلاغه آمده است و قبلاً نیز به آنها اشاره شده است. مثلاً حضرتدر مورد کارکرد یک حکومت فرمودند هر جامعهای باید حتماً حکومت و فرمانروایی داشته باشد و این حکومت فرقی نمیکند مشروعیت الهی دارد یا مشروعیت خود را با اموری مانند مردمیبودن یا نژاد و… توجیه میکند و یا حتی فاقد مشروعیت باشد به هر حال وظایفی دارد و باید به حقوق مردم عمل کنند.
موارد دیگری هم در نهجالبلاغه راجع به این مطلب وجود دارد مثلاً حضرت میفرماید «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِی»[۲] و وظایف والی را برمیشمرد. نکته اینجاست که والی هر کس میخواهد باشد، والیِ بامشروعیت الهی یا غیرالهی باشد، والیِ فاجر یا نیکوکار باشد، مردم بر او حق دارند و انجام این حقوق جزء وظایف همۀ حکومتها با هر دیدگاه و هر مشروعیتی است.
و یا در نامه به مالک اشتر فرمودند «وَ إِیاکَ وَ الْمَنَ عَلَى رَعِیتِکَ بِإِحْسَانِکَ أَوِ التَّزَیدَ فِیمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ فَإِنَّ الْمَنَّ یبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَیدَ یذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ وَ الْخُلْفَ یوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ النَّاسِ قَالَ اللَّهُ [سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى] تَعَالَى (کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُون) با اینکه منصوب از طرف من هستی و مشروعیت خود -که یک مشروعیت الهی است- را از من گرفتهای و با انتخاب خود مردم به مصر نمیروی، اما مراقب باش وقتی در آنجا برای مردم کاری و خدمتی انجام میدهی منت به سر مردم نگذاری یا اگر عملکردی داری، بخواهی کارنامۀ خودت را پررنگتر از آن چیزی که واقعیت دارد به مردم نشان دهی و یا اینکه به مردم وعدههایی بدهی و با این وعدهها مردم را امیدوار کنی.، زیرا منت، احسان را باطل مىکند و مبالغه و زیاد جلوه دادن چیزى حقیقت آن را تباه مىسازد و خلف وعده خشم و غضب خدا را برمىانگیزد. خداى متعال گفته است: (کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ).
مرحوم شهید مطهری نیز در مورد نگاه نهجالبلاغه به حکومتی با مشروعیت الهی مینویسد: «در نهجالبلاغه با آنکه این کتاب مقدس قبل از هر چیزی کتاب توحید و عرفان است و در سراسر آن سخن از خدا است و همه جا نام خدا به چشم میخورد از حقوق واقعی تودۀ مردم و موقعیت شایسته و ممتاز آنها در برابر حکمران و اینکه مقام واقعی حکمران امانتداری و نگهبانی حقوق مردم است غفلت نشده، بلکه سخت بدان توجه شده است. در منطق این کتاب شریف امام و حکمران، امین و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنهاست. از این دو یعنی حکمران و مردم، اگر بناست یکی برای دیگری باشد، این حکمران است که برای تودۀ محکوم (مردم) است. نه تودۀ محکوم (مردم) برای حکمران».
نکتۀ دیگر این است که در حکومتهایی که مشروعیت آن، مشروعیت الهی است، نه تنها نسبت به رعایت حقوق و آزادیهای شهروندان بیتوجه نخواهد بود، بلکه در چنین حکومتهایی رعایت حقوق و آزادیهای مردم جدیتر هم هست. به دلیل اینکه حکومتی که خداوند به او داده، اصلاً برای انجام چنین وظایفی است و اگر در حکومتهای مبتنی بر دموکراسی و مردمسالاری، حاکمان احیاناً خودشان را در مقابل مردم و نمایندگان آنها پاسخگو میدانند، در حکومتهای مبتنی بر مشروعیت الهی، علاوه بر پاسخگویی در قبال نمایندگان مردم و آحاد شهروندان، حاکمان خودشان را در مقابل خدا هم مسئول میدانند و علاوه بر پاسخگویی دنیوی، خودشان را برای روزی که از تمام زوایا و حتی چیزهایی که مردم به طور طبیعی از آنها مطلع نمیشوند و در روز قیامت از آنها سؤال خواهد شد آماده کنند.
به این دلیل که نوع نگاه این چنین است، بهدست گرفتن حکومت و نشستن بر سریر قدرت هیچ امتیازی برای حاکم ایجاد نمیکند و حتی در موارد متعددی این هشدار داده شده است که صاحبان قدرت سیاسی باید مراقب باشند مبادا آهسته آهسته و با القائات شیطانی احساس کنند ذاتاً نسبت به دیگران برتریای دارند و میتوانند نسبت به انجام وظایف دینی قصوری داشته باشند یا تقصیرهای آنها قابل عفو و گذشت است.
خیر، اینطور نیست. بهدست گرفتن قدرت، مشهور، معروف و حتی محبوبشدن چیزی به انسان اضافه نمیکند و مجوزی برای فرار حاکم از وظایف خود نیست. تنها ملاک برتری از نظر قرآن کریم، تقواست و تقوا هم چیزی نیست که بتوانیم به آسانی در این دنیا و با ارزیابیهای مادی خود آن را بسنجیم و اندازهگیری کنیم. چنانکه وقتی خداوند میفرماید ما شما را از زن و مرد آفریدیم، از قبیلههای گوناگون آفریدیم تا یکدیگر را بشناسید اما آنچه مایۀ برتری است فقط تقوا و پرهیزگاری است. نکتۀ قابل توجه و مهم در عبارت (إِنَّأَکْرَمَکُمْعِنْدَاللَّهِأَتْقاکُمْ)[۳] قید «عِنْدَاللَّهِ» یعنی در پیشگاه خدا است، زیرا تقوا امری درونی است و نمیشود عند الناس آن را ارزیابی و اندازهگیری کرد و فقط نزد خدا معلوم میشود واقعاً چه کسی با تقواتر است و تقوای چه کسی از دیگری کمتر است.
امام علیعلیه السلام نیز بر اساس همین آیه تأکید دارند مبادا حاکمان احساس کنند دارای موقعیت و برتری ویژهای هستند و هشدار میدادند حتی اگر انسان بسیار والا و بزرگی هم هستید، باتقوا بودن و بزرگوار بودن ربطی به جایگاه اجتماعی و سیاسی شما ندارد. به عبارت دیگر، حتی مقامات معنوی شما تأثیری در این ندارد که بتوانید مردم را کوچکتر از خودتان بدانید یا حقوق آنها را نادیده بگیرید.
[۱].نهجالبلاغه، خطبۀ ۳٫
[۲].همان، نامۀ ۵۰٫
[۳]. حجرات،آیۀ ۱۳٫
در نمایشگاه رسانه های ایران برگزار شد
آیین بزرگداشت دکتر محسن اسماعیلی به عنوان استاد و پیشکسوت حقوق رسانه
اخبار
- Nouveaux Casinos en Ligne : Sites de Casino Frais 2026
- اعیاد شعبانیه مبارک باد
- آگاه سازی و خرافه زدایی در سیره پیامبر اعظم (ص)
- به یاد «خلاصه خوبی ها»؛ شهید علیرضا عاصمی
- چقدر جای او خالی است!
- شش درس ماندگار از مولود کعبه
- درس هایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۴): آیت الله طالقانی و احیای کتاب گمشده اش
- درس هایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۳): سوگند به قلم های پاک و کتاب های استوار
- آنچه از «گنجینه خواف» نمی دانیم
- درسهایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نائینی (۲): مردم دوستی و غیرت دینی؛ دو شرط رهبری دینی
- Online Gambling Enterprises: A Modern Means to Play
- What Makes Modern Online Casinos So Popular
- What Makes Modern Online Casinos So Popular
- فیلم/ بازدید دکتر اسماعیلی از خبرگزاری ایکنا و سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور
- بازدید دکتر اسماعیلی از خبرگزاری ایکنا
از نگاه دیگران
دکتر محسن اسماعیلی، معاون راهبردی و امور مجلس رئیس جمهور: