فرهنگ و نقش خط و زبان در آن
فرهنگ هر ملت شناسنامه و هویت آن ملت به شمار میرود و به سان روح برای بدن است که بدون آن حیات و رشد معنی ندارد. مجموعه اعتقادها و رفتارهای مشترک افراد جامعه که از نسلی به نسل بعد منتقل میشود نمایانگر جایگاه و ارزش تاریخی آن ملت است.
فرهنگ هر ملت شناسنامه و هویت آن ملت به شمار میرود و به سان روح برای بدن است که بدون آن حیات و رشد معنی ندارد. مجموعه اعتقادها و رفتارهای مشترک افراد جامعه که از نسلی به نسل بعد منتقل میشود نمایانگر جایگاه و ارزش تاریخی آن ملت است.
برای مثال مردمی را در نظر بگیرید که با اعتقاد به خدا و زندگی جاوید در سرای دیگر زندگی کرده و میکنند و بر همینِ اساس درستکاری، نیکوکاری و پرکاری پیشه میکنند، نوع دوستی و ایثار برای آنان ارزش دارد و از خود شجاعت و فداکاری و حماسه نشان میدهند، چنین مردمانی بیتردید متفاوت از مردمان جامعه دیگری خواهند بود که همه هستی و امتیازهای آن را در بهرهمندی از مواهب مادی و اینِ دنیایی خلاصه میبینند و از این رو همه چیز را برای خود میخواهند، خوب و بد و زرنگی را تنها با معیار جلب منافع فردی میسنجند، کمک به دیگران و از خود گذشتگی را حماقت میپندارند و ترس مانع از ایستادگی آنان در برابر زیادهخواهیها و تجاوز بیگانگان به منافع ملی آنان میگردد.
بدیهی است سرنوشت و آینده این دو قوم کاملاً متفاوت است و البته تغییر و تبدیل در مجموعه این فرهنگها نیز موجب تغییر و تبدیل در سرنوشت آن ملت خواهد شد. چنین است که قرآن کریم، به عنوان یک قاعده کلی و سنت ثابت الهی تحولات تاریخی را به دگرگونیهای درونی هر جامعه مستند میسازد ؛ یعنی به تغییر فرهنگ آن. به اعتقاد مفسران
«جمله إنَّ اللّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقومٍ حتّی یُغَیِّر و اما بِأنفُسِهِم که در مورد از قرآن با تفاوت مختصری آمده است، یک قانون کلی و عمومی را بیان میکند؛ قانونی سرنوشت ساز و حرکت آفرینِ و هشداردهنده … این اصل قرآنی که یکی از مهمترین برنامههای اجتماعی اسلام را بیان میکند به ما میگوید هرگونه تغییرات برونی متکی به تغییرات درونی ملتها و اقوام است و هرگونه پیروزی و شکستی که به قومی رسید از همین جا سرچشمه میگیرد، بنابراین آنها که همیشه برای تبرئه خویش به دنبال عوامل برونی میگردند و قدرتهای سلطهگر و استعمار کننده را همواره عامل بدبختی خود میشمارند، سخت در اشتباهند، چرا که اگر این قدرتهای جهنمی پایگاهی در درون یک جامعه نداشته باشند، کاری از آنان ساخته نیست … این اصل قرآنی میگوید برای پایان دادن به بدبختیها و ناکامیها باید دست به انقلابی از درون بزنیم؛ یک انقلاب فکری و فرهنگی» .
از سوی دیگر فرهنگ را با هر تعریفی که در نظر بگیریم، خط و زبان دو عنصر اصلی و اساسی آن است؛ چرا که برقراری ارتباط با دیگران و انتقال فرهنگی به دیگران (چه معاصران و چه نسلهای بعد) که رمز حیات، دوام و بالندگی فرهنگ است، تنها از این راه ممکن است.
مک براید، نتیجهی تحقیقات تاریخی را چنین گزارش میکند که «در سراسر تاریخ، افراد بشر همواره در پیبهبود توانایی خویش برای دریافت و جذب اطلاعات دربارهی محیط پیرامون خود و افزایش سرعت، وضوح و تنوع در انتقال اطلاعات مربوط به خود بودهاند. آنان کار برقراری ارتباط را با استفاده از اشارات سر و دست و علایم صوتی آغاز کردند و برای انتقال پیامهای خود به توسعه و تکمیل یک رشته ابزار غیرلفظی پرداختند : موسیقی، رقص، طبل، آتشهای نشانه، نقاشی و دیگر نمادهای ترسیمی»
او در ادامه از «تکامل زبان» به عنوان «موقعیت ممتاز» بشر یاد کرده و میگوید : «خط، دومین پیشرفت و دستاورد عمدهی بشر، به کلام، دوام و بقا و به جوامع، استمرار میبخشد.»
جامعهشناسان تصریح میکنند که : «یکی از ویژگیهای خاص انسان، توانایی و مهارت او در برقراری ارتباط با دیگران، به عالیترین و پیچیدهترین وجه است. استعداد بسیار تکامل یافته انسان در برقراری ارتباطات نمادی، اکتساب فرهنگ را آسان، و انتقال فرهنگ را از نسلی به نسل دیگر ممکن میکند. جامعهشناسان و انسانشناسان، هر دو بر این عقیدهاند که چنانچه انسان استعداد و مهارت وسیع فراگیری زبان و برقراری ارتباط با دیگران را نداشت، نمیتوانست به حیات خود ادامه دهد.
ارتباط نمادی آدمیان به سه شیوه اساسی صورت میگیرد. شیوه نخست، زبان گفتاری است که عبارت از الگوهای صوتی و معانی پیوسته به آن است. زبان گفتاری آموزش و ارتباطات را آسان میکند. دومین شیوة ارتباط، زبان نوشتاری است که عبارت از ثبت تصاویری از گفتار است. زبان نوشتاری آموزش حفظ و میراث فرهنگی را تسهیل میکند. سومین روش، زبان جسمانی است که از ادب عامیانه گرفته شده است و به معنای برقراری ارتباط، با حرکات دست و صورت و به طور کلی با ایما و اشاره است.»
با در نظر گرفتن آنچه گفته شد، اهمیت خط و زبان در حفظ هویت ملتها آشکارتر میشود. این خط و زبان است که مردم را به گذشته خود پیوند میدهد و آنان را برای دفاع از داشتهها و پیشینه خود آماده و فداکاری و مقاومت میکند. بدیهی است با تغییر زبان و خط، در درازمدت ملتی پدید خواهد آمد که گویی نوزادی است با نسب مجهول و بدون هرگونه پشتوانه نسلی و تاریخی. پایداری، فداکاری و راهیابی چنین کودکی به قلههای موفقیت بسی دشوارتر از نوازد دیگری است که در دامان خاندانی با سابقه، پرفضلیت و فرزانهپرور زاده میشود.
تلاشی مکرر و مداوم قدرتهای بزرگ استعمارگر برای تغییر خط و زبان کشورهای جهان سوم نیزِ به همین دلیلِ است. استعمارگران که عمدتاً دولتهایی نو پیدا و فاقد تمدنهای کهن هستند، برای القای ناامیدی و خودباختگی در ملتهای عقب مانده، که اتفاقاً دارای پیشینه طولانی و تمدنهایی افتخار آفرین هستند، تلاش میکنند تا آنان را از گذشته خود جدا سازند. واقعیتهای بیرونی هم نسبت مستقیمی میان میزان موفقیت آنان در این توطئه و میزان موفقیت آنان در تسلط بر ملتها را نشان میدهد.
استعمارگران چنین وانمود و تبلیغ میکردند که زبان و خط سنتی در سایر کشورها عامل عقبافتادگی آنان است و برای نیل به پیشرفت و توسعه چارهای جز تن دادن به زبان و خط قدرتهای بزرگ نیست.
برای نمونه در ترکیه برای نوشتن ترکی خط لاتین، در آذربایجان شوروی برای نوشتن آذری و در تاجیکستان برای نوشتن خط فارسی دری و در ترکمنستان برای نوشتن ترکمنی و در ازبکستان برای نوشتن از بکی خط روسی را به کار گرفتند تا پیشرفت کنند، اما تنها کاری که کردند بریدن رابطهی خود با گذشته بود؛ گذشتهای که غالباً درخشان بود.
در ایران نیز همین هدف تا آنجا دنبال شد که در مقابل مقاومت علما، میرزا فتحعلی آخوندزاده پیشنهاد کرد: «الفبای قدیم در دست علمای دینیه بماند که کتب دینیه را در خط قدیم یاد گرفته به ما تلقین بکنند. یعنی الفبای قدیم مخصوص امور اخرویه بشود، الفبای تازه مخصوص امور دنیویه»، او حتی خطی از روی خط روسی هم اختراع و پیشنهاد کرد.
اما به لطف بیداری علما و مقاومت مردم، ایران از دام این توطئه است و برکات آن را هم اکنون در حفظ هویت ملی و دینی خود در مقایسه با کشورهای یاد شده میبیند. تاکید فراوان زبان شناسان برای حفظ اصالت زبان و چهرة مکتوب آن، یعنی خط، را باید در همین راستا ارزیابی کرد و ارج نهاد. فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در «حفظ چهرة خط فارسی» را نخستین قاعده الزامآوری میداند که باید در تدوین «دستور خط فارسی» و عمل به آن رعایت کرد؛ «از آنجا که خط در تامینِ و حفظِ پیوستگیِ فرهنگی نقشی اساسی دارد، نباید شیوهای برگزید که چهرة خطّ فارسی به صورتی تغییر کند که مشابهت خود را با آنچه در ذخایرِ فرهنگی زبان فارسی به جا مانده است به کلّی از دست بدهد و در نتیجه متون کهن برای نسل کنونی نامأنوس گردد و نسلهای بعد در استفاده از متون خطّی و چاپیِ قدیم دچار مشکل جدّی شوند و به آموزش جداگانهای محتاج باشند.»
رسانهها و مسأله خط و زبان
بدون تردید «زبان در قلب و هسته اصلی کلیهی وجوه ارتباطات بشری قرار دارد.» و رسانهها برای برقراری ارتباط با مخاطبان ناچار از به کارگیری آن هستند؛ گاه به صورت گفتاری و گاه به صورت نوشتاری. این چنین است که زبان و مسائل ناشی از آن (نظیر گویشهای محلی و قومی در ارتباطات شفاهی و خطّ در ارتباطات کتبی) نقش مهمی در کارکرد رسانهها پیدا میکنند.
رسانهها، در سادهترین وجه، میتوانند با آموزش مستقیم خط و زبان به توسعه و گسترش حوزهی کاربرد آنها کمک کنند. آموزش یکی از کارکردهای اصلی رسانهها در دنیای امروز است که به دلیل قلمرو نفوذ و عمق تاثیر رسانهها مورد توجه فراوان قرار گرفته است.
از سوی دیگر خط یا زبانی که در رسانهها مورد استفاده قرار میگیرد، مستقیم یا غیر مستقیم و خواسته یا ناخواسته، به عنوان خط یا زبان الگو در میان مخاطبان رایج خواهد شد. رواج فوری و گسترده واژگان و حتی لحنهای به کار رفته در برنامههای رادیو و تلویزیون، در میان مردم نشانهی روشن این الگو سازی است. این واقعیت در مورد سایر انواع رسانهها نیز صادق است و حتی از یک جهت، مطبوعات در این زمینه موثرترند و آن جنبهی ثبت و ماندگاری آنها است.
حفظ و تقویت همبستگی ملی از طریق ترویج زبان رسمی و مشترک، در کنار احترام به زبانهای محلی و قومی، کارکرد دیگری است که میتوان از رسانهها انتظار داشت.
این فرصتها البته میتواند به تهدید نیز تبدیل شود. تسلط استعمارگران و زیادهخواهان بر بزرگترین بنگاههای رسانهایِ جهان، به این نگرانی دامن میزند که آنان با تحمیل زبان و فرهنگ خود بر ملتهای نابرخوردار ازتوان رسانهای، هویت ملی آنان را دستخوش ضعف و زوال سازند.
همانگونه که مک براید گفته است: «یک عامل عمده که در هر سیاست ارتباطیِ موفق وجود دارد، انتخاب زبانهایی است که به کار میرود. از آنجا که زبان، ناقل اصلی فرهنگ است، هر چیزی که منجر به برتری یک زبان بر زبان دیگر میشود ـ خواه ارادی یا غیر ارادی ـ مسائلی جدّی ایجاد میکند، زیرا قدرت نخبگان مسلط را تقویت میکند و اقلیتها را محدود میسازد.»
از همین جا است که با توسعهی وسایل ارتباط جمعی و پیدایش فناوریهای نوین رسانهای، آیندهی خط و زبانهای گوناگون در هالهای از ابهام و نگرانی قرار گرفته است. به عنوان مثال یکی از نویسندگان با اشاره به این تخمین که بین 60 تا 80 درصد منابع اینترنتی با زبان انگلیسی منتشر میشوند، عنوان مقالهی خود را این پرسش قرار میدهد که «آیا بر روی اینترنت فضایی برای دیگر زبانها و فرهنگها، غیر از زبان و فرهنگ آمریکایی وجود دارد؟»
«در جهانی که پنچ تا هشت هزار گروه قومی مختلف تقریباً در 160 کشور جهان با 5000 زبان مختلف زندگی میکنند.» ، معلوم است که سهم زبان انگلیسی در فضای اینترنت تا چه اندازه بالا است و چگونه میتواند به عاملی برای کمرنگ یا محو شدن تدریجی زبانهای دیگر تبدیل شود؛ هر چند ممکن است عدهای نیز فناوریهای جدید نظیر اینترنت را فرصتی برای طرح، آموزش و گسترش زبانهای مهجور در سراسر جهان بدانند.
در این باره پرسشها و نگرانیهای دیگری هم وجود دارد که مجموعاً ضرورت قانونمند شدن رابطهی رسانهها با خط و زبان را آشکار میسازد.
انواع چالشها و راهبردها حقوقی
حقوق که باید تنظیم کنندهی رفتار اجتماعی، حافظ منافع ملی و پاسخگوی نیازهای ملت باشد، نمیتواند و نباید در برابر مسأله مهمی نظیر خط و زبان ساکت و بیتفاوت بماند. برای همین منظور، قانونِ اساسیِ اکثر کشورها یک زبان را به عنوان زبان رسمی و ملی آن کشورها تعیین کرده و برای حراست و گسترش آن تدابیری اندیشیده است. البته میتوان اندک کشورهایی را نیز نام برد که مانند کانادا به دلایل خاص تاریخی و فرهنگی یا بافت جمعیتی دو زبان رسمی انتخاب کردهاند. حتی طبق قوانین سوئیسی این کشور دارای چهار زبان ملی و سه زبان رسمی میباشد. در هر حال رسمیت یک یا چند زبان در هر کشور از دو سو حساسیتها و پرسشهایی را بر میانگیزاند؛ یکی در برابر زبان و خط بیگانه (خارجی) و دیگری در برابر گویشهای مختلف و زبانهای محلی و قومی که در قلمرو جغرافیایی آن کشور رواج دارد. سیاستگذاری در برابر زبانهای بیگانه، دستکم در حوزه نظری، چندان متفاوت و مشکل نیست. کم و بیش همه دولتها تلاش میکنند تا ضمن احترام، و حتی آموزش، زبانهای مهم خارجی از ورود و سلطه آنها بر زبان ملی جلوگیری کنند. اما تصمیمگیری در مورد زبانهای محلی و قومی دارای جنبههای مختلف، پیچیده و آثار بسیار مهم فرهنگی، سیاسی و امنیتی است.
از نظر فرهنگی و با یک نگاه جامعهشناسانه اصلیترین پرسش این است که سیاستگذاریهای ملی باید در جهت حذف ( و یا حداقل تضعیف) زبانهای قومی و محلی باشد یا در جهت ترویج و حفظ آنها؟
از نگاه سیاسی این سوال عمده مطرح است که آیا همبستگی اجتماعی و وفاق ملی مستلزم خط و زبان واحد است یا این هدف راهبردی منافاتی با رواج زبانها و احیاناً خطهای محلی ندارد؟
از لحاظ امنیتی نیز مهمترین مسأله حفظ وحدت ملی است و اینکه ترویج زبانهای غیررسمی و غیر ملی تاثیر مثبتی بر این موضوع دارند یا تاثیری منفی؟
در پاسخ به این پرسشها برخی معتقدند هر خط و زبان حامل تمدن و فرهنگی متناسب با خویش است که نباید نادیده گرفته شود ؛ چه رسد به محدود سازی آن. وجود خرده فرهنگ ها نه تنها منافاتی با کلان فرهنگ و وحدت اجتماعی ندارد، که زمینهساز تحقق و رشد آن است. احترام به خواست اقوامی که به زبانهای غیررسمی سخن میگویند موجب دلبستگی و همراهی آنان با نظام مرکزی میشود. نمونههای عینی این تحلیل اندک نیست و بر همین اساس است که سازمان ملل متحد و آژانسهای تخصصی وابسته به آن برنامههای متعددی برای حفظ و بسط زبانها و خطهای گوناگون جهان دارند.
در نقطه مقابل، عدهای بر این باورند که ترویج و تقویت خرده فرهنگها موجب تضعیف و فروپاشی کلان فرهنگها در طول زمان شده و ضمناً احساسات قوم گرایانه را تحریک خواهد کرد. بدیهی است در این صورت آشوبهای قومی و محلی آغاز شده و به تحرکات جدایی طلبانه منجرخواهد شد.
بررسی دلایل اختلاف نظرهای فوق و ارزیابی استدلال طرفین که در سطحی بالاتر تحت عنوان آثار مثبت یا منفی وجود «قوم مرکزی» در میان جامعهشناسان مورد بحث و بررسی قرار میگیرد ، خارج از هدف و حوصله این نوشتار است. آنچه در این جا مورد توجه است، تنها ابعاد حقوقی موضوع است که البته نشانگر تمایل و انتخاب سیاستگذاران و حاکمان هر کشور به یکی از دو گرایش عمدهای است که به آن اشاره شد. در ادامه خواهیم دید که قوانین کشور ما، چه قانون اساسی و چه قوانین عادی، گرایش نخست را پذیرفتهاند و ضمن اعلام «خط و زبان فارسی» به عنوان «خط و زبان فارسی»، اهمیت و جایگاه زبانهای قومی و محلی را نیز نادیده نگرفتهاند. از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نه تنها حفظ و ترویج این زبانها با مانعی روبهرو نیست، که دولت نیز موظف به حمایت از آنها است.
این دقیقاً همان راهبردی است که «کمیسیون بینالمللی مطالعهی مسائل ارتباط» در پایان گزارش تحقیقی خود، به کشورهای جهان توصیه کرده است:
«از آنجا که زبان، تجربهی فرهنگی مردم را تجسّم میبخشد، تمامی زبانها را باید به حدّ کافی برای خدمت به احتیاجات پیچیده و گوناگون ارتباط نوین توسعه بخشید. ملتهای در حال توسعه و جوامع چند زبانی، نیازمند تحول سیاستهای زبانی هستند؛ سیاستهایی که موجب تعالی تمامی زبانهای ملی شود، حتی زمانی که برخی از این زبانها را آنجا که لازم است، برای استفاده ی گستردهتر در ارتباط، تعلیمات عالی و امور اجرایی بر میگزینند…»
خط و زبان فارسی در آیینهی قوانین
مقررات قانونی مشترک بیان خط و زبان فارسی و رسانهها را باید در سه قسمت جداگانه بررسی کرد. این تقسیمبندی براساس میزان اعتبار و اقتدار آن مقررات و به این ترتیب است؛ قانون اساسی، قوانین عادی و سایر مصوبات لازم الاجرا.
اول ـ قانون اساسی
در میان یکصد و هفتاد و پنج اصلِ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، فقط اصل پانزدهم به تعیین وضعیت زبان و خط فارسی اختصاص یافته است.
طبق اصل یاد شده «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این خط و زبان باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»
از متن این اصل میتوان نکتههای زیر را استنباط کرد:
1. علاوه بر زبان، خط رسمی و مشترک مردم ایران هم فارسی است. به این ترتیب کتابت زبان فارسی با الفبای غیر فارسی (برای مثال، انگلیسی) در اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی ممنوع است.
2. «زبان رسمی به آن زبانی میگویند که در موسسات دولتی معمول است و احکام دولتی و امثال اینها باید با آن زبان باشد.» اما زبان و خط فارسی نه تنها زبان و خط رسمی که زبان و خط مشترک مردم ایران است. افتخارات بزرگ این زبان و خط از آنِ همه ایرانیان است و همهی آنان نیز باید در حفظ و حراست از آن سهیم باشند.» در حقیقت این زبان و خط محور همبستگی و وحدت ملی به شمار میرود.
3 . اسناد و مکاتبات و متون رسمی (رسمی، قید اسناد و مکاتبات نیز هست) و نیز کتابهای درسی (در همهی مقاطع تحصیلی) باید با خط و زبان فارسی باشد. نامهها و احکام اداری، موافقت نامهها با کشورهای دیگر، قوانین و هر متن رسمی دیگر به همین دلیل الزاماً باید با این خط و زبان باشد. البته بدیهی است، همان گونه که به هنگام تدوین و تصویب این اصل تصریح شده است ، کتابهای درسی مربوط به زبانهای دیگر (برای مثال، انگلیسی یا عربی) میتواند و باید به همان خط و زبان باشد و نه فارسی.
4. با این حال، استفاده از زبانهای محلی و قومی در دو جا آزاد اعلام شده است؛ یکی در مطبوعات و رسانههای گروهی و دیگری به هنگام تدریس در مدارس. مقصود از زبانهای «قومی» زبانهاییِ است که اختصاص به محل خاصی ندارند، مانند زبان ارمنی.
5. بنابر ذیل اصل پانزدهم، نه تنها انتشار مطبوعات با زبانهای محلی و قومی جایز است، بلکه هر رسانه دیگر، و از جمله صدا و سیما، نیز حق استفاده از این امتیاز را دارند.
6. جواز استفاده از زبانهای محلی و قومی اختصاصی به مطبوعات و رسانههایِ آن محل یا قوم ندارد. به همین دلیل است که برای مثال «در همین دستگاه رادیو و تلویزیون فعلی از فرستندهی مرکزی برنامهی کردی داریم.»
7. قید «در کنار زبان فارسی» مربوط به «تدریس ادبیات آنها در مدارس» است و شامل «استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی» نمیشود. بنابراین و به عنوان مثال میتوان تمام نشریهای را با زبان آذری منتشر کرد و نیازی به آن نیست که حتماً «در کنار زبان فارسی» باشد.
8. «روزنامهی رسمی جمهوری اسلامی ایران»، که از اسناد و متون رسمی کشور به شمار میرود، باید تنها به زبان و خط فارسی باشد. این روزنامه از سوی قوهی قضاییه منتشر میشود و شامل قوانین، آییننامهها، مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، احضاریهها و اطلاعیههای رسمی و مواردی از این قبیل است. غیر از این روزنامه، سایر مطبوعات کشور مجاز به استفاده از زبانهای محلی و قومی هستند.
در نمایشگاه رسانه های ایران برگزار شد
آیین بزرگداشت دکتر محسن اسماعیلی به عنوان استاد و پیشکسوت حقوق رسانه
اخبار
- Nouveaux Casinos en Ligne : Sites de Casino Frais 2026
- اعیاد شعبانیه مبارک باد
- آگاه سازی و خرافه زدایی در سیره پیامبر اعظم (ص)
- به یاد «خلاصه خوبی ها»؛ شهید علیرضا عاصمی
- چقدر جای او خالی است!
- شش درس ماندگار از مولود کعبه
- درس هایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۴): آیت الله طالقانی و احیای کتاب گمشده اش
- درس هایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۳): سوگند به قلم های پاک و کتاب های استوار
- آنچه از «گنجینه خواف» نمی دانیم
- درسهایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نائینی (۲): مردم دوستی و غیرت دینی؛ دو شرط رهبری دینی
- Online Gambling Enterprises: A Modern Means to Play
- What Makes Modern Online Casinos So Popular
- What Makes Modern Online Casinos So Popular
- فیلم/ بازدید دکتر اسماعیلی از خبرگزاری ایکنا و سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور
- بازدید دکتر اسماعیلی از خبرگزاری ایکنا
از نگاه دیگران
دکتر محسن اسماعیلی، معاون راهبردی و امور مجلس رئیس جمهور: