تاریخ انتشار: پنج شنبه ۰۱ اردیبهشت ۰۱ ساعت ۱۴:۱۵
اشتراک
غروب خورشید
در سوگ امیر دل ها؛ علی علیه السلام
…دیگر مدتها بود که امیرمومنان از سست عنصری و پیمان شکنی دلشکسته بود. می گفت هم شما از من خسته شده اید و هم من از شما! حالا دیگرسالهای زیادی از هجرت پیامبر گذشته بود و محاسن علی ازهمیشه سفیدتر و نورانی تر گشته بود.
این ماه رمضان حال و هوای دیگری داشت. به یتیمان و بینوایان کلمات رمزآلودی درباره وصل و هجران می گفت که دل آنان را می لرزاند. نسبت به فرزندانش هم همین طور! شبها را میان آنان تقسیم کرده و هر شب میهمان یکی از آنها بود. دخترش می گوید، چون شب نوزدهم ماه رمضان رسید پدرم برای افطار به خانه ما آمد و ابتدا به نماز ایستاد. من براى افطار او طَبَقى آوردم که دو قرص نان جو با کاسه اى از شیر و مقدارى از نمک در آن بود. چون از نماز فارغ شد، به آن طبق نگریست و گریست و فرمود: اى دختر! براى من در یک طَبَق دو نانخورش حاضِر کرده اى؟! مگر نمى دانى که من از برادر و پسر عموی خود رسول خدا پیروی مى کنم ؟
اى دختر! هـر کـه خـوراک و پوشاک او در دنیا نیکوتر است ایستادن او در قیامت نزد حق تعالى بیشتر اسـت، اى دخـتـر! در حـلال دنـیا حساب است و در حرام دنیا عذاب.پس گوشه ای از زهد حضرت رسـول را یادآوری کرد و فرمود: به خدا سوگند افـطـار نمی کنم تا از این دو خورش، یکى را بردارى؛ پس من کاسه شیر را برداشتم و آن حضرت اندکى از نان جو با نمک تناول فرمود و حمد و ثناى الهى به جا آورد و برخاست و دوباره بـه نـمـاز ایـسـتـاد. دیگر تا صبح مـشـغـول رکـوع و سـجـود بـود و تـضـرّع و ابـتـهـال بـه درگاه خالق متعال مى نمود.گاهی هم ازخانه بیرون مى رفت و داخل مى شد، به آسمان نگاه مى کرد و مى گفت : اَللّهُمَّ بارکْ لى فى الْمَوْتِ؛ خداوندا مرگ را براى من مبارک گردان، و بسیار مى گفت : اِنّا للّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجـِعـُونَ و نیز لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِاللّهِ العَلِىِّ الْعَظیمِ را تکرار مى کرد و صلوات مى فرستاد و استغفار مى نمود. گاهی زیر لب زمزمه می کرد: به خدا قسم دروغ نمى گویم و به من هم دروغ نگفته اند! ایـن همان شـبـى است کـه مـرا وَعـْده شـهادت داده اند.
زمـانـى کـه فـجـر طـالع شـد و موذن نداى نماز داد، حـضـرت آهنگ مسجد کرد، به ابراز احساسات مرغابیان که بال مى زدند و فریاد و صیحه مى کـردنـد، با ملاطفت پاسخ داد. سفارش کرد در رسیدگی به آنان کوتاهی نشود… و آنگاه که قلّاب کمربندش را گرفت، باخود گفت: اى على! کمر خود را براى مرگ ببند، که مرگ تو را ملاقات خـواهـد نـمـود…بالاخره علی وارد مـسـجـد شد و در تاریکى رکعتى چند نماز خواند، آنگاه بر بام مسجد برآمد و عاشقانه برای آخرین بار بانگ اذان در داد. با مهربانی همیشگی اش خفتگان را برای دیدار با خدا بیدارکرد. ابن ملجم نیز در میان آنان بود؛ در حالی که شمشیر مسموم خود را در زیر جامه پنهان کرده بود. چـون به او رسید، فرمود: برخیز!… قـصدى در خاطر دارى که نزدیک است آسمانها از آن فرو ریزد و زمین چاک شود و کوهسارها نگون گردد و اگر بخواهم مى توانم خبر دهم که در زیر جامه چه دارى!علی بـه مـحراب رفت و به نماز ایستاد.. و شد آنچه شد! صدای به خون نشسته آن حضرت را شنیدند که می گفت: بِسْمِ اللّهِ وبِاللّهِ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَرَبِّ الکَعْبَةِ.سـوگـنـد بـه خـداى کـعـبه که رستگار شدم !در همان لحظه بودکه مردم دیدند زمـیـن به خود می لرزد و دریـاهـا بـه خروش آمده اند، آسـمـانـهـا دگرگون گـشـت، درهـاى مـسـجـد بـه هـم خورد و ناله فرشتگان خدا بلند شد، باد سـیـاهـى وزیـد کـه جـهـان را تـاریـک کرد و جبرئیل در میان آسمان و زمین چنان فریاد زد که همه شنیدند.او خبر می داد که: به خدا سوگند ارکان هدایت در هم شکست و نـشـانـه هـاى پـرهـیـزکـارى ازبین رفت، عـروة الوثـقـاى اِلهـى گـسـیـخـتـه شـد؛ چرا که پـسـر عموی محمّد مصطفى کـشـتـه شـد و على مرتضى شهید شد؛ او را بدبخت ترین سیه بختان شهید کرد…432
اى دختر! هـر کـه خـوراک و پوشاک او در دنیا نیکوتر است ایستادن او در قیامت نزد حق تعالى بیشتر اسـت، اى دخـتـر! در حـلال دنـیا حساب است و در حرام دنیا عذاب.پس گوشه ای از زهد حضرت رسـول را یادآوری کرد و فرمود: به خدا سوگند افـطـار نمی کنم تا از این دو خورش، یکى را بردارى؛ پس من کاسه شیر را برداشتم و آن حضرت اندکى از نان جو با نمک تناول فرمود و حمد و ثناى الهى به جا آورد و برخاست و دوباره بـه نـمـاز ایـسـتـاد. دیگر تا صبح مـشـغـول رکـوع و سـجـود بـود و تـضـرّع و ابـتـهـال بـه درگاه خالق متعال مى نمود.گاهی هم ازخانه بیرون مى رفت و داخل مى شد، به آسمان نگاه مى کرد و مى گفت : اَللّهُمَّ بارکْ لى فى الْمَوْتِ؛ خداوندا مرگ را براى من مبارک گردان، و بسیار مى گفت : اِنّا للّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجـِعـُونَ و نیز لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِاللّهِ العَلِىِّ الْعَظیمِ را تکرار مى کرد و صلوات مى فرستاد و استغفار مى نمود. گاهی زیر لب زمزمه می کرد: به خدا قسم دروغ نمى گویم و به من هم دروغ نگفته اند! ایـن همان شـبـى است کـه مـرا وَعـْده شـهادت داده اند.

زمـانـى کـه فـجـر طـالع شـد و موذن نداى نماز داد، حـضـرت آهنگ مسجد کرد، به ابراز احساسات مرغابیان که بال مى زدند و فریاد و صیحه مى کـردنـد، با ملاطفت پاسخ داد. سفارش کرد در رسیدگی به آنان کوتاهی نشود… و آنگاه که قلّاب کمربندش را گرفت، باخود گفت: اى على! کمر خود را براى مرگ ببند، که مرگ تو را ملاقات خـواهـد نـمـود…بالاخره علی وارد مـسـجـد شد و در تاریکى رکعتى چند نماز خواند، آنگاه بر بام مسجد برآمد و عاشقانه برای آخرین بار بانگ اذان در داد. با مهربانی همیشگی اش خفتگان را برای دیدار با خدا بیدارکرد. ابن ملجم نیز در میان آنان بود؛ در حالی که شمشیر مسموم خود را در زیر جامه پنهان کرده بود. چـون به او رسید، فرمود: برخیز!… قـصدى در خاطر دارى که نزدیک است آسمانها از آن فرو ریزد و زمین چاک شود و کوهسارها نگون گردد و اگر بخواهم مى توانم خبر دهم که در زیر جامه چه دارى!علی بـه مـحراب رفت و به نماز ایستاد.. و شد آنچه شد! صدای به خون نشسته آن حضرت را شنیدند که می گفت: بِسْمِ اللّهِ وبِاللّهِ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَرَبِّ الکَعْبَةِ.سـوگـنـد بـه خـداى کـعـبه که رستگار شدم !در همان لحظه بودکه مردم دیدند زمـیـن به خود می لرزد و دریـاهـا بـه خروش آمده اند، آسـمـانـهـا دگرگون گـشـت، درهـاى مـسـجـد بـه هـم خورد و ناله فرشتگان خدا بلند شد، باد سـیـاهـى وزیـد کـه جـهـان را تـاریـک کرد و جبرئیل در میان آسمان و زمین چنان فریاد زد که همه شنیدند.او خبر می داد که: به خدا سوگند ارکان هدایت در هم شکست و نـشـانـه هـاى پـرهـیـزکـارى ازبین رفت، عـروة الوثـقـاى اِلهـى گـسـیـخـتـه شـد؛ چرا که پـسـر عموی محمّد مصطفى کـشـتـه شـد و على مرتضى شهید شد؛ او را بدبخت ترین سیه بختان شهید کرد…432
در نمایشگاه رسانه های ایران برگزار شد
آیین بزرگداشت دکتر محسن اسماعیلی به عنوان استاد و پیشکسوت حقوق رسانه
اخبار
- عکس/ حضور دکتر محسن اسماعیلی در مراسم گرامیداشت شهید سید اسماعیل خطیب، (وزیر اطلاعات)
- عکس/ حضور دکتر در مراسم بزرگداشت شهید علی لاریجانی
- اصول حاکم بر حقوق شهروندی در آثار شهید مطهری
- شهید لاریجانی ، خورشیدی فروزان در سپهر سیاست ایران/ او «مدیر تراز جمهوری اسلامی» بود
- عکس/ حضور دکتر اسماعیلی در راهپیمایی امام رضایی ها
- همه باید در مسیر منافع ملی ملت ایران گام بردارند/ ملت ایران در کنار برادران و خواهران خود در محور مقاومت تا شکست کامل دشمنان از پای نخواهد نشست
- تبیین فلسفه «ولایت» و ویژگیهای آن
- درسهایی از سیاست و حقوق در حکمرانی دینی (۱۷) تبیین فلسفه «ولایت» و ویژگیهای آن
- درسهایی از سیاست و حقوق در مکتب علامه نایینی (۱۶) از نایینی فقید تا خامنهای شهید
- معاون راهبردی و امور مجلس رئیسجمهور به پویش جانفدا پیوست
- همه ایرانیان از تبار دلیران تنگستان هستند
- لاریجانی مدیری مدبر، سیاستمداری صاحب سبک و خداشناسی بی ادعا بود
- حضور دکتر اسماعیلی در آیین تشییع پیکر شهیدان لاریجانی، سلیمانی و شهدای ناو دنا
- بیعت رضوان انقلاب و بشارت فتح قریب /یادداشتی از دکتر محسن اسماعیلی معاون راهبردی و امور مجلس رئیسجمهور
- حضور دکتر اسماعیلی معاون راهبردی و امور مجلس رئیس جمهور در راهپیمایی روز قدس