تاریخ انتشار: شنبه ۱۱ مرداد ۰۴ ساعت ۰۷:۵۰
اشتراک

به بهانه «روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی»

کرامت انسانی به مثابه مبنای حقوق بشر از دیدگاه قرآن و اسناد بین‌المللی

چهاردهم مرداد ماه در تقویم کشور ما به عنوان «روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی» نامیده شده است. این نامگذاری به مناسبت سالروز تصویب اعلامیه اسلامی حقوق بشر در سازمان کنفرانس اسلامی در سال ۱۳۶۹ (مصادف با ۵ اوت ۱۹۹۰) انجام گرفته است. ادامه مطلب …

جمهوری اسلامی ایران یکی از بانیان تهیه و تصویب این اعلامیه و پیشنهاددهنده تعیین روزی به این نام در تقویم مناسبت‌های سازمان کنفرانس اسلامی بوده است.

حقوق بشر از جمله موضوعات مهم روزگار ماست و اگر نگوییم غالب‌ترین گفتمان جهان معاصر، حقوق انسان و مباحث پیرامون آن است، بی‌تردید باید آن را از رایج‌ترین گفتمان‌های امروز دانست. امروز حداقل در حوزه نظریه‌پردازی و اظهارنظرها حقوق بشر مبنای گفت‌وگوهای علمی و حتی تنظیم روابط بین‌المللی معرفی می‌شود. اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز محور همه این تلاش‌هاست.

موضوع حقوق بشر و  متفکران مسلمان

محسن اسماعیلی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با ایکنا ضمن بیان مقدمه فوق، درباره اینکه موضع ما در برابر این واقعیت چیست؟ گفت: نیم‌نگاهی به موضع‌گیری متفکران مسلمان در برابر مفهوم «حقوق بشر»، و خصوصاً اعلامیه استانداردی که برای آن نوشته شده است، نشان می‌دهد که رفتار ما در این زمینه نیز غالباً انفعالی و تحت تأثیر افراط و تفریط است. این اشتباه نه تنها در میان مسلمانان و متفکران دیگر کشورهای اسلامی، که در میان اندیشمندان ایرانی هم دیده می‌شود.

وی افزود:‌ برخی متفکران و نویسندگان به صراحت تأکید می‌‌کنند که اصولاً اینگونه مفاهیم مولود تمدن غرب و بی‌سابقه در فرهنگ اسلامی است. حقوق بشر و مفاهیمی مانند آن، مفهوم‌های فلسفی یکپارچه‌ای هستند که یا پذیرفته می‌شوند یا رد می‌شوند. وابسته کردن این مفهوم‌ها به پسوندهای معینی چون غربی یا اسلامی تحریف فلسفه سیاسی و اشتباه و خطایی است که زندگی اجتماعی را دچار سردرگمی و گمراهی می‌کند.

اسماعیلی بیان کرد: این گروه معتقدند این تصور که ریشه‌های این مفاهیم در متون دینی اسلامی وجود دارد نادرست است. ریشه‌های این مفاهیم در متون دینی اسلامی وجود ندارد زیرا اینها اصولاً مفاهیم و موضوعات جدیدی هستند که در زندگی بشر پدید آمده‌اند. نتیجه طبیعی این باور آن است که گفته شود در مسائل حکومت و سیاست، فعل و قول معصوم حجت نیست و بالاتر اینکه مثلاً در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است.

عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران ادامه داد: در برابر چنین دیدگاهی که قطعاً قابل نقد و نفی است، گروهی دیگر از عالمان مسلمان به راهی کاملاً مخالف رفته‌اند؛ به این معنا که اصولاً منکر مقوله‌ای به نام حقوق بشر شده و آن را برخاسته از تفکرات اومانیستی دانسته‌اند. برخی از اینان تا آنجا پیش رفته‌اند که صاحب حق بودن انسان را از اساس زیر سؤال برده و آن را ناسازگار با مبانی دینی دیده‌اند. از نظر آنان انسان موجودی است مکلف، نه صاحب حق. بشر بنده خدا و مکلف به اطاعت از اوامر و نواهی اوست و از همین رو، دیگر نمی‌توان برای او حقی قائل شد. این سخنان که گاه با متونی مشتبه نیز مستند می‌شوند، اگر با این نتیجه‌گیری همراه باشد که فرزند آدم، اصولاً فاقد هرگونه حق، هرچند خداداد، است، نادرست و دارای آثار بسیار خطرناک است.

کرامت انسانی؛ مبنای حقوق بشر

وی با بیان اینکه این اختلاف‌نظرها در نهایت به شناخت و باور نسبت به انسان مربوط است، گفت: باید دید که آیا اصولاً انسان را چگونه موجودی می‌شناسیم. آیا «انسان بما هو انسان»، فارغ از هر گونه تمایز و خصوصیتی، دارای ارزش است و به دلیل همین ارزش ذاتی، دارای حقوقی مساوی با دیگران است که غیرقابل اسقاط هم هستند؟ این همان مبنای مهمی است که اصطلاحاً «کرامت ذاتی انسان» خوانده می شود.

عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار کرد: نویسندگان و طرفداران اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر، خود را پیروان چنین مبنایی می‌دانند. اعلامیه مذکور با این مقدمه آغاز می‌شود که «شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال‌ناپذیر آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشکیل می‌دهد». طبیعی است که بر اساس چنین اعتقادی، «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند» (ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر) و« هرکس می‌تواند بدون هیچگونه تمایز مخصوصا از حیث نژاد، رنگ، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی‌هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره‌مند گردد» (بند یک ماده ۲ همان اعلامیه).

وی افزود: حتی در آخرین ماده این اعلامیه تصریح شده است که «هیچیک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی‌های مندرج در این اعلامیه را از بین ببرند.» (ماده ۳۰ همان اعلامیه)

اسماعیلی یادآور شد: در مقدمه و متن دو میثاق بین‌المللی «حقوق مدنی و سیاسی» و نیز «حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» هم همین مفاد تکرار و تأکید شده است. بنابراین چنانکه از متون بنیادین فوق پیدا است محور اصلی این اعلامیه و دنباله‌های آن، «حیثیت ذاتی بشر» یا همان «کرامت‌ذاتی بشر» است. کرامت به معنی عزت و شرف، معادل واژه انگلیسی dignity است که در موارد متعدد از متون انگلیسی منشور ملل متحد واعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است. در ترجمه برخی از این اسناد گاهی هم به جای کرامت در مقابل dignity از واژه‌ «حیثیت» استفاده شده است.

کرامت ذاتی از نگاه قرآن

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه به تشریح جایگاه کرامت ذاتی انسان از نگاه قرآن پرداخت و گفت: در اینکه از نظر اسلام، انسان دارای شرافت و کرامت ذاتی است، نمی‌توان تردید کرد. متون معتبر دینی سرشار از نصوص متعددی است که صریحاً این حقیقت را تأیید می‌کنند و کافی است که از میان همه آن‌ها به آیه ۷۰ از سوره اسراء اشاره شود که می فرماید:«وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً»؛ طبق این آیه شریفه، آفریدگار علیم و حکیم می فرماید «ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و در خشکى و دریا سیرشان دادیم و از چیزهاى پاکیزه روزى‏‌شان کردیم و آنان را بر بسیارى از آفریده‌‏هاى خویش برترى کامل دادیم.»

اسماعیلی ابراز کرد: همانطور که از ظاهر این آیه پیداست، کرامت به همه انسان‌ها، آری همه انسان‌ها، اعطا شده است و چنانکه مفسران قرآن، و از جمله مرحوم علامه طباطبایی (ره) گفته‌اند: «این آیه در سیاق منت نهادن است؛ البته منتى آمیخته با عتاب»، یعنی با یادآوری کرامت و نعمت‌های خداداد به انسان، او را به دلیل سرپیچی‌هایش مورد سرزنش قرار می‌دهد. و «از همین جا معلوم مى‌‏شود که مراد از آیه، بیان حال جنس بشر است، صرف‌نظر از کرامت‌هاى خاص و فضائل روحى و معنوى که به عده‏‌اى اختصاص داده، بنابراین، این آیه مشرکین و کفار و فاسقین را هم زیر نظر دارد، چه اگر نمى‏‌داشت و مقصود از آن انسان‏‌هاى خوب و مطیع بود معناى امتنان و عتاب درست درنمى‌‏آمد.»

وی در پایان اظهار کرد:‌ با این حال در تفسیر «کرامت ذاتی بشر و تعیین رابطه آن با کرامت اکتسابی» اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد. نکته جالب دیگر در این آیه شریفه، استفاده همزمان از دو واژه کرامت و تفضیل است؛ « وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ … وَ فَضَّلْناهُمْ»، میان این دو تعبیر چه تفاوتى است؟ در این باره نظرات گوناگونى اظهار شده است؛ بعضى گفته‏‌اند «کَرَّمْنا» اشاره به مواهبى است که خدا ذاتاً به انسان داده است، اما «فَضَّلْنا»، اشاره به فضائلى است که انسان به توفیق الهى، اکتساب مى‏‌کند. پس هریک از افراد بشر، علاوه بر امتیازهایی که خود کسب می کند، برخوردار از یک امتیاز ذاتی است که خالقش به او داده است، و این امتیاز اعطایی، همان کرامت ذاتی بشر است.